📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ يَوْمَ يَقُولُ نادُوا شُرَكائِيَ الَّذينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجيبُوا لَهُمْ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً»
خدا در روز قیامت میگوید «شریکان مرا - که شما شریک من میپنداشتید - صدا بزنید!» آنها صدا میزنند اما پاسخی دریافت نمیکنند و معلوم میشود که به هیچ عنوان شریک خدا نبوده و هیچ کاری از آنها برای اینها ساخته نیست و هر گونه رابطهای بین آنها باطل میگردد. بدین ترتیب، این آیه سومین تذکر است به اینکه هر گونه رابطهای بین مشرکان و آنچه بدان شرک میورزند باطل و پوچ است. (المیزان، 13، ص331)
2) «جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً»
منظور از «موبق: فاصلهای که موجب هلاکت گردد» چیست؟
الف. نام دره عمیقی است که خداوند با آن بین اهل هدایت و اهل ضلالت فاصله میاندازد (مجاهد و قتاده، به نقل مجمع البيان، ج6، ص735)
ب. مانع و دیواری است که بین معبودهای دروغین و عبادتکنندگانشان کشیده میشود (ابن الاعرابی) یعنی معبودهای آنان مانند فرشتگان و حضرت عیسی ع را در بهشت و آنان را در جهنم قرار میدهند. (به نقل مجمع البيان، ج6، ص735)
ج. همان ارتباط و اتصال بین آنها در دنیا که مایه هلاکت آنان در آخرت میشود (فراء، قتاده و ابنعباس، به نقل مجمع البيان، ج6، ص735) یعنی با به کار بردن این کلمه میخواهد اشاره کند که نه تنها ارتباطی واقعی در کار نیست، بلکه بین آنها فاصلهای هلاکتبار در کار است، فاصلهای که وقتی متوجه این فاصله شدند، هلاکتشان بر خودشان مسلم گردید.
د. عداوت و دشمنی هلاکتباری که بین آنان برقرار میشود (حسن، به نقل مجمع البيان، ج6، ص735)
ه. چهبسا هلاکت و بطلانِ هر رابطهای بین آنها مد نظر است؛ یعنی این مشرکان بین خود و معبودهای دروغینشان ارتباطی واقعی قلمداد می کردند، و خدا باطل بودن این رابطه را برملا میسازد. هم به کار بردن تعبیر «ندا کنید» که برای صدا کردن از راه دور است، موید این معناست، و هم شباهت این معنا با مضمون آیات دیگری همانند:
«وَ ما نَرى مَعَكُمْ شُفَعاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ: و شفيعانتان را كه آنها را شريكان در خود مىپنداشتيد همراه شما نمىبينيم! به يقين پيوندهاى شما گسسته شد و آنچه را كه گم کردید.» (أنعام/94)
و یا: «ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ: سپس به كسانى كه شرك ورزيدهاند گوييم: شما و شريكانتان در جايگاه خود قرار گيريد؛ پس رابطه آنها را با يكديگر زایل مىكنيم و شريكان آنها مىگويند: شما [حقیقتاً] ما را نمىپرستيديد» (يونس/28)
و. ...
3) «نادُوا شُرَكائِيَ الَّذينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجيبُوا لَهُمْ»
ريشهى شرك، جهل و پندارهاى بىاساس است. (تفسير نور، ج7، ص187)
و برملا شدن حقیقت و بیاساس بودن پندارشان کاملا برای خود افراد محسوس و ملموس میشود:
فقط به آنان گفته نمیشود که معبودهای دروغین شما بیخاصیتاند، بلکه بیخاصیت بودن آنها را عملا نشانشان می دهند: بخوانید شریکان مرا؛ میخوانند اما جوابی نمیشوند.
4) «وَ يَوْمَ يَقُولُ نادُوا شُرَكائِيَ الَّذينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجيبُوا لَهُمْ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً»
در قيامت ميان مشركان و معبودهاى آنان، فاصله زيادى است. (تفسير نور، ج7، ص187)
اگر توجه کنیم که قیامت، ظهور پشت پرده و باطنِ حقایقی است که در دنیا برقرار بوده،
نتیجه میشود هر معبودی غیر خدا، و در واقع، هر امری غیر خدا، که انسان بدان دل بندد و او را به خود نزدیک احساس میکند و از او حل مشکلاتش را انتظار داشته باشد، واقعا فاصله زیادی از انسان دارند؛ و این نزدیک دانستن آنها به خود صرفا یک پندار بیهوده بیش نیست.
تاملی با خویش
یکبار دلبستگیهایمان را مرور کنیم که انتظار داریم چه کس یا چه چیزی مشکلات ما در زندگیمان را حل کند؟ پول، دوست، خویشاوند، مقام، مدرک، یا ... . آیا اینها را به خودی خود کارهای میدانیم یا چون خدا ما را به اینها ارجاع داده، سراغ آنها میرویم؛ و اینها را تنها در حد وسیلهای که خدا در اختیارمان قرار داده، میشمریم و حقیقتا از خدا انتظار حل مشکلاتمان را داریم، نه از اینها؟