📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطيعَ لَهُ طَلَباً»
آن مومن در آیه قبل از خداوند خواست که آن نعمتی را که به آن متکبر داده، نابود کند؛ در این آیه گزینه دیگری را مطرح کرد: اینکه آبی که سرسبزی و بقای باغها – همان باغهایی که او را مغرور کرده بود – در گروی آن است، چنان در زمین فرو برود که وی دیگر هرگز بدان دست نیابد.
نکته تخصصی خداشناسی و انسانشناسی
خداوند نظام عالَم را چنان مرتبط به هم قرار داده است که هر چیزی به امور دیگری وابسته است: تکتک سرمایهها و امکاناتی که خداوند در دنیا برای استفاده در اختیار انسان قرار داده، برای اینکه امکان استفاده از آنها ادامه یابد، نیازمند امور دیگری است که اگر آنها نباشند، همان سرمایه و امکانات اول هم غیر قابل استفاده خواهد شد.
شاید علت اینکه آن فرد مومن، بعد از دعای قبل (برای از دست رفتنِ اصل آن نعمت)، این دعا را مطرح کرد، برای تذکر دادن به واقعیت فوق بوده است؛ آن فرد مغرور گمان میکرد که این باغها هرگز از بین نخواهد رفت؛ اما اگر به این واقعیت توجه میکرد درمییافت که چگونه همه امور به دست خداست و اگر خداوند امدادهایش به بقای آن باغ را قطع کند، همان باغ سرسبز وی هم، بدون اینکه عامل خارجی جدیدی مداخله کند، خشک و نابود خواهد شد.
ثمره اخلاقی
حتی اگر نعمت فراوان در اختیار داریم، همین که توجه کنیم که کارآمدی و امکان تداوم استفاده از همین نعمت در گروی چه بسیار مولفههای گوناگونی است که همگی از اختیار ما خارجاند، کافی است که به این داراییها مغرور نشویم.
2) «أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطيعَ لَهُ طَلَباً»
چرا بسادگی نفرمود که آبش چنان در اعماق فرو رود که «فَلَن تَجِده: دیگر آن را نیابی»؛ بلکه فرمود «فَلَنْ تَسْتَطيعَ لَهُ طَلَباً»؟
الف. ظاهرا میخواهد شدت دور از دسترس شدن آب را نشان دهد: به حدی آب فرور رود که وی نه تنها بدان دست نیابد، بلکه حتی نتواند در طلب آن برآید.
ب. در بسیاری از روایات، محروم ماندن از امام زمان ع در دوره غیبت، به همین فرو رفتن آب در زمین و دور از دسترس شدن آن تشبیه شده است (مثلا حدیث2)؛ چنانکه محرومیت گذشتگان از حضور پیامبران هم با چنین تعبیری مورد توجه قرار گرفته است (حدیث1). شاید با به کار بردن چنین تعبیری، میخواهد ما در همین معنای اولیه آیه متوقف نشویم و به محرومیتمان از امام زمان متوجه شویم.
(در مورد آب، همین که بگویند: «دیگر آن را نیابی» کافی است؛ اما در مورد امام زمان ع بخوبی میفهمیم که نه تنها او را نمییابیم، بلکه وضعیت در دوره غیبت به نحوی شده که حتی نمیتوانیم در جستجوی او برآییم.)
ج. ...
3) «أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ ... دَخَلَ جَنَّتَه ... أَ كَفَرْتَ ... لا أُشْرِكُ ... أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً»
شرك و كفر و فخرفروشى، دارايى و سرسبزى را به كوير تبديل مىكند. (تفسير نور، ج7، ص174)
4) «يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ ... أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً»
دست خدا براى قهر و عذاب، باز است، چه از آسمان، چه از زمين. (تفسير نور، ج7، ص174)
5) «فَلَنْ تَسْتَطيعَ لَهُ طَلَباً»
در برابر خشم و غضب الهى، قدرت و راه نجاتى نيست. (تفسير نور، ج7، ص175)