📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»
ثروتمندان براى منصرف كردن پيامبر از معاشرت با تهىدستان مؤمن تلاش مىكردند و پيامبر در برابر آن تلاشها، مأمور به مقاومت شد؛ ما هم بیاموزیم که براى بدست آوردن دنيا و رضايت سرمايهداران، از تهىدستان فاصله نگيريم. (تفسير نور، ج7، ص163)
در این آیه ابتدا دستور میدهد که با کسانی باش که صبح و شام فکر و ذکرشان پروردگارشان است؛
و سپس اشاره میکند کهبه دو عاملی که ممکن است شخص را از این مسیر بازدارد:
یکی چشم دوختن به زینتهای دنیا؛
و دیگری پیروی کردن از افراد غافل و هواپرست.
2) «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ...»
به جای اینکه بگوید با آنها باش (کن مع الذین ...)، فرمود: نفس خود را به صبر همراه آنان وادار ساز. چرا؟
الف. چون در مسیر خدا حرکت کردن سخت است.
نکته تخصصی انسانشناسی
نفس انسان همواره میل به خوشی و راحتی دارد؛ اما مسیر کمال و سعادت علیالقاعده مسیری رو به بالاست و چنین مسیری حتما با سختی و دشواری همراه است. کسی که میخواهد مسیر الی الله را بپیماید باید برای تحمل سختیها آماده شود و صبر را به عنوان یکی از ارکان برنامهریزیهای زندگی خود لحاظ کند.
ب. چون همدلى با تهىدستان سخت است. (تفسير نور، ج7، ص163)
ج. چون بسیاری از افراد واقعا خداجو در ظاهرشان حقیر به نظر میرسند و بسیاری از اوقات برای ما پرستیژِ با چه کسی بودن موضوعیت دارد و انسان باید نفس خود را بر این کار ملزم کند.
نکته تخصصی جامعهشناسی
اگرچه ادب، مرکب خوبی برای رسیدن به اخلاق و استقرار صفات اخلاقی است، اما آدابدانی غیر از اخلاقمندی است؛ چه بسیار انسانهای آدابدانی که وقتی در موقعیتهای خاصی قرار میگیرند ضداخلاقیترین رفتارها را مرتکب میشوند (هماند روسای بسیاری از کشورهای جنگافزور)؛ و چه بسیار افرادی که در آدابدان نیستند، اما دلی پاک و باصفا دارند و در موقعیتهای خطیر اخلاقی خوش میدرخشند.
بسیاری از اوقات، معاشرت با کسی که به علل مختلف (مثلا دور بودن از فرهنگهای خاص شهری، یا ...) آدابدان نیست، بویژه برای کسانی که خود مبادی آداباند بسیار دشوار مینماید؛ و یکی از عللی که روشنفکرنمایان، معاشرت با مردم عادی کوچه و بازار را برنمیتابند و کسی را که با چنین مردمی گرم بگیرد با برچسبهایی مانند «پوپولیست، ریاکار، و ...» مورد هجوم قرار میدهند، این است که در ذهن خودشان آدابدانی برتر از سیرت پاک است.
تذکر: سخن فوق بدین معنا نیست که هیچکس پوپولیست و ریاکار و ... نیست؛ بلکه هشداری بدین معناست که اگر در مسیر خدمت به مردم برآمدیم از این برچسبها نهراسیم و وقتی چنین برچسبی بر کسی نهادند ما هم با این روندهای انگیزهخوانی! و باطنبینی! همراه نشویم.
د. ...
