📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً»
حضرت موسی ع و همراهش وقتی مسیری که رفته بودند جستجوکنان برگشتند، بندهای از بندگان خدا را یافتند، که در روایات به عنوان خضر معرفی شده است؛ و در این آیه دو وصف او را برشمرده است: اینکه هم از رحمت خاصی برخوردار بوده و هم از علمی خاص.
2) «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً»
درباره حضرت خضر ع، آنچه به عنوان مهمترین ویژگی او ذهن اغلب مفسران را به خود مشغول کرده، برخورداری او از علم خاصی بوده که پیامبر اولواالعزم زمانش از آن علم بیبهره بوده است؛ و البته قطعا چنین علمی یک ویژگی بسیار خاص و منحصر به فرد است.
اما جالب اینجاست که در این آیه، دو ویژگی دیگر (عبد بودن، مشمول رحمتی از جانب خدا بودن) را هم برای او برمیشمرد که کمتر مورد توجه قرار گرفته؛ و جالبتر این است که آن دو ویژگی را قبل و مقدم بر علم لدنیای که وی از آن بهرهمند بوده ذکر میکند.
3) «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا»
در معرفی حضرت خضر، اسمی از او نبرد، بلکه با یک صفت و ویژگی از او یاد کرد، و جالب است که اولین و مهمترین ویژگیِ کسی که حضرت موسی ع مامور شده برود و نزد او تعلم کند، «عبد» بودن اوست؛ و جالبتر این است که شروع معرفی وی را نه با ویژگیِ منحصر به فرد او، (یعنی علم خاص وی) - که موسی ع بدان جهت سراغش آمد - ، بلکه با این ویژگیای که در دیگران هم هست - با تاکید بر اینکه این ویژگی در دیگران هم هست – شروع کرد: بندهای از بندگان ما.
چرا؟
الف. شاید میخواهد نشان دهد که ریشه برخورداری خضر از چنان ویژگیهایی که یک پیامبر اولواالعزم را مشتاق درک محضر وی میکند، امری است که در اختیار هرکسی هست:
اگر شما هم «بنده» شوید، نه لزوما بندهای خیلی خاص و متمایز، بلکه صرفاً بندهای واقعی در میان بندگان واقعی خدا، شما هم میتوانید به این مقامات برسید!
ب. چهبسا میخواهد همانند مدخل داستان اصحاب کهف (آیه9، بویژه مطالب جلسه 590، تدبر2 http://yekaye.ir/al-kahf-18-9/ )، اشاره کند که اگرچه شروع این داستان با امری عجیب (زنده شدن ماهی) همراه بود و تمام این مسیر با عجایب همراه است، اما اگر در مسیر ایمان و عبودیت قرار بگیرید، اینها چیز عجیبی نیست.
ج. ...
4) «فَوَجَدا عَبْداً ... آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا»
بعد از اینکه او را با «عبدا من عبادنا» یاد کرد، و قبل از اشاره به ویژگیِ منحصر به فرد او، (یعنی علم خاص وی) - که موسی ع بدان جهت سراغش آمد - ، از اینکه او «از رحمتی از جانب ما برخوردار بود» یاد کرد.
چرا؟
الف. شاید میخواهد تذکر دهد که اگر خضر به چنان جایگاهی رسید، حاصل فضل و رحمت و عنایت ما بوده است؛ نه صرفا اقدامات و تلاش خودش.
