📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ الَّذينَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ»
در آیاتی که گذشت (معراج/19-34)، نهتنها محور انسانهای شایسته را نمازگزار بودن (المصلین) قرار داد، بلکه هم اولین و هم آخرین خصلت آنها را مربوط به همین مساله نماز دانست: اولش تداوم بر نماز و آخرش محافظت از نماز. این نشاندهنده جایگاه عظیم نماز در تحقق انسانیت انسان است. اگر این مطلب فهمیده شود، معلوم میشود که چرا فرمودهاند قبولی نماز، عامل قبولی همه اعمال است (حدیث3)
2) «وَ الَّذينَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ»
نمازگزار واقعی، فقط نمازش را نمیخواند، بلکه از نمازش محافظت میکند. این محافظت یعنی:
الف. میکوشد با حضور قلب نماز بخواند.
ب. میکوشد تمام اجزای نماز را درست بجا آورد.
ج. میکوشد تمام شرایط نماز را رعایت کند؛
و کسی که شرایط نماز را رعایت کند، انسانی میشود که:
1. بهداشت را تمرین میکند (طهارت و وضو)
2. نظم را تمرین میکند (وجوب ترتیب در نماز، وجوب رو به قبله بودن و انجام حرکات معین، و ...)
3. خویشتنداری را تمرین میکند (در نماز نباید به این طرف و آن طرف بگردد، باید خنده و گریه، سخن گفتن، و ... را کنترل کند، و ...)
4. رعایت حقالناس را تمرین میکند (با لباس غصبی، یا در مکان غصبی، نمیتوان نماز خواند یا با آب غصبی وضو نمیتوان گرفت و ...)
5. کار جمعی را تمرین میکند (اصل در نماز بر جماعت است و اغلب اذکار نماز به صورت جمع است و ...)
6. وقتشناسی را تمرین میکند (هر نمازی در وقت معین باید خوانده شود)
7. صلح و صفا با دیگران را تمرین میکند (پایان نماز واجب است سلام بدهد و سلام، ابراز صلح و صمیمیت با دیگران است)
8 . ادب را تمرین میکند (نحوه ایستادن و نشستن و ... در نماز)
9. قانونمداری را تمرین میکند (اینکه یک اعمال و اذکار خاصی را به نحو خاصی که مقرر شده انجام دهد)
10. تمرکز را تمرین میکند (حضور قلب)
11. ...
همه اینها غیر از اصل نماز است که تمرین ارتباط مستقیم با خدا آن هم فقط از باب اطاعت از دستور خداست و اثرش بسیار برتر از همه اینهاست.
3) «وَ الَّذينَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ»
اولین ویژگی نمازگزاران واقعی مداومت کردن بر نماز بود (معراج/23) و آخرینش محافظت از نماز. مداومت (همیشگی بودن) ناظر به کمیّت (تعداد و تکرار) نماز است، و محافظت، ناظر به کیفیت. از کمیت شروع کرد و به کیفیت ختم کرد.
اصلاحی در مدل دینشناسی
برخی گمان میکنند چون کیفیت نماز مهمتر از کمیت آن است، پس ما بر کیفیت آن اصرار بورزیم، نه بر کمیتش.
این آیات، این نگاه را به چالش میکشد: درست است که کیفیت مهمتر از کمیت است، اما شروع کار از کمیت است، نه از کیفیت! اینکه نماز با کیفیت عالی و با حضور قلب کامل بخوانیم، آخر کار است، نه ابتدای کار. شروع کار، مداومت و مقید کردن همیشگی خود به نماز است.
