📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
در جلسه 134 اشاره شد که سوگند خوردن به چیزی نشانه دهنده دو مطلب است: یکی اهمیت مطلبی که به خاطر آن سوگند میخورند (که در اینجا، مطلبش در آیه4 خواهد آمد) و دوم اهمیت و تقدس و ارزشمندی مطلبی که بدان سوگند خورده میشود؛ بدین جهت که مطلبی که بدان سوگند خورده شده بقدری اهمیت دارد که برای توجه دادن به مطلبی دیگر، به آن سوگند خوردهاند. پس در تدبر در این آیات، به اهمیت خود مطلبی که بدان سوگند خورده شده، توجه ویژهای باید شود.
http://yekaye.ir/ash-shams-091-07/
1) «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّی»
چرا به روز سوگند یاد کرد؟
الف. نه فقط برخی از مکانها (مانند مسجد و …) بلکه زمانها هم قداست دارند که خدا به آن سوگند میخورد. (تفسیر نور، ج۱۰، ص۵۰۵)
ب. روز ظلمت شب را کنار میزند؛ که اگر نبود مخلوقات نمیتوانستند درصدد تامین معیشت خود برآیند (مجمعالبیان، ج10، ص579)
ج. همان گونه که شب عرصه راز و نیاز با خداست و راهی به سوی آسمان است؛ روز هم عرصه کار و تلاش و انجام وظایف اجتماعی است و این هم راهی به سوی آسمان است.
د. ...
2) «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّی»
توجه شود: تنها به «روز» سوگند یاد نکرد و نفرمود «والنهار» بلکه به روز، آن هم در هنگامی که تجلی میکند و خود را نمایان میسازد، سوگند یاد کرد؛ چرا؟
الف. لحظات آغازین صبح، لحظاتی است که گویی دنیا زیر و رو میشود. تا دقایقی پیش همه چیز در تاریکی فرو رفته، بهیکباره ظرف مدت چند دقیقه همه چیز، روز نمایان میشود و با نمایان شدنش، همه چیز را نمایان میسازد.
سوگند خوردن به این لحظات شاید هشداری است به اینکه ببینید خداوند چقدر سریع همه چیز را میتواند زیر و رو کند؛ توجه به این نکته هم هشداری است به اینکه به اقبال این دنیا دل نبندید و مغرور نشوید؛ و هم تسلیتی است که به ناملایمات زندگی دنیا شما را دلسرد نکند؛ چرا که خدایی که ظرف چند دقیقه این عرصه عظیم را از ظلمت به نور وارد میسازد، برایش کاری ندارد که وضع شما را در مدتی کوتاه زیر و رو کند.
تاملی با خویش
زندگی ماشینی در اتاقهای دربسته به ضمیمه بهرهمندی از صنعت برق و روشنایی، نهتنها نظم بیولوژیک خواب و بیداری ما را به هم زده، بلکه اساساً با ما چنان کرده که چندان روز و شب را جدی نمیگیریم؛ نه شب شدن شب را متوجه میشویم و نه گسترده شدن روشنایی روز را.
با این حال، بد نیست گاهی سر به آسمان بلند کنیم و در این عجایب عالم – که به خاطر تکرار هر روزه برایمان عادی شده – اندکی بیندیشیم و موقعیت خود در عالم را فراموش نکنیم.
ب. ...
3) «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّی»
روز موقعیتی است که همه چیز در آن آشکار میشود؛ از این رو، بعید نیست این سوگند، نه تنها سوگند به یک موقعیت زمانی (روز در برابر شب) بلکه به یک موقعیت معنوی و حقیقی در عالم هم باشد، مانند روز ظهور و قیام مهدی ع (حدیث1) یا روز قیامت؛ بویژه، اگر آیات 4 به بعد (جواب قسم) را در نظر بگیریم که درباره تنوع انسانها و عاقبتهای متنوعی است که بدان میرسند، این احتمال تقویت میشود.
4) «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّی»
چرا در این آیه روشنایی روز را با تعبیر ماضی آورد ولی در آیه قبل، اینکه شب همه چیز را میپوشاند با تعبیر مضارع آورد؟
الف. فعل ماضی، علاوه بر معنای «گذشته» برای اشاره به وضعیتی به کار میرود که کاملا ثبات دارد و تغییری در او راه ندارد (همانند زمان گذشته، که هرچه در گذشته رخ داد، دیگر تغییر نمیکند) چنانکه در بسیاری از آیات اوصاف خداوند با تعبیر «کان» آمده است؛ اما فعل مضارع بر یک وضعیتی در حال گذران و تغییر است و ثبات ندارد به کار میرود. شاید با این دو گونه تعبیر میخواهد اشاره کند که اگر شب و ظلمتی هم هست امری گذراست؛ و آنچه همواره ثابت و پابرجاست روشنایی و ظهور حقیقت است.