📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلی أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا»
آخرین قومی که خداوند از دیدار ذوالقرنین با آنها سخن گفته است، از وی خواستند که سدی بین یاجوج و ماجوج بسازد که اینان را از شر آنها برهاند.
آنچه درباره یأجوج و مأجوج به طور قطع میدانیم این است که ذوالقرنین آنان را در پشت سدی قرار داد و این سد زمانی گشوده میشود و آنان از آنجا سرازیر میشوند (حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُون؛ انبیاء/96)؛ و در روایات به عنوان یکی از علائمی که پیش از ظهور امام زمان ع رخ میدهد معرفی شدهاند.
(مثلا در الخصال، ج2، ص431۱ و 447۲و 449۳؛ و الأمالي (للطوسي)، ص346۴)
اما اینکه واقعا آنان چه کسانیاند، از مسائلی است که حدسهای متعددی زده شده؛ و در روایاتی هم که به دست ما رسیده مطلب چندان وضوح ندارد؛ چنانکه در روایات،
حتی اینکه آنان از نسل حضرت آدم هستند۵ یا نه۶؛
ویا اینکه برخی از طوایفی از انسانها هستند که هماکنون در برخی از نقاط جهان پراکندهاند، یا موجوداتی متفاوتاند که فعلا و تا زمانی که سدشان شکسته نشود، کسی از آنها خبر ندارد۷،
و ....۸
چندان واضح نیست.۹
علاوه بر اینها، سیوطی (الدر المنثور، ج4، ص249-250) این اقوال را از صحابه و تابعین در مورد آنها نقل میکند:
ابوالعالیه: اینها موجوداتیاند که تعدادشان دو برابر انسانهاست، و از فرزندان دو نفرند به نام یاجوج و ماجوج.
عبدة بن ابیلبابه: اگر دنیا را در هفت اقلیم تقسیم کنیم، یاجوج و ماجوج در شش اقلیم آناند و بقیه مردم در اقلیم هفتم.
قتاده: اگر انسانها را به ده قسمت تقسیم کنیم، نه دهم آنها یاجوج و ماجوجاند و یک دهم بقیه.
قتاده: یاجوج و ماجوج بیست و دو قبیله بودند که ذوالقرنین جلوی بیست و یکی از آنها را سد بست، و یک قبیله را ترک کرد و آن همان نژاد «تُرک» است. [اینکه نژاد تُرک، از یاجوج و ماجوجاند در سخن بسیاری از مفسران قدیمی آمده است؛ تا جایی که برخی اهل لغت احتمال دادهاند که وجه تسمیه «تُرک» این باشد که ذوالقرنین آنها را پشت آن سدی که ساخت ترک کرد (مجمعالبحرین، ج2، ص274)۱۰]
و ...
2) «قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلی أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا»
آن قومی که در پسِ منطقه بین السدین بودند به ذوالقرنین گفتند: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج واقعا مفسد فی الارض هستند؛ آیا ما هزینهاش را متقبل بشویم که تو میان ما و آنها سدی قرار دهی؟!
برای تامل بیشتر
اگر یاجوج و ماجوج اشاره به گروههایی فسادگر است – بویژه با تعابیر عجیب و غریبی که درباره قدرت و توان آنها در روایات و تفاسیر آمده - این چه قومی است که با یک سد میتوان جلوی فسادانگیزی آنان را گرفت؟ و به فرض که با یک سد میشد جلوی آنان را گرفت، آنها که هزینه ساختن سد را داشتند، چرا خودشان تا آن موقع برای ساختن سد اقدام نکردند؟
آیا اینها این احتمال را تقویت نمیکند که منظور از این قوم، نه یک گروه عادی از انسانها در یک منطقه جغرافیایی خاص، و منظور از این سد، نه یک سد متعارف مادی باشد؟ و اگر چنین است، مقصود از آنها چیست؟
3) «قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ ...»
در آیه قبل درباره این قوم فرمود «قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً: قومی که چنان نبودند که گفتاری را بفهمند»
با این حال، بلافاصله گفتاری از آنان خطاب به ذوالقرنین و پاسخ ذوالقرنین به آنها را نقل میکند و سیاق بحث به گونهای است که این گفتگو بدون هیچ مشکلی پیش رفته است. چرا؟
الف. احتمال دارد خداوند سبحان به ذوالقرنین زبان آنان را یاد داده باشد همان گونه که به حضرت سلیمان سخن گفتن با پرندگان (منطق الطیر؛ نمل/16) را یاد داد. (مجمع البيان، ج6، ص763)
ب. چهبسا مترجمی همراهشان بوده که سخن را بین طرفین ترجمه میکرده است. (مجمع البيان، ج6، ص763)
برای تامل بیشتر
کسی که به تفاسیر مختلف مراجعه کند بوضوح درمییابد که چیستی یاجوج و ماجوج و سدی که در برابر آنها زده شد، از مسائلی است که بسیار محل بحث بوده، و بویژه نکاتی درباره آنها گفته شده که غالبا نامعقول مینماید.
با توجه به اینکه خداوند در آیه قبل که گویندگان مطالبی را که در این آیه آمده، به این وصف توصیف کرد که قومیاند که ارتباط گفتاریشان با مشکل همراه است، آیا احتمال ندارد که خداوند میخواهد ما را متوجه کند که این مطلبی که آنان میگویند (حکایت یاجوج و ماجوج و مطالبه ساختن سد) را نباید به نحو متعارف فهمید؟!
بویژه اگر دقت کنیم که آنان کسانیاند که ظاهرا برای جلوگیری و دفع دشمنانش پیشنهادی میدهند که شخص جهاندیده ای همچون ذوالقرنین بلافاصله آن را میپذیرد، و علاوه بر این، اعلام میکنند که همه هزینه اجرای پیشنهادشان را هم خودشان متقبل میشوند، آیا میشود گفت که آنان صرفا افرادی سادهدهن یا با فرهنگ پایین، یا ناآشنا به زبانهای متعارف جوامع دیگر (جلسه قبل، تدبر2) بودهاند؟!
4) «قالُوا... فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلی أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا»
هر جا مردم احساس نياز كنند، سرمايهگذارى هم مىكنند. (تفسير نور، ج7، ص224)
5) «إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ... تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا»
کسانی که مفسد فی الارض باشند را به شدیدترین وجه میتوان محصور کرد! (اقتباس از تفسير نور، ج7، ص225)۱۱