1) «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ ...»: در این آیه خطاب به کسانی است که ایمان آوردند، و در عین حال، هشدار در مورد شراب و قمار را در عرض هشدار به مساله بتها (انصاب) آورده است؛ این مطلب از سویی اهمیت گناهان شرابخواری و قماربازی را نشان میدهد (چنانکه در پایان حدیث2 بر همین تاکید شده)، و از سوی دیگر، نشان میدهد که شیطان چه اندازه در میان جامعه دینی میتواند نفوذ کند که نهتنها ممکن است آنها را به گناهان آشکاری مانند شرابخواری و قماربازی بکشاند، بلکه حتی درباره بتپرستی هم ممکن است در آنها طمع کند؛ و لذا خداوند متعال لازم میبیند در این زمینهها هم به اهل ایمان هشدار دهد.
ثمره مهم این نکته در تحلیلهای اجتماعی
برخی گمان میکنند همین که جامعه، دینی شد، دیگر گناهی در آن نخواهد بود؛ و با دیدن گناهان در جامعه دینی، اصل دینی بودن آن را زیر سوال میبرند.
باید گفت: اگر چه جامعه دینی «نباید» گناه انجام دهد، اما این بدان معنا نیست که «حتما انجام نمیدهد» و «اگر انجام داد، دیگر جامعه دینی نیست.» مانند اینکه دانشجو باید درس بخواند و نباید در آزمونهای پایان ترم رد شود؛ اما این بدان معنا نیست که اگر دانشجویی در آزمونی رد شد، دیگر دانشجو نیست؛ بله، او دانشجوی خوبی نیست؛ اما هنوز فرصت دارد. لذاست که خدا علیرغم چنین گناهان آشکاری، باز هم تعبیر «الذین آمنوا» به کار میبرد.
2) «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ»: قمار و شراب و ... «رجس» (پلیدی) و «از عمل شیطان» دانسته شدند؛ یعنی با پاکی فطرت انسان ناسازگارند و شیطانی که دشمن انسان است آنها را طراحی کرده است. در جای دیگر تاکید شد که تنها کار شیطان اغواگری و وسوسه است (جلسه143، تدبر1). در نتیجه، اینها اموریاند که امکان و زمینه اغواگری شیطان را بسیار بالا میبرند؛ یعنی فرصتی به دست شیطان میدهند تا در اغواگریش موفق شود. (المیزان6/ 120) شراب از این جهت که عقل را دچار اختلال میکند و انسانی که عقلش مختل شود براحتی به هر عمل شیطانیای ممکن است دست بزند (لذا هر چیزی که چنین خاصیتی داشته باشد شراب است ولو مردم اسم دیگری رویش بگذارند، حدیث3)؛ و قمار بدین جهت که مدل محاسبات معیشت انسان را غیرمنطقی و مبتنی بر شانس و اتفاق میکند و معیشت انسان را دچار اختلال میکند و انسانی که معیشت و روال زندگیاش دچار اختلال، و به تعبیر روانشاسانه، دچار انواع عقدهها شده باشد، در مقام تصمیمگیری هر کاری ممکن است از او سر زند.
3) «رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون»: خداوند انسانها را با فطرتی پاک قلبی سالم آفریده و تنها چیزی که از انسانها خواسته، این است که این قلب را سالم تحویل خدا دهند (شعراء/89). گناهان (که همگی دستپخت شیطاناند) خاصیتشان این است که انسان را آلوده و پلید (رجس) میکنند و برای همین است که باید از آنها اجتناب کرد تا رستگار شد.
تحلیلی از یک مدعای اخلاقی
وقتی پای هشدار و تذکر نسبت به انجام گناهان به میان میآید، برخی میگویند:
«مهم نیست چه کارهایی انجام میدهی؛ مهم این است که دلت پاک باشد.»
این کلمه حقی است که معنای باطلی از آن برداشت شده است. بله، قرآن هم میگوید تنها چیزی که در قیامت مهم است این است که دلت پاک باشد (شعراء/89). اما مگر میشود کسی وارد کثافات شود و پاک بماند. این آیه همین را میگوید. میگوید گناه کثافت و پلیدی است و اگر میخواهید دلتان پاک بماند گناه نکنید.
