1) «حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَديدٍ إِذا هُمْ فيهِ مُبْلِسُونَ»
گاهی عذاب الهی زمینه است برای اینکه انسان تضرع کند، (آیه قبل) اما اگر انسان با این حد از عذاب تضرع و توبه نکند، مبتلا به عذاب شدیدی میشود که دیگر هیچ کاری از او ساخته نیست و ناامیدی سراپای وجودش را خواهد گرفت.
2) «حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَديدٍ إِذا هُمْ فيهِ مُبْلِسُونَ»
وقتی درهای عذاب شدید را بر آنها باز کردند، یکدفعه کلاً ناامید شدند. اما چرا ناامید شدند؟ خوب، چرا توبه نکردند؟ ظاهرا این آیه ناظر به موقعیتی است که دیگر امکان توبه وجود ندارد. همان موقعیتی که دیگر ایمان آوردن فایدهای ندارد. این آیه مربوط به جهنم نیست، زیرا در جهنم، جهنمیان درون عذاب شدید هستند در حالی که در این آیه از باز شدن درهای عذاب شدید سخن به میان آمده است؛ یعنی هنوز وارد عذاب شدید نشدهاند.
اگر این آیه درباره جهنم نیست، پس درباره کجاست؟
در قرآن کریم اگرچه بیان شده که در آخرت و قبل از ورود به جهنم، درهای جهنم برای افراد باز میشود (زمر/71)؛ اما وضعیتهایی را که ایمان آوردن و توبه کردن دیگر سودی ندارد منحصر به آخرت ندانسته و دو موقعیت دیگر را نیز برای انسان مطرح نموده که ایمان آوردن دیگر فایده ندارد و زمانش گذشته است:
یکی در لحظه مردن است که فرعون در لحظه غرق شدن ادعا میکند ایمان آوردم و خطاب میشود: آیا الان؟ (یونس/90-91)؛
و دیگری در رجعت است که خداوند میفرماید وقتی برخی از آیات پروردگارت آمد، دیگر ایمان آوردن کسی که قبلا ایمان نیاورده یا در ایمانش بهره خوبی کسب نکرده، فایدهای ندارد (انعام/158) [علت اینکه این آیه، مربوط به رجعت، و نه آخرت دانسته شد، این است که در این آیه از آمدن «بعض آیات ربّ» سخن گفته شده، در حالی که قیامت عرصه بروز تمام آیات رب است. همچنین در زیارت آلیس صریحا جملات این آیه مربوط به رجعت معرفی شده است.] اگرچه برخی از مفسران صدر اسلام در میان صحابه و تابعین، به نظرشان رسیده که شان نزول این آیه مربوط به جنگ بدر، یا قحطی مکه به نفرین پیامبر ص ویا مربوط به فتح مکه باشد (مجمعالبیان، ج7، ص181)۱ اما طبق بیان فوق، معلوم میشود حق با اهل بیت بوده است که این آیه را بر رجعت تطبیق دادهاند (احادیث1 و 2)
3) از مقایسه این آیه با آیه قبل معلوم میشود که شدت عذابها با همدیگر متفاوت است. گاهی شخص عذاب میشود اما بقدری مغرور است که حتی تضرع نمیکند؛ اما در موردی دیگر، همین شخص، هنوز عذاب نشده، اما همین که در عذاب برویش گشوده میشود، وی تمام امیدش را از دست میدهد و یاس کامل بر وجودش مستولی میشود.
4) «حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَديدٍ إِذا هُمْ فيهِ مُبْلِسُونَ»:
این گونه نیست که عذابها صرفا برای پاک شدن انسانها باشد. البته برخی عذابها برای پاک شدن انسانهاست و شاید به همین جهت بود که در آیه قبل (مومنون/76) تعبیر کرد که «با عذاب آنها را گرفتیم» (توضیح بیشتر در جلسه 214، تدبر3). اما وقتی که آن عذاب در پاک شدن و برگشت آنها موثر نبود، در این آیه تعبیر کرد «در دارای عذاب را بر آنها گشودیم» و دیگر تعبیر «با عذاب گرفتیم» به کار نمیبرد. چنین عذابی دیگر برای پاک کردن نیست، زیرا در دو آیه قبلتر (مومنون/75) نشان داده که آنها بقدری در طغیان فرو رفتهاند که رحم کردن بر آنها جز بدتر شدنشان ثمرهای ندارد.
اما اگر عذاب آنها را پاک نمیکند، پس چرا عذاب میشوند؟
ظاهرا این عذاب، همان حقیقت و باطن طغیان آنهاست و آخرت عرصه ظهور باطن امور است. اینها به خاطر شدت طغیانشان، باطنشان صددرصد پلید و جهنمی شده، برای همین در جهنم جاویدان میمانند و هیچگاه پاک نمیشوند.
5) «حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَديدٍ إِذا هُمْ فيهِ مُبْلِسُونَ»
دومین تعبیر «إذا» در این آیه را اصطلاحا «إذا»ی فُجائیه مینامند، که به معنای وقوع یکدفعه و غیرمنتظره واقعهای است (در ترجمه از کلمه «بناگاه» استفاده شد). اگر انسان در مسیر کفر و لجاجت و طغیان پیش برود، و عذابها و سختیهایی که در مسیر زندگیش پیش میآید او را از انحرافش باز ندارد، به نقطهای میرسد که یکدفعه با باطن عمل خود مواجه میشود؛ و (اگر دقت کنیم که امید مهمترین عامل برای ادامه زندگی و فعالیت انسان است) این مواجهه غیرمنتظره، همه انگیزههای وی برای زندگی و هر فعالیتی را یکجا بر باد میدهد.
6) «حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَديدٍ إِذا هُمْ فيهِ مُبْلِسُونَ»:
برای مرجع ضمیر «ه» در «فیه» دست کم دو احتمال وجود دارد، که با توجه به قاعده امکان استعمال یک لفظ در چند معنا، هر دو میتواند مد نظر بوده باشد:
الف. منظور، همان موقعیت باز شدن درهای عذاب است، یعنی با باز شدن درهای عذاب، یاس تمام وجود آنها را فرامیگیرد.
ب. منظور، وضعیت عذاب شدید است؛ یعنی آیه میخواهد بگوید وقتی درهای عذاب شدید بر آنها باز میشود یکدفعه و پیش از آنکه به خود بیایند، متوجه میشوند که درون آن عذاب شدید قرار گرفتهاند.
7) این آیات (مومنون/74-77) یک پیام مهم برای ما دارد:
وقوع آخرت و عذابهای الهی کاملا جدی است و شوخیبردار نیست. آنها را جدی بگیریم. اگر با نمونههای کوچکش در دنیا به صراط مستقیم برنگردیم، به نمونههای خیلی جدیتر و شدیدترش مبتلا خواهیم شد که دیگر امیدی به نجات نمیماند.