در آیاتی که گذشت، انسان کلاً زیادهخواه (هلوع) دانسته شد: کمطاقت در سختیها، و بخیل در خوشیها (معارج/19-21)؛
اما در این میان، عدهای این گونه نیستند:
نمازگزارانی (معارج/22) که ارتباط با خدا (نماز) را جدی میگیرند (معارج/23 و 34) و افق نگاهشان درباره زندگی تا آخرت کشیده شده است (معارج/26-28)؛ لذا هم کمک به نیازمندان را در راستای تعالی خود میبینند (معارج/24-25) و هم شهوت خویش را کاملا تحت کنترل دارند (معارج/29-31) و هم در روابط اجتماعی خویش، امانتدار و خوشقول (معارج/32)، و دغدغهمند نسبت به احقاق حقوق مردماند (معارج/33)؛
و وجود چنین انسانهایی، آرزویی دستنیافتنی نیست، بلکه آنان نمازگزارانیاند که هماکنون (توضیح در تدبر1) در افق بهشت، گرامیداشته شدهاند.
انسان حقیقتا کدام است؟
مهمترین مبنای تصمیمگیریهای انسان چیست؟
در انسانشناسیِ «انسان مدرن»، در مواجهه با این سوال، سه پاسخ مهم داده شده، که به نحوی اغلب تئوریهای علوم انسانی و اجتماعی، به این سه برمیگردد: آن مبنا، یا زر است (مالکیت)، ویا زور (قدرت)، ویا شهوت (غریزه جنسی)؛ که هریک را یک تئوریپرداز مهم، در تبیین انسان مبنا قرار داده است: مارکس، نیچه، و فروید. و هرسه معتقدند که انسان در حوزه مورد نظر خود، زیادهخواه و خودخواه است.
آیات فوق به ما میگوید که اینان هم درست میگویند و هم اشتباه میکنند:
درست میگویند، چون دارند انسان غیرنمازگزار را تحلیل میکنند؛ یعنی انسانی که خدا در زندگیاش حضور ندارد؛ و جالب اینجاست که هرسه تئوریپرداز یا صریحا منکر خدایند و یا دستکم خدا را از زندگی انسان مدرن، حذفشده میدانند.
و اشتباه میکنند، چون واقعیتی به نام «انسانِ واقعا نمازگزار» را ندیده و منکرند؛
و این «انسانِ واقعا نمازگزار» است که در افق علوم انسانی و اجتماعی غربی قابل تحلیل نیست، چرا که چنین انسانی هماکنون در باطن عالم، (یعنی در بهشت) مورد اکرام است؛ در حالی که زندگی مدرن، توجه به باطن حقیقیِ عالم (= آخرت) را از مدار زندگی خود حذف کرده است.
و به همین جهت است که علیرغم همه دشمنیها با ایران اسلامی، و برخورداریِ این دشمنان از قویترین متخصصان علوم اجتماعی، هنوز از تحلیل این جامعه، و سرنگون کردن نظام آن، فروماندهاند. (این سخنان به معنای انکار گناهان فراوان در میان بسیاری از افراد این جامعه، و حتی انکار نفاق در میان بسیاری از سردمداران نظام اسلامی نیست؛ که آن بحثی دیگر میطلبد)
در فایل صوتی زیر این مطلب به تفصیل توضیح داده شده است.
چنانکه قبلا اشاره شد موضوع «انسانشناسی» به عنوان محور آیات انتخابی قرار گرفته؛ و به طور خاص موضوع «خلقت انسان» محل بحث بود و سه دسته آیات در سورههای بقره، اعراف و حجر مورد بررسی قرار گرفت.
سپس به سراغ آیاتی از سوره معارج رفتیم که در آنها نیز تعبیر «خلقت انسان» آمده، اما این تعبیر، نه در مورد وضعیت انسان قبل از دنیا و مساله هبوط، بلکه در مورد وضعیت انسان در متن دنیاست.
اکنون به سراغ آیات ابتدایی سوره حج میرویم که با نیمنگاهی به «خلقت انسان»، این بار درباره وضعیت انسان با توجه به هدف و غایتی که در آخرت محقق میشود، بحث میکند، و بر اساس راهی که انسانها باید برای رسیدن به این هدف بپیمایند، گونهشناسیای از انسانها ارائه مینماید.
از آنجا آیه اول این سوره قبلا در جلسه 189 مورد بحث قرار گرفته، (از طریق لینک (http://yekaye.ir/al-hajj-022-001/ ) میتوانید مطالعه کنید) ، به یاری خداوند متعال، بحث را از آیه2 شروع میکنیم.
آیه اول این سوره چنین بود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظيمٌ
به نام خداوند رحمن و رحیم؛ ای مردم! نسبت به پروردگارتان تقوی پیشه کنید، بدرستی که زلزلهی آن لحظه چیزی عظیم است.