1) «وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنی وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً»
در جلسه قبل گفته شد ذوالقرنین به قومی رسید که کافر و مشرک بودند و خداوند به او اختیار داد که آنان را عذاب کند یا با مهربانی با آنان برخورد کند. وی هم آنها را در دو دسته قرار داد. در آیه قبل، به شدت عملش با کسانی که اهل ستم کردن باشند اشاره کرد؛ و در این آیه میگوید که کسی که ایمان آورد و عمل صالحی انجام دهد، نیکوترین پاداش برای او خواهد بود، و ما هم درباره اوامرمان میفرماییم که بر او آسان بگیرند!
2) «سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً»
مقصود از این جمله چیست؟ (بهویژه با توجه به دو کلمه «أمرنا» و «یُسرا»)
(ترجمه تحتاللفظی آن چنین میشود: «بزودی خواهیم گفت از امرمان بر او آسانیای را»)
الف. با او با نرمی و خوبی سخن میگوییم و دستوراتی میدهیم که انجامش بر او آسان باشد و او را به خاطر کفری که قبلا در پیش گرفته بود مواخذه نمی کنیم. (مجمعالبیان، ج6، ص758)
ب. مراد از «أمر» امر تکلیفی است یعنی برعهده او تکالیف شاق و دشواری که نتواند انجام دهد نمی گذاریم، بلکه دستوراتی در موردش میدهیم که انجامش برایش میسر باشد. (الميزان، ج13، ص362۱؛ البحر المحيط، ج7، ص222)
ج. در مورد اوامری که به عنوان سلطان صادر کردهایم (مانند مالیات و ...) در مورد او سهلگیرانه برخورد میکنیم. (تفسير الصافي، ج3، ص262)۲
د. مقصود از «أمرنا» همان امری است که از جانب خدا به او شده بود که یا سختگیری کن یا مهربانی؛ و میخواهد بگوید در مورد اینها جانب مهربانی و اعتدال (حد میانه بین کشتن و عذاب آنها از سویی، و باقی گذاشتن آنها را در ضلالت از سوی دیگر) را رعایت خواهم کرد. (الفواتح الإلهية و المفاتح الغيبية، (نخجوانی، قرن10) ج1، ص490)۳
ه. میدانیم که ذوالقرنین یکی از بزرگترین امپراطوریهای جهانی را به راه انداخته است؛ و شاید خداوند با چنین بیان، میخواهد ادبیات سلطانمنشانه او را نشان دهد: ما میفرماییم که از جانب امر ما [= از جانب اوامر ملوکانه ما] بر او آسان بگیرند!
و ...
3) «وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنی وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً»
در آیه قبل که میخواست از آنچه استحقاق ظالمان است سخن گوید عذاب کردن توسط خود وی شروع کرد و سپس عذاب آخرت که عذابی ناشناختهتر است را برشمرد؛ اما در اینجا که میخواهد از آنچه استحقاق مومنان است سخن بگوید از پاداش نیکوی الهی – که نیکوترین پاداش است – شروع کرد و به پاداش خود (که سهلگیری در اوامر حکومتی است) اشاره کرد.
چرا؟
الف. در اولی خطابش به کافران است که با آنها باید با آنچه نزدیکتر و محسوستر است، سخن گفت؛ اما در دومی خطابش به مومنان است و فرد مومن امید و رجایش در درجه اول به خدا و نعمتهای بهشتی است. (البحر المحيط، ج7، ص222)۴
ب. ...
4) «قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ... وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ... سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً»
حاکم نباید با نيكان و بدان يكسان برخورد كند؛
و به تعبیر دیگر،
برخورد شديد با ستمگران و نرمش با مؤمنان، شيوهى رهبران الهى است. (تفسير نور، ج7، ص221)
5) «قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ... وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ... سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً»
حرف «سين» (سَنَقُولُ) نشانه آینده نزدیک ( تسريع) و حرف «سوف» نشانه آینده دور (تأخير) است؛
این نوع تعبیر ذوالقرنین، یعنی:
در تشويق و پاداش سرعت بگيريد، ولى در كيفر و عذاب عجله نكنيد. (تفسير نور، ج7، ص221)
6) «وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنی وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً»
کسی که ایمان آورد و عمل صالحی انجام دهد، برای اوست نیکوترین پاداش.
در عین حال که «صالح» را به صورت جمع (صالحات) نیاورد، «حسنی» را به صیغه افعل تفضیل (نیکوترین) آورد و نفرمود: جزاءآ حسناً (پاداشی نیکو)؛ یعنی،
نه فرمود کسی که اعمال صالح انجام می دهد نیکوترین پاداش را دارد؛ و
نه فرمود کسی که عمل صالحی انجام می دهد پاداشی نیکو دارد.
الف. شاید میخواهد نشان دهد که نظام جزای الهی بهقدری کریمانه است که اگر حتی یک عمل صالح هم واقعا با خود ببریم، آنجا به نیکوترین پاداشها میرسیم.
ب. ...