1) «إنّا»: خداست که باران میفرستد و آن را در زمین ساکن میکند و... . درست است که ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند تا باران ببارد، اما همگی به اراده خدا درکارند.
(دست خدا را در هر واقعهای جدی بگیریم)
2) (فاسکناه .... لقادرون): خدا که باران را فرستاد در زمین ساکنش کرد (اگر روی زمین نمیماند و به اعماق دور از دست میرفت؛ یا تبخیر میشد؛ یا ...) فایدهای نمیرساند؛ و خدا حتما میتوانست این کارها را انجام ندهد یا کارهای دیگری انجام دهد که اثر این را خنثی کند. اگر نکرده، ناشی از ضعفش نیست.
(قدرت خدا در هر واقعهای – که میتوانست آن کار را نکند- جدی بگیریم؛ دست خدا بسته نیست)
3) «فاسکناه ... علی ذهاب به ..»: هر نعمتی که بدهند، میتوانند ندهند، یا آن را طوری بدهند که قابل استفاده نباشد.
(لطف خدا را در هر واقعهای جدی بگیریم)
4) «بقدر»: خدا آب را «به اندازه» فرستاد؛ کار خدا دقیق است و اندازه دارد.
(حکمت خدا را در هر واقعهای جدی بگیریم)
5) اعمال ما میتواند سهم ما را از این اندازههای مقرر کم و زیاد کند. اگر کم شد تقصیر خودمان است (حدیث اول).
(غضب خدا را هم در هر واقعهای جدی بگیریم)
6) «ذهاب به» (بردن آن) میتواند به معنای «از بین بردن آن» باشد؛ میتواند به معنای «بردن آن از جایی به جای دیگر» (حدیث اول) باشد؛ و میتواند «حرکت دادن» در تقابل با «ساکن کردن» (أسکنّاه) باشد یعنی اشاره به اینکه نتوانید آن را مهار کنید یا اینکه سیل راه بیفتد و به جای اینکه استفاده ببرید ضرر کنید.