📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «ماكِثينَ فيهِ أَبَداً»
در برزخ و قیامت مواقفی هست که افراد گناهکار پاک میشوند و شایسته ورود در بهشت میشوند. اما اگر کسی در آخرین مرحله وارد بهشت و جهنم نهایی شد، دیگر از آنجا خارج نشود و تا ابد در آنجا بماند.
نکته تخصصی تفسیری
بسیاری از مفسران این آیه را فقط در مورد بهشتیان دانستهاند که آخرین عبارت آیه قبل است (مثلا: مجمع البيان، ج6، ص694)؛ در حالی که در آیه قبل، هم سخن از انذار نسبت به عذاب شدید خدا بود و هم بشارت به بهشت؛ و بویژه همین که در یک آیه مستقل قرار داده شده، احتمال اینکه به کل مضامین آیه قبل مرتبط باشد را بیشتر میکند؛ و دلیلی هم نیست که آیه را ناظر به هر دو گروه ندانیم چنانکه در احادیث نهتنها این آیه را ناظر به هر دو گروه دانستهاند (حدیث1) بلکه گاه هنگام بحث خاص خلود جهنمیان هم به این آیه استناد کرده اند (حدیث2).
2) «ماكِثينَ فيهِ أَبَداً»
«مکث» را در لغت غالبا برای «درنگ»ی به کار میبرند که با انتظار همراه باشد (مفردات ألفاظ القرآن، ص772) تا حدی که برخی معنای آن را «توقف و انتظار» (معجم المقاييس اللغة، ج5، ص345) و برخی اساسا معنای آن را «انتظار» دانستهاند. (كتاب العين، ج5، ص353)
اگر میگفت «تا ابد در آن مقیماند» عادی بود، اما «درنگ و توقف ابدی» با «انتظار داشتن» چگونه جمع میشود؟
الف. در اواخر همین سوره فرموده است «خالِدينَ فيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلا: در آن جاودانهاند و درصدد هیچ تحول و تغییری از آن [= نسبت به وضعیتی که دارند] نیستند؛ کهف/108». شاید در اینجا میخواهد دلیل آن را بیان کند و نشان دهد که حضور ابدی در بهشت، چون همواره با یک حالت انتظار – انتظار نعمتهای جدید، انتظار معارف عمیقتر و ... - همراه است، به گونهای نیست که انسانها دچار یکنواختی و در نتیجه ملالت و دلزدگی شوند.
ب. ...
3) «ماكِثينَ فيهِ أَبَداً»
عمل دائم، پاداش دائم دارد. در آيهى قبل انجام عمل صالح توسط آنان را با تعبیر مضارع (يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ) بیان کرد که تعبیر مضارع دلالت بر تداوم عمل داشت؛ و در این آیه از درنگ همیشگی آنها در بهشت سخن میگوید) (تفسير نور، ج7، ص140)
نکته انسانشناسی
ما انسانها با اینکه عمرمان محدود است میتوانیم عمل دائمی انجام دهیم. قبلا حدیثی گذشت که علت خلود بهشتیان و جهنمیان این است که در نیتشان چنان بوده که اگر تا ابد در دنیا باشند همان کار را ادامه دهند (جلسه553، حدیث1 http://yekaye.ir/al-ahzab-33-65/)۱
اگر به این نکته ساده توجه کنیم درمییابیم که چگونه میتوانیم سعادت جاودان را در حد اعلایش به دست آوریم. کافی است که نیتمان را درست کنیم.
تاملی با خویش
یکی از اساتید ما نقل میکنند که حضرت آیت الله بهجت زیاد میفرمود:
«روز قیامت که شد خواهیم دید که بیش از همه، چوب عدم باورهایمان را میخوریم»
یعنی به ما گفتند؛ اما باور نکردیم و جدی نگرفتیم و بیش از همه بدین خاطر است که در آنجا احساس ضرر میکنیم.
4) «ماكِثينَ فيهِ أَبَداً»
انسان علاقه به زندگى هميشگى و ماندگار دارد، و خداوند آن را در قيامت قرار داده است. از ويژگى نعمتهای [و عذابهاى] الهى در آخرت، جاودانگى آنهاست و در قيامت، مرگ و فنا نيست. (تفسير نور، ج7، ص140)
تاملی با خویش
از طرفی همه ما طالب زندگی همیشگی هستیم؛
و از طرف دیگر، همه ما میدانیم که بالاخره در دنیا میمیریم و زندگی همیشگی در دنیا به دستآمدنی نیست.
با این حال، واقعاً چه اندازه برای این آسایش این زندگی موقت وقت میگذاریم و هزینه میکنیم، و چه اندازه برای آن زندگی جاودان؟
چرا؟
5) «ماكِثينَ فيهِ أَبَداً»
حکایت
نَظّام (متکلم معروف معتزلی) به هشام بن حَکَم (از شاگردان امام صادق ع) گفت: قطعا بهشتیان تا ابد در بهشت نمیمانند چرا که در این صورت بقای آنان همانند بقای خدا خواهد شد، پس محال است که بقای ابدی داشته باشند.
هشام گفت: همانا بهشتیان باقی میمانند [نه مستقلاً؛ بلکه] به وسیله کسی که آنان را باقی نگه میدارد؛ اما خداوند باقی است بدون اینکه کسی پشتوانه بقای او باشد؛ و از این رو، مطلب آن گونه که تو میگویی نیست.
گفت: محال است تا ابد باقی باشند.
گفت: پس چه میشوند؟
گفت: خمودی و سستی آنان را دربرمیگیرد.
گفت: خبر داری که آنان در بهشت هرچه دلشان بخواهد برایشان مهیا میشود (زخرف/71).
گفت: بله.
گفت: اگر دلشان بخواهد و از پروردگارشان درخواست کنند بقای ابدی را چه؟
گفت: خداوند چنین چیزی را به آنها الهام نخواهد کرد!
گفت: اگر شخصی از بهشتیان نگاهش به میوهای بر درختی بیفتد و دستش را دراز کند که آن را بگیرد می دانیم که درخت برایش خم میشود؛ سپس یکدفعه نگاهش به میوه دیگری که از آن بهتر است بیفتد و دست چپش را برای گرفتن آن دراز کند؛ و در همان موقع آن خمودی که گقتی گریبانگیرش شود در حالی که دستش را به دو درخت گرفته و آن درختها همچنان بزرگ شوند، او مانند کسی میشود که به درختان به صلیب کشیده شده است؛ آیا در بهشت کسی را به صلیب میکشند؟!
گفت: این محال است.
گفت: ای نادان! آن چیزی که تو گفتی از این محالتر است، که چنین باشد که خداوند انسانهایی را بیافریند و زندگی کنند و آنان را وارد بهشت کند و سپس در آنجا بمیراندشان [و آفرینش آنان عبث گردد] !
(رجال الكشي، ج2، ص552)۲