1) «قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ ...»
با توجه به اینکه در آیه بعد، نقطه مقابل این افراد را کسانی که «ایمان آورند» معرفی کرد، اغلب مفسران نتیجه گرفتهاند که مقصود از «ظلم» در این آیه، [کفر و] شرک ورزیدن است. (مثلا ابنعباس، مجمعالبیان، ج6، ص757) بهویژه که در قرآن کریم، شرک، ظلمی عظیم معرفی شده است (إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيم؛ لقمان/13)؛ اما برخی بر این باورند که چون تعبیر آیه بعد، «ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند» هم شامل مشرک و کافر میشود، هم شامل کسانی که بظاهر مومن اند اما عمل صالح انجام نمی دهند و مفسد فی الارض میباشند؛ بویژه که سیره پادشاهان عادل چنین بوده که وقتی قدرت مییافتند، زمین را از فساد مفسدان نیز پاک مینمودند. (المیزان، ج13، ص362)
2) «قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلی رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذاباً نُكْراً»
ذوالقرنین به قومی رسید که کافر و مشرک بودند. خداوند به او اختیار داد که آنان را عذاب کند یا با مهربانی با آنان برخورد کند. وی هم آنها را در دو دسته قرار داد. آنان که دعوت حق را میپذیرند و به عمل صالح روی میآورد، که در آیه بعد اعلام میکند با آنها با ملاطفت برخورد خواهد کرد؛ و آنان که اهل ستم کردن به خویشتن و دیگراناند و به ایمان و عمل صالح روی نمیآورند، که تهدید کرد که با آنان مواجهه بسیار تندی خواهد داشت؛ و آنها بعد از مرگشان هم عذابی شدیدتر در پیش خواهند داشت.
3) «قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلی رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذاباً نُكْراً»
ذوالقرنین در مورد کسی که ظلم پیشه کند، نگفت: «اُعَذِّبُهُ» (عذابش میکنم) یا «سنُعَذِّبُهُ» (بزودی عذابش میکنم)؛ بلکه تعبیر «سوف» را به کار برد که برای اشاره به آینده دور است. چرا؟
الف. میخواهد نشان دهد که آنان را بلافاصله به خاطر کفر و ظلمشان مجازات نمی کرد، بلکه ابتدا آنان را به ایمان و عمل صالح میخواند و اگر باز بر انحرافشان اصرار میورزیدند مجازات میکرد. (البحر المحيط، ج7، ص222)۱
ب. او به اميد توبهی ستمگران بود و لذا در كيفر آنان شتابی نكرد. (تفسير نور، ج7، ص220)
ج. ...
4) «فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلی رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ»
عذاب دنيا، [همواره] مانع كيفر آخرت نيست. (تفسير نور، ج7، ص220) چنانکه در آیات دیگری هم بر اینکه برخی گناهان به گونهای است که هم عذاب در دنیا دارد و هم عذاب در آخرت تصریح شده است؛ مثلا «إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيم: جز اين نيست كه كيفر كسانى كه با خدا و رسول او مىجنگند و در زمين به فساد و تبهكارى مىپويند اين است كه كشته شوند، يا بر دار آويخته گردند، يا دستها و پاهايشان بر خلاف جهت يكديگر بريده شود و يا از آن سرزمين تبعيد گردند. اين براى آنها خفّت و خواريى در دنياست و آنان را در آخرت عذابى بزرگ است (مائده/33)۲
5) «فَيُعَذِّبُهُ عَذاباً نُكْراً»
مقصود از «نُکر» (عذاب نکر) چیست؟
الف. عذابی که در دنیا بیسابقه است (مجمعالبیان، ج6، ص757) و شخص نه حساب آن را کرده و نه انتظار چنان عذابی را دارد. (المیزان، ج13، ص362) و از این رو، بشدت غافلگیر و مضطر میشود.
ب. كيفر دنيوی، شناخته شده و معلوم است، ولی عذاب آخرت ناشناخته است. (تفسير نور، ج7، ص220)
ج. ...