1) «قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلی آثارِهِما قَصَصاً»
بعد از اینکه حضرت موسی ع از حکایت رفتن ماهی در دریا خبردار شد، گفت این همان نشانهای است که ما دنبالش بودیم، برای همین جستجوکنان از راهی که آمده بودند برگشتند.
انسان عاقل کسی است که هر لحظهای که فهمید که مسیری که آمده اشتباه بوده، از همانجا به دقت به جای قبلیاش برگردد و از همانجا دوباره حرکت خویش را آغاز کند. (حدیث1)
2) «قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلی آثارِهِما قَصَصاً»
چرا بسادگی نفرمود «رجعا» و یا حتی «ارتدا»، بلکه فرمود «ارتدا علی آثارهما»
الف. شاید مسیر به نحوی بوده که وضوح نداشته پس باید دقیقا ردپای قبلی خود را پیجویی کنند تا راه درست برگشت را بیابند.
ب. چهبسا میخواهد تاکید کند که دقیقا همان مسیری را که رفتند برگشتند، و یاد دهد که اگر کسی مسیری را اشتباه رفت دقیقا باید همان را برگردد و جبران کند؛ نمیتوان گفت از یک راه دیگر برمیگردد تا میانبر شود.
ج. ...
اینها را در کانال نگذاشتم
3) «قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلی آثارِهِما قَصَصاً»
سوالاتی که در این آیه به ذهن میرسد و پاسخ قانعکنندهای نیافتم:
الف. چرا فرمود «ما کنا نبغِ» (آنچه همواره درصدد بودیم) و نفرمود «ما نبغِ»(آنچه درصددش بودیم)
ب. اگر «ما» مای موصوله است، چرا ضمیری برای ارجاع آن نیامده و نفرموده «ما کنا نبغیه»؟ آیا احتمال دارد که مای نافیه باشد؟ آنگاه آیا ممکن است مراد این باشد که: «این آن چیزی نبود که مادرصددش بودیم، پس یکبار کل مسیر را بازبینی کنیم تا بفهمیم چرا از آنچه درصددش بودیم دور افتادهایم و آن را نمییابیم»؟
ج. آوردن کلمه «قصصا» در این آیه چه ضرورتی داشت و چرا به همین که «فَارْتَدَّا عَلی آثارِهِما» بسنده نکرد؟
(توجه: در نکات ادبی توضیح دادیم که «قصص» هم به معنای «جستجو و پیگیری کردن» است و هم به معنای «اخبار و حکایات طولانی»، و در تمامی موارد دیگری که این کلمه در قرآن کریم به کار رفته همواره به معنای دوم بوده است)