1) امیرالمومنین ع در فرازی از یکی خطبههایشان در وصف بهشت فرمودند:
اگر با چشم دل به آنچه كه از بهشت برای تو وصف كردهاند بنگری،
از آنچه در دنياست دل میكنی، هر چند شگفتیآور و زيبا باشد؛
و از خواهشهای نفسانی و خوشیهای زندگانی و منظرههای آراسته و زيبای آن كناره میگيری؛
و فكرت را مشغول میداری به درختان بهشتی، كه شاخههايشان همواره به هم میخورند، ريشههایشان در تودههای مشك، نهان شده، در سواحل جويباران؛ دارای خوشههايیاند مملو از لؤلؤی تر و تازه، آویخته بر شاخههایشان، و ميوههای گوناگونی سر برآورده از درون غلافها و پوششها؛ شاخههایی که بیزحمت خم شوند، تا چيننده آن هر گاه كه خواهد، بر چيند. [مهمانداران بهشت] گرد ساكنان آن و پيرامون كاخهايشان در گردشند و آنان را عسلهای پاكيزه و شرابهای گوارا دهند.
آنها مردمانی بودند که همواره كرامت قرینشان بود تا در سرای قرار فرود آمدند و از رنج سفرها آسودند.
پس ای شنونده! اگر دلت را مشغول داری به رسيدن بدان چشماندازهای زيبا كه بر تو هجوم میآورد، جانت از شوق آن به درآيد و نشستن در این مجلس را نتواند؛ و برای زودتر رسیدن بدانها از اين مجلس من به همسايگی اهل قبور روی آری!
خداوند به رحمت خود، ما و شما را از آنان گرداند كه به دل كوشند تا خود را به منزلهای نيكوكاران رسانند.
نهج البلاغه، خطبه165 (با اقتباس از ترجمههای شهيدی و دشتی)
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع ...
مِنْهَا فِي صِفَةِ الْجَنَّةِ
فَلَوْ رَمَيْتَ بِبَصَرِ قَلْبِكَ نَحْوَ مَا يُوصَفُ لَكَ مِنْهَا لَعَزَفَتْ نَفْسُكَ عَنْ بَدَائِعِ مَا أُخْرِجَ إِلَی الدُّنْيَا مِنْ شَهَوَاتِهَا وَ لَذَّاتِهَا وَ زَخَارِفِ مَنَاظِرِهَا وَ لَذَهِلَتْ بِالْفِكْرِ فِي [اصْطِفَافِ] اصْطِفَاقِ أَشْجَارٍ غُيِّبَتْ عُرُوقُهَا فِي كُثْبَانِ الْمِسْكِ عَلَی سَوَاحِلِ أَنْهَارِهَا وَ فِي تَعْلِيقِ كَبَائِسِ اللُّؤْلُؤِ الرَّطْبِ فِي عَسَالِيجِهَا وَ أَفْنَانِهَا وَ طُلُوعِ تِلْكَ الثِّمَارِ مُخْتَلِفَةً فِي غُلُفِ أَكْمَامِهَا تُجْنَی مِنْ غَيْرِ تَكَلُّفٍ فَتَأْتِي عَلَی مُنْيَةِ مُجْتَنِيهَا وَ يُطَافُ عَلَی نُزَّالِهَا فِي أَفْنِيَةِ قُصُورِهَا بِالْأَعْسَالِ الْمُصَفَّقَةِ وَ الْخُمُورِ الْمُرَوَّقَةِ قَوْمٌ لَمْ تَزَلِ الْكَرَامَةُ تَتَمَادَی بِهِمْ حَتَّی حَلُّوا دَارَ الْقَرَارِ وَ أَمِنُوا نُقْلَةَ الْأَسْفَارِ فَلَوْ شَغَلْتَ قَلْبَكَ أَيُّهَا الْمُسْتَمِعُ بِالْوُصُولِ إِلَی مَا يَهْجُمُ عَلَيْكَ مِنْ تِلْكَ الْمَنَاظِرِ الْمُونِقَةِ لَزَهِقَتْ نَفْسُكَ شَوْقاً إِلَيْهَا وَ لَتَحَمَّلْتَ مِنْ مَجْلِسِي هَذَا إِلَی مُجَاوَرَةِ أَهْلِ الْقُبُورِ اسْتِعْجَالًا بِهَا جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ مِمَّنْ يَسْعَی بِقَلْبِهِ إِلَی مَنَازِلِ الْأَبْرَارِ بِرَحْمَتِهِ.
2) از امیرالمومنین ع روایت شده است:
هیچ خوبیای که بعدش [= نهایتش] آتش باشد، خوب نیست؛ و هیچ بدیای که بعدش [= نهایتش] بهشت باشد، بد نیست؛
هر نعمتی دون بهشت، کمارزش و حقیر است؛ و هر بلایی دون آتش، عافیت و سلامتی است!
نهج البلاغة حکمت387
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَا خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ لَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ وَ كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِيَةٌ.
3) از امیرالمومنین ع روایت شده است:
بدانید که انسان آزاده این لقمهی نیمخورده را برای اهلش میگذارد!
بدرستی که برای جانتان بهایی نیست جز بهشت؛ پس آن را جز بدان نفروشید.
نهج البلاغه، حکمت 456
وَ قَالَ ع: أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا.۱