1) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَـ....»: آیات قبل در سوره مائده، درباره این است که رستگاری هریک از سه گروه مسلمان و یهودی و مسیحی در گروی این است که واقعا بر اساس تعالیم کتاب آسمانیشان، و نه بر اساس سلیقهها و تحریفاتی که انجام دادهاند، عمل کنند. در این آیه میخواهد جمعبندی کند که: دینداری به اسم نیست. (همچنین حدیث2)
لذا اسم این سه گروه و اسم گروه چهارمی (صابئون) را که هیچ جای قرآن به عقاید آنها اشارهای نکرده و از قدیم درباره مصداق آنها اختلاف بوده، میآورد و میفرماید معیار، انتساب به این گروههایی که میشناسید یا نمیشناسید، نیست؛ بلکه معیار رستگاری تنها ایمان به توحید و معاد و انجام عمل صالح است.
2) «... مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»:
اگر کسی، با هر اسم و عنوانی، واقعا ایمان به خدا و آخرت، و عمل صالح داشت نسبت به گذشته و آیندهاش هیچ مشکلی نمیماند و درواقع، به مقام رضا میرسد: نه میترسد (ترسیدن حالت ناخوشایند نسبت به چیزی است که هنوز رخ نداده است) و نه غمی دارد (اندوه، حالت نارضایتی درباره چیزی است که رخ داده است). (توضیح بیشتر در جلسه61، تدبر2)
3) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا ... مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ ...»: تکرار «ایمان» نشان میدهد، تعبیر ایمان اول (در الذین آمنوا) در مورد کسانی است که اسم ایمان را بر روی خود دارند، نه اینکه حتما ایمان واقعی داشته باشند؛ چرا که آیه در مقام این است که بگوید اسم مومن و یهودی و ... به درد نمیخورد؛ بلکه ایمان واقعی نیاز است. و به لحاظ نحوی نیز عبارتپردازی آیه، که ضمیر «منهم» در عبارت «من آمن بالله ...» نیاورده (که بگوید «من آمن منهم بالله ...») نشان میدهد که آیه در مقام بیان این است که صرف برخورداری از این «اسم»ها به هیچ دردی نمیخورد. (المیزان1/ 193)
توضیح مطلب نحوی:
در زبان عربی، هرگاه موصول (= کسانی) و صله (= که چنین و چناناند) بیاید، باید در صله، ضمیری وجود داشته باشد که به موصول برگردد. مثلا وقتی که گفته میشود «الذین آمنوا»، عبارتِ «آمنوا» صله است، و اصطلاحا «فعل و فاعل» است و فاعل آن (ضمیر جمع مذکر)، ضمیری است که به صله (الذین) برمیگردد. در آیه حاضر، اگر این اسمگذاری به «مومن و یهودی و مسیحی و صابئی» خاصیتی داشت، باید بعد از صله «مَن» ضمیری (مانند «منهم») میآمد که نشان دهد این گروههایی که اسمشان برده شد، مد نظرند و آنگاه معنی آیه چنین میشد: «مومنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، هرکدام از آنها که به خدا ایمان آورد ...» در حالی که الان که ضمیر مذکور را نیاورده، معنای آیه چنین است: «مومنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسی که بخدا ایمان آورد ...» یعنی مهم نیست این کسی که ایمان میآورد، از زمره اینها باشد یا نباشد؛ و خود اینها نیز تنها و تنها اگر ایمان واقعی بیاورند و ...، رستگار میشوند.
4) «الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً»:
چرا درباره ایمان در این آیه، فقط مساله توحید و معاد را مطرح کرد و سخنی از نبوت نگفت؟ آیا این آیه، موید نظریه پلورالیسم (تکثرگرایی در دین) در حوزه ادیان الهی نیست؟
پاسخ تخصصی در حوزه فلسفه دین
پلورالیسم دینی حداقل دو معنا دارد. پلورالیسم در حقیقت (= حقیقت واحد و جهانشمولی در کار نیست و لذا از حیث حقیقت بودن همه دینها یکساناند) و پلورالیسم نجات (= هرکسی به دین خود واقعا ملتزم باشد نهایتا رستگار میشود). واضح است که این آیه هیچ دلالتی بر پلورالیسم در حقیقت ندارد (زیرا بحثش بر سر نحوه زندگیای است که با ایمان و عمل به دست میآید، نه اینکه چه چیزی درست ویا غلط است).
اما در مورد پلورالیسم نجات، این آیه، علاوه بر عمل صالح، ایمان به خدا و روز قیامت را هم شرط میداند (پس، اگر پلورالیسمی هم از آن قابل استنتاج باشد، تنها در حوزه ادیان الهی است). همچنین قرآن به ما نشان داده که ایمان به نبوت، لازمه ایمان به خداست (انعام/91).
پس، این آیه رستگاری تمام پیروان شرایع الهی را، در صورتی که پایبند عمل صالحی که در شریعتشان بدانها معرفی شده، باشند، اثبات میکند.
اما نکتهای که گاه مورد غفلت قرار میگیرد این است که اگر شریعت جدیدی از جانب خداوند نازل شد، و کسی که پیرو شریعت قبلی بود، از این شریعت مطلع گشت، اما زیر بار آن نرفت، درواقع، به سخن خدا بیاعتنا بوده است، و درنتیجه، ادعای وی در مورد «ایمان به خدا» ادعایی راستین نخواهد بود؛ پس، پیروان شرایع قبلی، در صورتی که از آمدن شریعت جدید مطلع شده باشند و درعین حال، بدان تن ندهند، مشمول رستگاری مطرح در این آیه نمیشوند. (برای تفصیل این بحث: مطهری، عدل الهی/243-348)