4) « وَ الْأَنْصابُ ...»: با اینکه تعبیر «أصنام» درباره «بت» تعبیر رایجی است و در قرآن کریم هم زیاد استفاده شده، چرا در اینجا در کنار «شراب و قمار» از تعبیر «أنصاب» برای اشاره به بتها استفاده شده است.
الف. به نظر میرسد یک علت مهمش، این باشد که اشاره به آداب و رسومهایی بکند که در فضاهای جاهلی و خرافی شکل میگیرد. درواقع، کسانی که ایمان آوردهاند، چندان در معرض این نیستند که مبتلا به بتپرستی شوند تا تعبیر صریح «اصنام» به کار رود؛ اما در معرض این هستند که آلوده به رفتارهای خرافی شوند. (چنانکه در نکات ترجمه گذشت نصاب، سنگهایی بوده که در محلهای معین نصب میکردند و مناسک خاصی در مقابل آن انجام میدادند)
ب. «أنصاب» بت است از آن جهت که هدف و نصبالعین (مقابل دیدگان) قرار میگیرد. این معنا، نه فقط بتهای عادی (اصنام) بلکه هر امر اعتباری و غیراصیلی (مانند پول، شهرت، مقام و ...) را که هدف انسان قرار بگیرد نیز شامل میشود. در واقع کلمه «أنصاب» ظرفیت بیشتری برای اموری همچون پولپرستی، مقامپرستی و اموری از این دست، که در باطن خود نوعی بتپرستی هستند، ولی در جامعه ایمانی رواج مییابند دارد.
ج. ...
5) «الْمَيْسِرُ ... وَ الْأَزْلامُ» با اینکه أزلام، نوعی وسیله برای نوع خاصی از قمار کردن بوده، چرا بعد از اینکه «میسر» (قمار به نحو کلی) را مطرح کرد، دوباره از «ازلام» هم سخن گفت؟
الف. میخواهد علاوه بر کلیگویی، با مصادیق عینی هم هشدار خود را کاربردی کند.
ب. «أزلام» (تیرهای بیپر) وسیله قماربازی بوده است؛ و شاید میخواهد تاکید کند که اگر چیزی وسیله قماربازی شد، هرگونه بازی با آن - هرچند با آن قمار هم نشود – حرام است، چون ساخته و پرداخته شیطان است (چنانکه فتوای بسیاری از فقها، حرمت بازی با آلات قمار بوده است)
ج. «أزلام» قماری در حوزه تقسیم خوردنیها بوده است و درواقع، منجر به این میشده است که آنچه میخواهند بخورند حرام شود؛ و اثر لقمهی حرام در انحراف انسان بسیار شدید است؛ لذا این قمار به نحو خاص مورد تاکید قرار گرفته است. (درباره چگونگی قمار «أزلام» در نکات ترجمه توضیحات لازم بیان شد)
د. ...
6) «... رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ + فَـ + اجْتَنِبُوهُ + لَعَلَّ + كُمْ تُفْلِحُون»:
«نهی از شراب و قمار» (اجتنبوه) را مبتنی کرد بر اینکه آنها «پلیدیای از کار شیطان» هستند؛ و سپس در مورد کسی که این اجتناب کردن را انجام دهد، «امید» (لعل) به رستگاری را مطرح کرد و تصریح به رستگاری نکرد. چرا؟
الف. علامه طباطبایی: ابتدا مفسده آنها را بیان کرد و سپس نهی کرد تا در دلها بیشتر اثر کند؛ و سپس مساله امید را مطرح کرد تا نهی را شدت بخشد چرا که این تعبیر چنین القا میکند که اگر کسی اجتناب نکند، نهتنها رستگار نمیشود، بلکه اصلا امیدی به رستگاری نداشته باشد. (المیزان6/ 122)
ب. دوگانه شیطان و خدا را پررنگ کند؛ یعنی اساسا راهی بین این دو نیست؛ یا دستورات شیطان است ویا دستورات خدا (جلسه139، حدیث2)
ج. ...
مطلب زیر را در کانال نگذاشتم
7) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون
در این آیه با چهار دلیل شراب حرام شده است (مجمعالبیان3/ 370):
1. «رجس» دانسته شده و رجس، همان نجس است و خوردن نجس بیتردید حرام است.
2. «عمل شیطان» دانسته شده است.
3. امر به اجتناب از آن شده؛ و امر به معنای وجوب است.
4. اجتناب ازآن مایه رستگاری معرفی شده است.