1) «فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً»
چون موسی ع و جوان همراهش به محل پیوستن آن دو دریا رسیدند، هر دو ماهیشان را فراموش کردند؛ و ماهی راهش را در دریا در مسیری آزاد و رها در پیش گرفت.
در روایات آمده است که این ماهی یک علامتی بود برای محلی که در آن محل موسی ع میتوانست خضر را پیدا کند. اما در اینجا هر دو از ماهی غافل شدند و ماهی ظاهرا زنده شد و راهش را در دریا در پیش گرفت.
البته در قرآن کریم تعبیر «زنده شد» ندارد و در مقابل اکثر مفسران، که از زنده شدن ماهی سخن گفتهاند، برخی جانب این نظر را ترجیح داده اند که ظاهر این است که ماهی مرده بوده؛ اما چون روی صخره بوده یا لیز خورده و در آب افتاده یا بر اثر جزر و مد و امواج دریا، دوباره درون دریا افتاده و از دیدگان غیب شده باشد؛ و آنچه هم علامت بوده، صرفا همان مفقود شدن ماهی بوده است. (المیزان، ج13، ص340)
اما به نظر میرسد شواهد متعددی در کار است که بر زنده شدن ماهی دلالت میکند:
الف. تعبیر «فاتخذ سبیله فی البحر: راهش را در دریا در پیش گرفت» تعبیری است که با اقدامی ارادی از جانب ماهی سازگار است تا افتادن یک ماهی مرده در آب.
ب. تعبیر «سَرَباً» که دلالت بر رفتن در یک مسیر معین و از دیده غایب شدن دارد؛ در حالی که ماهی مردهای که در آب بیفتد، روی آب میماند.
ج. یوشع که ظاهرا شاهد رفتن ماهی بوده، در آیه63 تعبیر میکند «وَ اتَّخَذَ سَبيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبا» یعنی اولا دوباره همان تعبیر «راهش را در دریا در پیش گرفت» را به کار میبرد و مهمتر اینکه این را مطلبی تعجبآمیز میشمرد؛ در حالی که افتادن یک ماهی مرده در دریا بر اثر موج یا اموری از این سنخ، مطلب تعجبآوری نیست.
د. حضرت خضر معروف است به اینکه از آب حیات خورده و زنده بودنی غیرمتعارف دارد. طبیعیترین نشانه برای رهنمون شدن به او، نشانهای است که با زندگی و زنده شدن تناسب داشته باشد.
ه. ...
2) «فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً»
درباره این ماهی سوالات متعددی به ذهن میرسد که پاسخ قانعکنندهای در کتب تفسیری یافت نشد:
الف. این ماهی چه اهمیتی دارد که خداوند آن را نشانه قرار داد؛ و اینکه موسی ع و همراهش این ماهی را فراموش کردند مورد تاکید قرار داد؟
ب. اگر این ماهی نشانه بوده،
اولا چرا حضرت موسی ع و همراهش به گونهای با هم صحبت میکنند که گویی قرار بوده این را بخورند؟ (حضرت موسی ع در آیه بعد میفرماید: غذایمان را بیاور؛ و همراهش میگوید این ماهی راهش را در آب در پیش گرفت و رفت؛ ظاهرا یعنی این ماهی که به عنوان غذا بوده راهش را گرفت و رفت)
ثانیا چرا تعبیر «ماهیِ آن دو» (نه: ماهیِ او) را به کار برد، با توجه به اینکه اگر نشانه بوده، فقط برای حضرت موسی ع نشانه بوده است و طبق احادیث او مامور شده که ماهی را با خود بیاورد.
ج. ...
3) «نَسِيا حُوتَهُما»
با توجه به اینکه از سوال و جواب آیات بعد، معلوم – و بلکه تصریح – میشود که همنشنی موسی ع بوده که ماهی [حکایت کردن از ماهی] را فراموش کرده، چرا خداوند فرمود: آن دو ماهی را نسیان [فراموش] کردند؟
الف. نسیان در اینجا به معنای رها کردن و از دست دادن است، در واقع، آن دو در اینجا ناهیشان را از دست دادند. (مجمعالبیان، ج6، ص742)
ب. نسیان به همان معنای فراموشی است، اما چون آن که مسئول آوردن ماهی بوده فراموش کرد، به هردویشان نسبت داد؛ مانند اینکه یک کاروان بخواهد جایی برود و مسئول غذا، آوردن آذوقه را فراموش کند، که میگویند کاروان آذوقهاش را فراموش کرد.
ج. هر کدامشان یک نکته را فراموش کردند: یوشع فراموش کرد که آنچه دید به موسی ع بگوید؛ و موسی ع هم فراموش کرد که پیگیر کار ماهی باشد.
د. ممکن است اصلا تقدیر به حذف مضاف باشد؛ یعنی با قرائن بعدی معلوم میشود که منظور از «نسیا»، «نسی احدهما» است. (البحر المحیط، ج7، ص201)
ه. ...
4) «فَاتَّخَذَ سَبيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً»
اغلب مفسران این را حاکی از یک حرکت غیرمتعارف توسط ماهی به حساب آوردهاند۱ که همین بود که تعجب یوشع بن نون (همسفر موسی ع) را برانگیخت؛ و بر این اساس، آن را معجزهای برای حضرت موسی ع یا خضر به حساب آوردهاند (البحر المحيط، ج7، ص201)۲؛ اما دقیقا منظور از «سَرَباً» و این حرکت غیرمتعارف چه بود؟
الف. یعنی با حرکتش مسیری در آب ایجاد می کرد که آن مسیر، آب به صورت جامد درآمد (مجمعالبیان،، ج6، ص742؛ قتاده، به نقل البحر المحيط، ج7، ص201) چنانکه در برخی منابع اهل سنت، حدیثی آمده که مسیری همچون دالان در آب به طور ثابت پدید آمد (الدر المنثور، ج4، ص229۳؛ البحر المحيط، ج7، ص201۴) که بعدا که حضرت موسی ع برگشت از راه این دالانی که در آب پدیدار شده بود، به سمت محلی که حضرت خضر ع بود رهنمون شد.
ب. یعنی محل عبورش [در آب] خالی ماند. (البحر المحيط، ج7، ص201)۵
ج. مسیر عبورش به صورت سنگی سخت درآمد (ابنعباس، به نقل البحر المحيط، ج7، ص201)
د. مسیر معینی را در خشکی پیمود تا خود را به دریا رساند، و در واقع، سرب به معنای تصرف کردن و جولان دادن است (ابنزید، به نقل البحر المحيط، ج7، ص201)
ه. ...
این را در کانال نمیگذارم
5) «فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً»
اگر مراد از «البحرین» در آیه قبل را تلاقی حضرت موسی ع و خضر بدانیم، آنگاه احتمالا «حوت: ماهی» (مرجع ضمیر «هما» در «حوتهما» (با توجه به تعبیر «مجمع بینهما» به جای مجمع البحرین) و «البحر» در اینجا معانی دیگری پیدا کنند. (توجه شود قبول این معانی – هرچه که باشد – به معنای انکار معنای ظاهری اینها نیست؛ چرا که با توجه به قاعده امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا، کاملا ممکن است همه این معانی مستقلا مد نظر بوده باشد)