ثمره اخلاقی
دادِ او را قابلیت، شرط نیست بلکه شرطِ قابلیت، دادِ اوست
اگر معیار، در اعطای الهی، رحمت او باشد، آنگاه هر انسانِ حقیرِ همچو منی هم میتواند امید داشته باشد به بالاترین عطایا. ما باید وظیفه خود را درست انجام دهیم، اما مهم این است که باور کنیم که علت اصلی عطایای الهی، رحمت اوست، نه تلاش ما، که اگر تلاش ما معیار باشد، هیچکس ره به بهشت نخواهد برد (ِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكی مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً؛ نور/21؛ همچنین جلسه 639، حدیث1)
بیسبب گر عزّ به ما موصول نیست قدرت از عزل سبب، معزول نیست
ای گرفتارِ سبب، بیرون مپر لیک عزل آن مسبب، ظن مبر
هر چه خواهد آن مسبب آوَرَد قدرت مطلق سببها بر دَرَد
لیک اغلب بر سبب رانَد نفاذ تا بداند طالبی جستن مراد
چون سبب نَبوَد چه ره جوید مرید پس سبب در راه میباید بدید
این سببها بر نظرها پردههاست که نه هر دیدار، صنعش را سزاست
دیدهای باید سببسوراخکن تا حجب را بر کَنَد از بیخ و بن
تا مسبب بیند اندر لامکان هرزه داند جهد و اکساب و دکان
https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar5/sh63/
ب. در ادامه حکایت، مواردی پیش میآید (مانند کُشتن آن نوجوان) که در ذهن بسیاری از انسانها ممکن است اقدامی به دور از رحمت، قلمداد شود. شاید از ابتدا تاکید میکند که ما او را از رحمتی ویژه برخوردار کردیم؛ و اینها همگی تجلیات رحمت است و اگر غضبی هم دارد، باید غضب وی را در سایه رحمت خاصی که از جانب ما او را در بر گرفته، دید.
ج. ...
5) «عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً»
نفرمود «علمناه علما»؛ بلکه فرمود «علمناه من لدنا علما»؛
پس، علم لدنی، بدین معنا که خداوند شخصی را از علمی خاص و منحصر به فرد، آن هم نه از راههای متعارف (قوای حسی و عقلی) برخوردار کند، یک واقعیت مورد اذعان قرآن کریم است.
موارد زیر در کانال قرار داده نشد
6) «آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا»
مقصود از این رحمتی که به او داده شده، چیست؟
الف. نبوت (مجمع البيان، ج6، ص746) (توجه: در پینوشت حدیث 1 توضیح داده شد که روایات درباره اینکه خضر پیامبر بوده یا نبوده، متفاوت است؛ و مساله قطعی نیست؛ و بین مفسران هم در این زمینه اختلاف جدی است)
ب. زندگانی طولانی (به نقل از مجمع البيان، ج6، ص746)
ج. ...
7) «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً»
درباره اینکه این شخص که حضرت موسی ع به سراغش رفت، چه کسی بود، برخی گفتهاند او فرشتهای بود که خداوند متعال حضرت موسی ع را مامور کرد که از او علم به باطن امور را بیاموزد؛ اما اکثرا او را انسانی به نام خضر۱ میدانند، آنگاه:
الف. ظاهرا اسمش بلیا بن ملکان بوده، و درباره وجه تسمیهاش به خضر گفتهاند که او خضر نامیده شد چون:
الف.1. در هرجا نماز میگذارد، پیرامونش سرسبز میشد.
الف.2. هرگاه بر زمین خشک و بیعلفی مینشست، وقتی بلند میشد آنجا سرسبز شده بود.
الف.3. چون حضرت موسی ع او را بر بوریایی سبز دید.
الف.4. ...
ب. اینکه آیا پیامبر بود یا نه، دو دیدگاه است:
ب.1. حتما پیامبر بوده، چون جایز نیست که یک پیامبر از یک غیر پیامبر پیروی کند و از او علمی بیاموزد، چون این موجب تخفیف جایگاه وی میشود. (جبائی، به نقل مجمع البيان، ج6، ص746)
ب.2. ممکن است پیامبر نبوده باشد، بلکه بنده صالحی باشد که خداوند بنا به مصالحی علمی به باطن امور به ی داده که به پیامبر زمانش نداده است (ابن إخشید، به نقل مجمع البيان، ج6، ص746)