1) امیرالمومنین ع در خطبهای حزب شیطان را همان منافقان معرفی کرده، در وصف آن فرمودند:
... بندگان خدا! شما را به تقوای الهی و حذر کردن از منافقان سفارش میکنم، كه آنان گمراهند و گمراه كننده، خطا كارند و به خطاكارى وادارنده.
پى در پى رنگ مىپذيرند و دائما فتنه برمیانگیزند.
به هر ستونی استنادتان میدهند، و از هر سو بر سر راهتان مىنشينند.
قلبهایشان بيمار است و ظاهرشان پاك؛ و پوشيده مىروند، چون خزندهاى زيانمند و زهرناك؛ وصفشان داروست و گفتارشان شفا؛ اما كردارشان درد بىدرمان.
حسادتورزان بر راحتی [ديگران]اند؛ و افزایندهی بلاى [مردمان] ؛ و نوميد كننده اميدواران.
در هر راه يكى را به خاك هلاك افكندهاند، و به هر دلى راهى بردهاند و بر هر اندوهى اشكها ريختهاند؛
به همدیگر مدح و ثنا قرض میدهند [به تعبیر عامیانه: برای همدیگر نوشابه باز میکنند] و چشم در پى پاداش دوخته.
اگر چیزی بخواهند، اصرار فراوان ورزند، و اگر ملامت كنند پردهدرى كنند، و اگر داورى كنند اسراف ورزند.
به ازای هر حقّى، باطلى آماده کردهاند؛ و برابر هر راستى، انحرافی؛ و براى هر زندهاى، قاتلى؛ و براى هر دری، كليدى؛ و براى هر شبی، چراغی.
به آنچه طمع دارند خود را نوميد مینمايانند، تا بازار خويش بيارايند، و بر بهاى كالاشان بيفزايند.
سخن مىگويند تا به شبهه بیندازند؛ و توصیف میکنند تا به ابهام بیفکنند.
راه [باطل] را آسان جلوه میدهند، و [افراد] را در پيچ و خمهایش سرگردان میسازند.
آنان ياران شيطانند و زبانههاى آتش سوزان. «آنان حزب شیطاناند؛ بدان که قطعا حزب شیطان همان زیانکاراناند.»
نهجالبلاغه، خطبه194؛ با اقتباس از ترجمه شهيدى، ص229-228
أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أُحَذِّرُكُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ فَإِنَّهُمُ الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ وَ الزَّالُّونَ الْمُزِلُّونَ يَتَلَوَّنُونَ أَلْوَاناً وَ يَفْتَنُّونَ افْتِنَاناً وَ يَعْمِدُونَكُمْ بِكُلِّ عِمَادٍ وَ يَرْصُدُونَكُمْ بِكُلِّ مِرْصَادٍ قُلُوبُهُمْ دَوِيَّةٌ وَ صِفَاحُهُمْ نَقِيَّةٌ يَمْشُونَ الْخَفَاءَ وَ يَدِبُّونَ الضَّراءَ وَصْفُهُمْ دَوَاءٌ وَ قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ وَ فِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَيَاءُ حَسَدَةُ الرَّخَاءِ وَ مُؤَكِّدُو الْبَلَاءِ وَ مُقْنِطُو الرَّجَاءِ لَهُمْ بِكُلِّ طَرِيقٍ صَرِيعٌ وَ إِلَى كُلِّ قَلْبٍ شَفِيعٌ وَ لِكُلِّ شَجْوٍ دُمُوعٌ يَتَقَارَضُونَ الثَّنَاءَ وَ يَتَرَاقَبُونَ الْجَزَاءَ إِنْ سَأَلُوا أَلْحَفُوا وَ إِنْ عَذَلُوا كَشَفُوا وَ إِنْ حَكَمُوا أَسْرَفُوا قَدْ أَعَدُّوا لِكُلِّ حَقٍّ بَاطِلًا وَ لِكُلِّ قَائِمٍ مَائِلًا وَ لِكُلِّ حَيٍّ قَاتِلًا وَ لِكُلِّ بَابٍ مِفْتَاحاً وَ لِكُلِّ لَيْلٍ مِصْبَاحاً يَتَوَصَّلُونَ إِلَى الطَّمَعِ بِالْيَأْسِ لِيُقِيمُوا بِهِ أَسْوَاقَهُمْ وَ يُنْفِقُوا بِهِ أَعْلَاقَهُمْ يَقُولُونَ فَيُشَبِّهُونَ وَ يَصِفُونَ فَيُمَوِّهُونَ قَدْ هَوَّنُوا الطَّرِيقَ وَ أَضْلَعُوا الْمَضِيقَ فَهُمْ لُمَةُ الشَّيْطَانِ وَ حُمَةُ النِّيرَانِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ
2) رسول خدا ص فرمود:
کسی که دوست دارد در کشتی نجات سوار شود و به عروة الوثقی درآویزد و به ریسمان محکم الهی چنگ زند، پس بعد از من ولایت علی ع را بپذیرد و با دشمنانش دشمنی ورزد و امامانِ هدایتِ پس از وی را امام خویش گیرد، که آنها جانشینان و اوصیای من و حجتهای خدا بر خلایق پس از من و سروران امتم و رهبران متقیناند، حزبشان حزب من، و حزب من حزب الله است؛ و حزب دشمنانشان حزب شیطان است.
