📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ»
شهوت، طغيانگر است و به كنترل و حفاظت نياز دارد (تفسیر نور، ج8، ص84)
2) «وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ»
نفرمود کسانی که شهوت را در خود میکُشند یا اندامهای جنسی را در خویش نابود میکنند؛ بلکه فرمود نگهدارنده و مراقب اندامهای جنسی خویشاند.
نکته انسانشناسی
در اسلام، شهوت و غریزه جنسی بخودی خود چیز بدی نیست. یکی از تمایلاتی است که خداوند در انسان آفریده، و هیچ بخشی از آفرینش خداوند هم باطل نیست. خدا در انسان، هم عقل قرار داده و هم شهوت؛ عقل مابهالامتیاز انسان از حیوانات است؛ و شهوت، امری مشترک بین انسان و حیوان؛ پس برتری انسان بر حیوان به خاطر عقلش است، نه به خاطر شهوتش.
پس استفاده از شهوت بد نیست؛ آنچه بد است، این است که به جای اینکه عقل بر شهوت حاکم باشد (و انسان شهوت خود را در جای صحیح خرج کند) شهوت بر عقل حاکم شود.
نقدی بر تمدن غرب
اگر از منظر اسلامی نقدی بر تمدن غربی هست، این نقد، از جنس سخنان مسیحیت تحریفشده نیست که بگوید «این تمدن جدید، چرا رهباینت در پیش نگرفته و به شهوت اعتنا میکند»؛ بلکه این است که: چرا این تمدن، شهوت را بر عقل حاکم گردانده؛ و عقل در قبال شهوت، فقط نقش تهیه کننده ابزارهای گوناگون برای شهوترانی را دارد، و نه نقش کنترل کننده.
3) «الْمُصَلِّينَ ... الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ»
در آیات قبل ویژگی نمازگزاران را برمیشمرد، که این مزیت را دارند که کمطاقت و بخیل نیستند. یکی دیگر از ویژگیهای آنان این است که در حوزه غریزه جنسی «خویشتندار»ند.
نکته تخصصی انسانشناسی
هر انسانی ویژگیهای مختلفی دارند، اما این ویژگیها کاملا با هم در ارتباطند، هرچند در نگاه ما این ارتباط به چشم نیاید. حرص و کمطاقتی و بخیل بودن، با بینمازی گره خورده (معارج/20-22)؛ و در مقابل، نمازخوان واقعی بودن، نهتنها با صبوری و بخشندگی و باورمندی به قیامت (معارج/22-28)، بلکه با عفت و خویشتنداری جنسی.
در واقع، خصلتهای خوب در انسان با هم گره خورده و خصلتهای بد هم موید و همراهی کننده همدیگرند.
4) «الْمُصَلِّينَ ... الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ»
نمازگزار واقعی است که اهل عفت و خویشتنداری جنسی است.
ثمره اخلاقی
در نهایت امر،
نمیشود کسی نمازگزار باشد و به جانب عفت متمایل نگردد؛ ویا عفیف باشد و به نماز بیاعتنایی کند. همچنین نمیشود کسی بیعفت باشد و نمازش لطمه نبیند، و یا بینماز باشد و عفتش پابرجا بماند.
پس، اگر افرادی را میبینیم که «نمازگزار غیرعفیف» یا «عفیف بینماز» هستند، منتظر باشیم که ببینیم نهایتا کدام خصلت، تکلیف دیگری را یکسره میکند.
5) «الْمُصَلِّينَ ... الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ»
نمازگزار کسی است که مبنای زندگی خود را ارتباط خود با خدا قرار داده؛ این ارتباط، کاری کرده که به جای اینکه مالپرستی و شهوت بر او حکومت کند (که با اندک سختیای طاقت از دست بدهد، و در مقابل خوبی هایی که به او میرسد، خودخواهی و بخلش نقویت شود؛ معارج/19-22) او کنترل اموال و شهواتش را در دست دارد.
ثمره انسانشناسی
از مزایای ارتباط با خدا ین است که افق نگاه انسان را گسترش میدهد. کسی که با خدا ارتباط ندارد، افق نگاهش، زندگی دنیوی و مادی است؛ لذا وقتی سختی بدو میرسد بیتاب میشود و وقتی خوشی به او میرسد نمیگذارد دیگران هم از این خوشی بهرهمند شوند. (معارج/20-21) اما کسی که ارتباط با خدا (نماز) را جدی میگیرد، افق نگاهش درباره زندگی تا آخرت کشیده میشود (معارج/26-28)؛ لذا هم کمک به نیازمندان را در راستای تعالی خود میبیند (معارج/24-25) و هم شهوت خویش را کاملا تحت کنترل دارد.