📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً»
حضرت موسی ع دستور داشت در موقعیت خاصی کاری انجام دهد. همین که از آن موقعیت [بدون اینکه کارش را انجام دهد] عبور کرد، احساس خستگی کرد.
ثمره اخلاقی
حضرت موسی ع وظایف بسیار سنگینی را انجام داده بود؛ اما این تنها موردی است که خداوند «احساس خستگی کردنِ» او را گزارش کرده است؛ آن هم با تعبیر «لمّا ... قال ...: هنگامی که عبور کرد، گفت..»
شاید بتوان نتیجه گرفت:
انسان مومن، مادام که در مسیر انجام وظیفهشان حرکت میکند، خسته نمیشود؛
اگر واقعا داریم انجام وظیفه میکنیم و در جایی احساس خستگی کردیم، احتمال دهیم که از مسیر درست خارج شدهایم و باید به مسیر اصلی برگردیم.
خدا رحمت کند شهید حسن باقری را. این جمله از او معروف است که:
اگر خسته شدیم باید بدانیم کجای کاراشکال دارد وگرنه کار برای خدا که خستگی ندارد، لذت بخش است.
حکایت: کار برای خدا خستگی ندارد
مقام معظم رهبری یکبار خاطرهای را از امام خمینی نقل کردند:
رهبر این امّت و انقلاب، مردی بودند که در هشتاد سالگی سختترین کارهای دنیا را به دوش گرفتند. روزی که امام وارد ایران شدند، تقریباً هشتاد ساله بودند. نگفتند من پیر و یا خستهام. در یکی از روزهای سال پنجاه و نه که از اهواز به تهران آمده بودم، خدمت ایشان رسیدم و صحبتهای گلهآمیزی را دربارهی موضوعی مطرح کردم. ایشان به من گفتند که افراد مورد نظرشان را برای تشکیل جلسه خبر کنم. جلسه، وسط روز و بدون سابقه تشکیل شد و پیرمرد جوان دل و پر نشاط و نیرومند، جلسه را بدون اظهار خستگی اداره فرمود. کار که برای خدا باشد، خستگی ندارد و زمان بردار نیست. یک وقت یکی از روسیاهیانی که به غلط وارد صفوف اهل ایمان شده بود، چیزی گفت که امام در پاسخ او فرمودند: «اگر شما نمیخواهید انجام دهید، کنار بروید؛ من خودم کارها را انجام میدهم و بارها را بر دوش میگیرم!» باور نمیکردند امام این گونه جوانانه وارد میدان شوند.
http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=20250
2) «فَلَمَّا جاوَزا ...»
موسی ع به دستور خداوند قرار بود در مجمعالبحرین با کسی دیداری داشته باشد؛ و برای رسیدن به مجمعالبحرین هم به راه افتاد. اما بدانجا رسید و از آنجا گذشت و نفهمید. چرا؟
الف. طبق بسیاری از روایات، و ظاهر آیه66 قرار بود حضرت موسی ع در این همراهی با خضر متوجه محدودیت علم خود شود. شاید همین نکته هم اولین هشدار به وی بوده است که: ببین! تو به جایی که قرار بود، رسیدی، اما نفهمیدی!
ب. ...
3) «قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً»
انسان خسته میشود و نیاز به غذا دارد؛ حتی اگر پیامبر اولوالعزم باشد.
تذکر اخلاقی- سلوکی
گاهی برخی افراد انتظارات نابجا از خود دارند. فکر میکنند نیازهای طبیعی انسان اموری منفی است و گمان میکنند اگر گرسنه شدند و به خاطر گرسنگی غذا خوردند گویی از سیر و سلوک بازماندهاند!
وقتی خداوند چند بار در قرآن کریم به گرسنه شدن پیامبر اولواالعزمی مثل حضرت موسی ع را اشاره میکند، نشان میدهد که تلقی افراد فوق تلقی ناصوابی است.
4) «فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً»
گفتهاند خداوند حضرت موسی ع را به گرسنگی و خستگی مبتلا کرد تا به یاد ماهی بیافتد (مجمع البيان، ج6، ص742)
ثمره معرفتشناختی
خداوند گاه انسان را به وسیله امور کاملا طبیعی و دمدستی، متوجه مطلبی مهم میکند. اما کسی متوجه میشود که از پیش، با اصل نشانههایی که خداوند قرار داده، آشنا باشد.