الأمالي( للصدوق)، ص19
حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَرْكَبَ سَفِينَةَ النَّجَاةِ وَ يَسْتَمْسِكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى وَ يَعْتَصِمَ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِينِ فَلْيُوَالِ عَلِيّاً بَعْدِي وَ لْيُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْيَأْتَمَّ بِالْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِي وَ سَادَةُ أُمَّتِي وَ قَادَةُ الْأَتْقِيَاءِ إِلَى الْجَنَّةِ حِزْبُهُمْ حِزْبِي وَ حِزْبِي حِزْبُ اللَّهِ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِمْ حِزْبُ الشَّيْطَانِ.۱
3) یکی از شیعیان خدمت امام حسن عسگری ع نامهای نوشت و از ایشان درباره اختلافی که در شیعیان افتاده راهنمایی خواست. ایشان در پاسخ نوشتند:
خداوند فقط عاقل را مخاطب خود قرار داده است؛ و مردم در مورد ما چند گروهند:
گروهی که به بصیرت رسیده و در راه نجاتاند، به حق چنگ زده و به شاخه تنه اصلی درآویختهاند، اهل شک و تردید نیستند، و غیر از ما پناهگاهی نمییابند.
و گروهی که حق را از اهلش نگرفتهاند، همانند کسی که سوار قایقی در دریا گرفتار آمده، با موجش تکان میخورد و با سکونش ساکن میشود؛
و گروهی که شیطان بر آنها چیره شده است، کارشان مخالفتورزی با اهل حق و کنار زدن حق به وسیله باطل است به خاطر حسادتی که در درون دارند؛
پس کسی را که راست و چپ میرود رها کن، که چوپان چون بخواهد گوسفندانش را گرد آورد با کمترین تلاشی گرد آورد؛ و برحذر باش از افشای اسرار و قدرتطلبی، که این دو [انسان را] به هلاکت میخواند.
تحف العقول، ص487
عن الإمام الخالص الهادي أبي محمد الحسن بن علي ع
... وَ كَتَبَ إِلَيْهِ بَعْضُ شِيعَتِهِ يُعَرِّفُهُ اخْتِلَافَ الشِّيعَةِ فَكَتَبَ ع إِنَّمَا خَاطَبَ اللَّهُ الْعَاقِلَ وَ النَّاسُ فِيَّ عَلَى طَبَقَاتٍ الْمُسْتَبْصِرُ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ مُتَمَسِّكٌ بِالْحَقِّ مُتَعَلِّقٌ بِفَرْعِ الْأَصْلِ غَيْرُ شَاكٍّ وَ لَا مُرْتَابٍ لَا يَجِدُ عَنِّي مَلْجَأً وَ طَبَقَةٌ لَمْ تَأْخُذِ الْحَقَّ مِنْ أَهْلِهِ فَهُمْ كَرَاكِبِ الْبَحْرِ يَمُوجُ عِنْدَ مَوْجِهِ وَ يَسْكُنُ عِنْدَ سُكُونِهِ وَ طَبَقَةٌ اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ شَأْنُهُمُ الرَّدُّ عَلَى أَهْلِ الْحَقِّ وَ دَفْعُ الْحَقِّ بِالْبَاطِلِ حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ فَدَعْ مَنْ ذَهَبَ يَمِيناً وَ شِمَالًا فَإِنَّ الرَّاعِيَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَجْمَعَ غَنَمَهُ جَمَعَهَا بِأَهْوَنِ سَعْيٍ وَ إِيَّاكَ وَ الْإِذَاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّئَاسَةِ فَإِنَّهُمَا يَدْعُوَانِ إِلَى الْهَلَكَةِ.