1) روایت شده است امیرالمومنین ع در نامه تعیین فرماندهان لشکر می نوشت:
اما بعد؛ همانا کسانی که قبل از شما بودند هلاک شدند چرا که مردم را از حقشان منع کردند، پس آن را خریدند؛ و آنها را به باطل گرفتند پس بدان اقتدا کردند.
نهج البلاغة (للصبحي صالح)، نامه 79
و من كتاب كتبه ع لما استخلف إلى أمراء الأجناد
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ أَنَّهُمْ مَنَعُوا النَّاسَ الْحَقَّ فَاشْتَرَوْهُ وَ أَخَذُوهُمْ بِالْبَاطِلِ فَاقْتَدَوْه.۱
2) از ابوحمزه ثمالی روایت شده است: قاضیای از قاضیان کوفه خدمت امام سجاد ع رسید و درباره تفسیر این آیه سوال کرد که میفرماید «و ميان آنان و ميان قریههایی كه در آنها بركت نهاده بوديم قریههایی آشکار [پیوسته و نزدیک به هم] قرار داده بوديم، و در ميان آنها مسافت را، به اندازه، مقرر داشته بوديم. در اين [راه] ها، شبها و روزها ایمن و آسودهخاطر بگرديد» (سبأ/18)
حضرت فرمود: مردم منطقه شما در این باره چه می گویند؟
گفت: میگویند منظور مکه است.
فرمود: آیا دیدهای در جایی بیش از مکه دزدی شود؟!
گفت: پس چیست؟
فرمود: منظور مردان [خاصی] است.
گفت: در کجای کتاب خدا چنین است؟
فرمود: آیا نشنیدهای این سخن خداوند عز و جل را «و چه بسيار قریههایی كه از فرمان پروردگار خود و پيامبرانش سرپيچيدند» (طلاق/8) و نیز «آن قریهها را هلاکشان کردیم» (کهف/59) و نیز «و از آن قریهای بپرس که در آن بودیم و از کاروانی که در آن میآمدیم» (یوسف/82). آیا از قریه یا کاروان سوال میشود یا از مردان؟ و آیاتی در این معنا تلاوت فرمود.
گفت: فدایت شوم. آنان کیستند؟
فرمود: ماییم آنان. سپس فرمود آیا نشنیدهای که در ادامه فرمود «شبها و روزها ایمن و آسودهخاطر بگرديد» فرمود یعنی ایمن و آسودهخاطر از انحراف.
الإحتجاج (للطبرسي)، ج2، ص313؛ مناقب آل أبي طالب، ج4، ص129-130
وَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ: دَخَلَ قَاضٍ مِنْ قُضَاةِ أَهْلِ الْكُوفَةِ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فَقَالَ لَهُ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ قَالَ لَهُ مَا يَقُولُ النَّاسُ فِيهَا قِبَلَكُمْ [بِالْعِرَاقِ] قَالَ يَقُولُونَ إِنَّهَا مَكَّةُ فَقَالَ وَ هَلْ رَأَيْتَ السَّرَقَ فِي مَوْضِعٍ أَكْثَرَ مِنْهُ بِمَكَّةَ قَالَ فَمَا هُوَ؟
قَالَ إِنَّمَا عَنَى الرِّجَالَ قَالَ وَ أَيْنَ ذَلِكَ فِي كِتَابِ اللَّهِ؟ فَقَالَ أَ وَ مَا تَسْمَعُ إِلَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ» وَ قَالَ «وَ تِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ» وَ قَالَ «وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها» أَ فَيُسْأَلُ الْقَرْيَةُ أَوِ الرِّجَالُ أَوِ الْعِيرُ قَالَ وَ تَلَا عَلَيْهِ آيَاتٍ فِي هَذَا الْمَعْنَى قَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَنْ هُمْ؟ قَالَ نَحْنُ هُمْ فَقَالَ أَ وَ مَا تَسْمَعُ إِلَى قَوْلِهِ «سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ»؟ قَالَ آمِنِينَ مِنَ الزَّيْغِ.
3) از معصومین مناجاتی بین حضرت موسی ع و خداوند متعال روایت شده است. در فرازی از این مناجات، خداوند میفرماید: «زینت دنیا و شکوفاییاش فریبت ندهد و هرگز به ظلم رضایت نده و ظالم مباش، که همانا من در کمین ظالمانم تا اینکه حق مظلوم را از او بستانم.
الكافي، ج8، ص49
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عِيسَى رَفَعَهُ قَالَ : إِنَّ مُوسَى ع نَاجَاهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَقَالَ لَهُ فِي مُنَاجَاتِهِ يَا مُوسَى...
لَا تَغُرَّنَّكَ زِينَةُ الدُّنْيَا وَ زَهْرَتُهَا وَ لَا تَرْضَ بِالظُّلْمِ وَ لَا تَكُنْ ظَالِماً فَإِنِّي لِلظَّالِمِ رَصِيدٌ حَتَّى أُدِيلَ مِنْهُ الْمَظْلُوم
4) از رسول الله ص روایت شده است:
همانا خداوند به ظالم مهلت میدهد تا جایی که او میگوید مرا مهلت دادهاند [= به این مهلت دلخوش میشود و گویی کاری به کار او ندارند] سپس او را «بشدت فراوان میگیرد». (حاقه/10)
كنز الفوائد، ج1، ص135
وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُمْهِلُ الظَّالِمَ حَتَّى يَقُولَ أَهْمَلَنِي ثُمَّ إِذَا أَخَذَهُ أَخَذَهُ «أَخْذَةً رَابِيَةً».۲