📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی»
قبلا توضیح داده شد که بهترین ترجمه کلمه تقوی، «خودنگهداری» (نگه داشتن خود از گناه) است. (جلسه135 http://yekaye.ir/ash-shams-091-08/) این آیه میگوید: اگر کسی اهل انجام واجبات بود (حدیث3) و خود را از گناه نگه داشت، خود را از آتش جهنم دور نگه داشته است.
2) «وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی»
چرا همچون آیه 15 که «أشقی» را فاعل قرار داده بود، اینجا «أتقی» را فاعل قرار نداد؟
(فعل «يُجَنَّبُ» مجهول است و «أتقی» نایب فاعل، و «ها» (= آن = اشاره به آتش) مفعول آن است. در واقع، اگر این فعل به صورت فعل معلوم میآمد، فاعلش مثلا خداوند بود و «أتقی» مفعول اول، و «ها» (=آتش) مفعول دوم قرار می گرفت.)
الف. فرد شقی خودش با عملش آتش را ایجاد کرده بود؛ اما فرد باتقوا در قبال آتش کاری (حتی فاصله گرفتن و دور شدن) انجام نداده است. او تنها و تنها مراقب خودش بوده است. با این مراقبت، خدا او را از آتش جهنم دور کرده است.
نکته تخصصی انسانشناسی
مقدمه 1. در دنیا وقتی کسی در جامعهای زندگی میکند، و به خاطر قصور و تقصیر عدهای، مشکلی (مثلا یک بیماری واگیردار؛ یا جنگی خانمانسوز یا ...) متوجه جامعه میشود، تر و خشک را با هم میسوزاند.
مقدمه 2. آتش جهنم، ظاهر شدنِ باطنِ عمل دنیوی خود افراد است.
مقدمه 3. آتش جهنم به کسی که واقعا اهل تقوا باشد نمیرسد.
نتیجه: فرد واقعا متقی، اگرچه ظاهرا در میان افراد گناهکار زندگی می کند؛ اما چون مراقب خویش است، واقعا در میان آنها زندگی نمیکند؛ بلکه در عمق وجود خویش چنان از آنها فاصله گرفته که خداوند او را آتش عمل آنها دور نگه خواهد داشت.
شاید اینکه یکی از مراتب نهی از منکر را نهی از منکر قلبی دانستهاند و گفتهاند انسان اگر نتواند به دست و زبان خویش جلوی منکر را بگیرد، دست کم باید به لحاظ قلبی از آن گناه بیزاری بجوید، برای همین است که آتش آن گناه به وی نزدیک نشود.
گامی در مسیر جامعهشناسی اسلامی
طبقهبندی رایج جوامع در تحلیلهای غیر دینی (مثلا طبقهبندی بر اساس ملیت، شغل، نژاد، توسعه، و ...) طبقهبندیهای اعتباری است؛ یعنی افراد ارتباط عمیق وجودی با هم ندارند، بلکه صرفا مجاورت، شباهتهای ظاهری، و ... آنها را کنار هم گذاشته است. از این رو، ممکن است دو نفر در یک طبقه و گروه قرار گیرند، اما در آخرت که باطن و حقیقت امور آشکار میشود، کاملا از هم دور باشند. اما در تحلیل دینی، مهمترین طبقهبندی، ابتدا دستهبندی جوامع به جوامع ایمان و کفر و نفاق است و سپس دستهبندی بر اساس عمل صالحانه و فاسقانه؛ اینهاست که انسانها را عمیقا به هم گره میزند و از این رو، این طبقهبندیها در آخرت هم بروز خواهد کرد. (همچنین به تدبر 3 توجه شود)
ب. ...
3) «لا يَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَی ... وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی»
برافروخته شدن آتش در مورد شقاوتمندان را با فعل مضارع تعبیر کرد؛ اما دور ماندن تقواپیشگان از آن را با فعل مستقبل. چرا؟
الف. آتش جهنم، باطنِ عملِ شقاوتمندان است که در آخرت آشکار میشود. در واقع، عمل شقاوتمندان در همینجا آتشی را برایشان برپا کرده است؛ و همجواری شقاوتمندان و تقواپیشگان در دنیا، شاید موجب گردد ضررهایی به خاطر این مجاورت، متوجه تقواپیشگان هم بشود (تدبر2)؛ اما در آخرت است که حتما آنها از این آتش به دور میمانند.
ب. ...
4) «وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی»
«أَتْقَی»، هم میتواند به معنای «تقیّ» باشد (وزن «افعل» گاه به معنای «فعیل» به کار میرود) که در این صورت بشارتی است بر هر تقواپیشهای که از آتش جهنم در امان میماند؛ شبیه «إِنَّ الْمُتَّقينَ في مَقامٍ أَمينٍ ... وَ وَقاهُمْ عَذابَ الْجَحيمِ» (دخان/51-56)
و هم میتواند به معنای «باتقواترین» باشد،
که در این صورت،
- ممکن است از جهت مقایسه با اهل دنیا باشد: یعنی بالاخره هرکس در دنیا خود را از خطراتی که پیش میآید حفظ میکند؛ اما خودنگهدارترین فرد کسی است که خود را از آتش جهنم حفظ کند (المیزان، ج20، ص306)
- ممکن است اشاره به بالاترین مقام معنوی باشد که درست نقطه مقابل «شقاوتمندترین افراد» (آیه15) قرار میگیرد (حدیث1 و 2)
5) «لا يَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَی ... وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی»
در این دو آیه، «أشقی» را در مقابل «أتقی» قرار داد؛ با ا ین حال، سوزانده شدن با «ناراً تَلَظَّی: آتشی که زبانه میکشد» را برای «أشقی» به صورت انحصاری آورد («جز» اشقی آن را برافروخته نمیکند) اما در مورد «أتقی» به صورت عادی آورد نه منحصر.
چرا؟
بسته به اینکه «أشقی و أتقی» را به معنای «شقاوتمند و باتقوا» بدانیم یا «شقاوتمندترین و باتقواترین» ابعاد مختلفی را میشود در نظر گرفت از جمله:
الف. میخواهد به گسترش رحمت خدا در برابر غضبش اشاره کند. جز شقیترین افراد به آن آتش نمیافتند؛ اما رحمتش و نجات از این آتش، اگرچه در درجه اول به باتقواترین افراد وعده داده شده، اما دیگرانی هم هستند که مشمول رحمت شوند و از این آتش نجات یابند.
ب. با توجه به اینکه «یصلی» به معنای «برافروخته کردن»، و «اشقی» فاعل آن بوده است؛ میخواهد تاکید کند که فقط آن شقاوتمندترینهایند که این آتش را شعلهور میسازند و دیگران را بیچاره میکنند؛ اما غیر از باتقواترینها هم ممکن است کسان دیگری (مثلا به خاطر کمک گرفتن از این باتقواترینها، حدیث1 و 2) از این آتش در امان بمانند.
ج. ...