📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «قالَ هذا فِراقُ بَيْني وَ بَيْنِكَ»
چون حضرت موسی ع خودش گفت که اگر دفعه بعدی اعتراض کردم دیگر در اینکه همراهی مرا ترک کنی معذوری. پس خودش پذیرفت که خضر این همراهی را پایان دهد، از این رو، به محض اینکه اعتراض کرد، خضر گفت این است جدایی بین من و تو.
درست است که موسی ع چنان شرطی را گذاشت، اما نگفت که حتما ختم همراهی را اعلام کن و واضح است که حیا کرد که آن شرط را گذاشت (جلسه 657، حدیث1)؛ اما چرا خضر بدین سرعت ختم همراهی را اعلام کرد و خودش اندکی دیگر با وی مدارا نکرد؟
الف. شاید میخواهد نشان دهد که اینها دو گونه مواجهه با عالم است و دو اقتضای مختلف دارد؛ و قرار نیست که همواره همگان از اقتضائات مواجهه دیگر مطلع شوند. در این واقعه قرار بود موسیها و کسانی که بر مبنای ظاهر رفتار میکنند، بفهمند که خبرهای دیگری در عالم هست؛ و همین مقدار که این معلوم شود، کافی است، قرار نیست آنها با این نحوه حقایق پشت پرده به زندگی خود ادامه دهند.
ب. شاید چون این بهترین موقعیت برای جدایی بود چرا که در دو اعتراض قبلی وی، هرکدام در جایی بود که ظاهرا خلاف شرعی رخ داده بود، اما اینجا کار خضر نهتنها ظاهر غیرشرعی نداشت، بلکه کاری بشدت اخلاقی و مورد رضایت شریعت محسوب میشد؛ و اینجا موسی ع برای اعتراضش هیچ توجیه دینی نداشت، به علاوه که خودش هم شرط را مطرح کرده بود.۱
ج. ...
2) «سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْويلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً»
«تاویل»، چنانکه در نکات ادبی اشاره شد، به معنای آن عرصهای است که چیزی نهایتا به اصل و ابتدای حقیقی خود برمیگردد.
هر آنچه در پیش روی ما رخ میدهد و ناخوشایند ماست، «تأویل»ی دارد که مادام که از آن غافل باشیم، در برابر آن ناشکیبایی در پیش می گیریم؛ اما کسی که تأویل آن را میداند، براحتی آن را تحمل، و بلکه بر انجام آن، اقدام میکند.
حتی اگر پیامبری اولواالعزم، و موسای زمان خود هم باشیم، دلیل نمیشود که تأویل همه چیز را بدانیم.
ثمره اخلاقی
کسی که باور دارد که خدایی هست که هیچ واقعهای بیاذن او رخ نمیدهد، میفهمد که هر واقعهای تاویلی دارد؛ و اگر خدا خداوند رحمان و رحیم ست، هر امر بظاهر ناخوشایندی، در دلش رحمتی نهفته است. مهم آن چیزی نیست که در این دنیا میبینیم؛ مهم آن حقیقتی است که وقتی پردهها کنار رود آشکار می گردد.
کسی که این را باور کند، در جهان جز زیبایی نمی بیند، چنانکه حضرت زینب س بعد از آن همه مصیبت فرمود: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا»:
به قول سعدی شیرینسخن:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست ...
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست
https://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghazal2/sh13/
3) «قالَ هذا فِراقُ بَيْني وَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْويلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً»
حقیقت و باطن بسیاری از امور، وقتی آشکار میشود که زمان فراق است و دیگر کار از کار گذشته است.
بکوشیم پیش از آنکه زمان فراق سر رسد، صبر داشته باشیم و وعدههای خدا را باور کنیم.
اینها را در کانال نمی گذارم
4) «قالَ هذا فِراقُ بَيْني وَ بَيْنِكَ»
و مقصودش این بود که:
الف. این سخنی که گفتی موجب جدایی بین من و توست.
ب. این وقت، وقت جدایی من و توست؛
ج. این فراق بین من و توست که زمانش حاضر شد.
(مجمع البيان، ج6، ص752۲؛ الميزان، ج13، ص347۳)
5) «قالَ هذا فِراقُ بَيْني وَ بَيْنِكَ»
چرا نفرمود «بیننا» و فرمود «بینی و بینک»؟
الف. از باب تاکید است. (زجاج، به نقل مجمع البيان، ج6، ص752 ؛ الميزان، ج13، ص347)
ب ...
6) «قالَ هذا فِراقُ بَيْني وَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ»
چرا فرمود «سَأُنَبِّئُكَ» و نفرمود «الان أُنَبِّئُكَ»؟
الف. ...
7) «سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْويلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً»
گفت به تو خبر خواهم داد از تأویل «آنچه بر آن توان شکیبایی نداشتی» (ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً) و نفرمود: از تاویل «آنچه رخ داد» (ما وقع).
الف. میخواهد تاکید کند که آنچه در این واقعه محور است و اهمیت اساسی دارد، بیش از آنکه خود آن وقایع باشد، عدم توانایی حضرت موسی ع بر شکیبایی است.
ب. ...