جالب است که در روایات، مداومت را بر نافله (نمازهای مستحب)، و محافظت را بر نماز واجب تطبیق دادهاند. (حدیث1) این هم موید دیگری است که کثرت و کمیت نماز، شروع کار است. اگر کسی میخواهد نماز با کیفیت بخواند، ابتدا باید با کثرت نماز شروع کند. به نمازهای واجب بسنده نکند و نوافل را هم بخواند. نمازهای نافله، هم از این جهت که مداومت (همیشگی بودن) را تثبیت میکند موثر است، و هم از این جهت که مقدمهای میشود برای محافظت از نماز واجب. (نماز واجب هر مقدارش که مورد محافظت ما نباشد و سهو و غفلت در آن راه یابد، با نماز نافله جبران میشود؛ حدیث3)
در واقع، این وسوسه شیطان است که: چون حضور قلب نداری، نمازت به درد نمی خورد. خیر! از مداومت بر همین نمازها باید شروع کرد تا کمکم به مرتبه محافظت بر نماز رسید.
4) «وَ الَّذينَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ»
اگرچه اولین خصلت نمازگزاران، مداومت بر نماز بود، اما محافظت از نماز که موجب حضور قلب در نماز میشود، آخرین خصلت آنان دانسته شد.
ثمره اخلاقی: راهکار رسیدن به حضور قلب در نماز
همین نمازهای ظاهرا بیحضور قلب،
اولا اگر مورد مداومت قرار گیرد (معراج/23) و نمازهای نافله هم جدی گرفته شود (حدیث1)،
و ثانیا به اقتضائات همین مقدار رابطه با خدا هم توجه شود، یعنی اخلاق اقتصادی (دادن حق نیازمندان، معراج/24-25) و باور به معاد (معراج/26-28)، اخلاق فرهنگی (کنترل غریزه جنسی، معارج/29-30)، و اخلاق اجتماعی (امانتداری و وفای به عهد و شهادت به حق) هم مورد اهتمام قرار گیرد،
انسان به مرتبهای میرسد که توان محافظت بر نماز پیدا میکند و نمازهایش با حضور قلب تمام خواهد بود؛ و اگر هم اندکی غفلت وارد شد، با انجام نمازهای نافله (که قبلا جدی گرفته شده) آن خلأ هم جبران میشود.
5) «وَ الَّذينَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ»
تقریبا تمامی صفاتی که برای این نمازگزاران راستین بیان شد، به صورت اسم فاعل (مشفقون، حافظون، راعون، قائمون) آمد، حتی «مداومت کردن بر نماز» نیز به نحو اسم فاعل « دائمون» آمد. اما این اقدام اخیرشان (محافظت بر نماز) به صورت فعل «یحافظون» آمد، نه اسم فاعل (محافظون). چرا؟
الف. اسم فاعل دلالت بر یک امر ثابت و مستقر در شخص میکند، اما فعل مضارع، دلالت بر یک امری که در حال وقوع است و هنوز به تمامیت خود نرسیده است. شاید میخواهد دشواری محافظت از نماز و حضور قلب در نماز را گوشزد کند که اگر چه همه موارد قبلی (از جمله مداومت بر نماز) در اینان به صورت یک صفت مستقر و یک ملکه اخلاقی درآمده است، اما در مورد حضور قلب، بیش از یک کاری که سعی در تحقق آن دارند، از آنها انتظار نمیرود.
ب. اسم فاعل دلالت بر وجود یک «صفت» در شخص میکند اما فعل دلالت بر انجام یک «رفتار»؛ شاید میخواهد نشان دهد که با مساله مراقبت از نماز و حضور قلب، باید به عنوان یک رفتار و یک اقدام، که هر دفعه به تصمیم جدیدی نیازمند است، مواجه شد؛ و آن را یک مطلب تمام شده، ندید؛ و در هر نمازی مستقلا باید بدان اقدام کرد؛ و وجود آن در یک نماز، دلیل نمیشود که دیگر در همه نمازهایمان با حضور قلب خواهیم بود؛ همان طور که عدم آن در نمازهای قبلی، دلیل نمیشود که ما اساساً از آن بیبهرهایم و در نمازهای بعدی هم نمیتوانیم بدان برسیم.
ج. ...