📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»
در اوایل این سوره هشداری داد به بَدان و بشارتی داد به خوبان، و سپس فرمود زینتهای زمین را برای این قرار دادیم که انسانها را بیازماییم که کدامینشان عملش بهتر است (إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛ کهف/7. جلسه588 http://yekaye.ir/al-kahf-18-7/ )
اکنون که اولین فراز این سوره (داستان اصحاب کهف)به پایان رسیده دوباره این هشدار به بدان و بشارت به خوبان تکرار میشود. در این فراز ابتدا هشدار و انذار در آیه قبل مطرح شد و در این آیه و آیه بعد بشارت.
در این آیه میفرماید که اگر کسی در مسیر درست گام برداشت خیالش راحت باشد که اندکی از پاداش وی از دست نخواهد رفت و در آیه بعد گوشهای از این پاداشی را که برای خوبان مهیا شده است، شرح میدهد.
2) «إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»
چرا خداوند بر اینکه اجر خوبان را ضایع نمیکنیم تاکید کرد؟ مگر کسی غیر از این انتظاری دارد؟!
الف. در زندگی دنیوی بارها و بارها شاهد بوده ایم که کسی کار خوبی انجام میدهد اما نهتنها از او قدردانی مناسب به عمل نمیآید بلکه حتی علیه او جوسازیهای فراوانی هم میشود و گویی اجرش ضایع شده است (شاید بارزترین مصداق آن در جهان امیرالمومنین ع باشد: کسی که در تمام زمان حیات پیامبر ص بار اسلام بر دوش او بود و در دوره کوتاه حکومتش چنان عدالت ورزید که حتی جرج جرداق مسیحی او را «صوت العدالة الإنسانیة: صدای عدالت انسانی» خواند؛ با این حال اندکی بعد از شهادتش تا حدود صد سال، نه در جوامع کفر، بلکه در جوامع اسلامی بر فراز منبرها او را لعن می کردند!)
طبیعی است که این ذهنیت برای برخی به وجود آید که واقعا کار خوب انجام دادن، ارزشی ندارد زیرا بسیاری را دیده ایم که کارشان هدر رفته است. شاید خداوند در این آیه میخواهد این ذهنیت را به چالش بکشد و چنانکه در آیه بعد خواهیم دید ریشه این ذهنیت این است که انتظار دارند در همین دنیا پاداش افراد داده شود!
ب. ...
3) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»
اینکه ابتدا از « کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند» سخن گفت و در ادامه با تعبیر «کسی را که عملش نیکو باشد» مطلب را ادامه داد میتوان دریافت کسی واقعا کارش نیکوست که اهل ایمان و عمل صالح باشد.
نکتهای در فلسفه اخلاق
به نظر میرسد از این آیه بتوان نتیجه گرفت که در منطق اسلام، حتما باید حسن فاعلی (ایمان) و حسن فعلی (صالح بودن خود عمل) با هم جمع شوند تا کاری خوب (حَسَن) شمرده شود.
4) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»
«الصالحات» صیغه جمعی است که بر سر آن الف و لام آمده و چنین تعبیری دلالت بر شمول میکند یعنی همه اعمال صالح.
این تعبیر بشدت اقتضای کثرت عمل دارد با این حال در عبارت دوم فرمود: «أَحْسَنَ عَمَلًا»؛ که این به معنای «اصوب عملا» است نه «اكثر عملا». (حدیث2)
شاید بتوان نتیجه گرفت که با اینکه انسان باید همه کارهای صالح را انجام دهد اما ملاك اصلی در ارزش عمل، كيفيّت عمل است، نه صرف انجام دادن و كمّيت آن.