3) «يُريدُونَ وَجْهَهُ»
مقصود از اینکه «وجه او را میخواهند» چیست؟
الف. «وجه» هر چیزی عبارت است از آن بُعد یا آن حیثیتی که هنگام مواجهه با آن چیز، رو در روی او قرار میگیریم؛ بدین ترتیب مقصود از «وجه الله» ممکن است اسماء و صفات خداوند باشد که هر کس متوجه خدا میشود و او را میخواند با این اسماء به او متوجه میشود؛ کسی که وجه الله را میطلبد، یا صفات فعلی (مانند رحمت و رضایت و انعام و فضل) خدا را میخواهد؛ یعنی میخواهد مشمول اینها قرار گیرد ویا صفات غیرفعلی (مانند علم و قدرت و کبریا و عظمت) خدا را میخواهد و در واقع میخواهد با این صفات خدا به او نزدیک شود و به تعبیر دیگر، خودش را در موقعیتی قرار میدهد که اقتضای مشمول این صفت شدن را داشته باشد؛ مثلا خود را در برابر خدا در جایگاه ذلت و حقارت قرار میدهد تا از عظمت و کبریایی او بهرهمند شود یا خود را در برابر خدا در جایگاه جهل و ضعف میبیند و ... (المیزان، ج۱۳، ص۳۰۲؛ ج۲۰، ص۱۲۷)۱
ب. ممکن است مقصود از «وجه پروردگار» هر آن جهتی است که منسوب به خداوند است در هر کاری و در هر چیزی (المیزان، ج۱۱، ص۳۴۴) و شاید بدین مناسبت است که در احادیث متعددی امامان معصوم ع مصداق «وجه الله» معرفی شدهاند (مثلا جلسه580، حدیث۳ http://yekaye.ir/al-lail-92-20/ ) که هرکس میخواهد متوجه خدا شود بدانها روی میآورد (چنانکه در دعای ندبه در رفاق امام زمان ع ندبه میکنیم: أَيْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِي إِلَيْهِ یَتَوَجَّهُ إلَیهِ الْأَوْلِيَاءُ: کجاست آن وجه الله که اولیاء الله به سوی او متوجه میشوند؟)
ج. به معنای رضایت خداست (مجمعالبیان، ج6، ص718) از این جهت که وقتی کسی از کسی راضی باشد به او رو میکند و وقتی از کسی عصبانی باشد به او پشت میکند (روح المعاني، ج8، ص251)۲
د. ...
4) «الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ»
دعاى دائمى و خالصانه، ارزشمند است؛ و در آغاز و پايان هر روز بايد به ياد خدا بود. (تفسير نور، ج7، ص164)
تاملی اخلاقی
این گونه نیست که اگر کسی صبح و شام به عبادت و دعا اهتمام ورزید حتما آدم ریاکاری است؛ چهبسا او واقعا «لِوَجهِ الله» چنین میکند؛ اما ما برای اینکه تنبلی خود در عبادت را توجیه کنیم او را متهم به ریا کردهایم.
5) «وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا»
مواظب چشمان خود باشیم. خداوند این زمین را زینت داده تا ما را بیازماید. (جلسه588، تدبر2 http://yekaye.ir/al-kahf-18-7/ ) این چشمان اگر از حد خود گذر کنند دل را با خود به سویی میبرند که نباید ببرند.
شاید بدین جهت است که امام صادق ع فرمود «نگاه [حرام] تیری از تیرهای مسموم شیطان است؛ و چه بسیار نگاهی که حسرتی طولانی به ارث گذاشته.
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِيلَةً. (كافي، ج5، ص559)
به قول باباطاهر عریان
زدست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
https://ganjoor.net/babataher/2beytiha/sh23/
6) «وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا»
مقصود از کسی که دلش را از یادمان غافل کردهایم چیست؟ مگر خدا کسی را غافل میکند؟
الف. یعنی کسی که با تبعیت از هوای نفس خود را در معرض غفلت قرار داده است (چنانکه در ادامه توضیح داد: و اتبع هواه) و این نتیجه عمل خود اوست شبیه تعبیر «فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ: چون منحرف شدند خداوند هم دلهایشان را منحرف کرد» () (مجمع البيان، ج6، ص718؛ المیزان، ج13، ص303)
ب. تعبیر «أغفلنا قلبه» نه به معنای «غافل کردیم» بلکه به معنای «او را به غفلت منسوب کردیم، [= او را غافل میدانیم]» است شبیه اینکه گاه گفته میشود «أكفره» و منظور نسبت دادن به کفر است، نه کافر کردن [قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَه» خدا این انسان را بکشد چقدر کفر دارد! عبس/17] (مجمع البيان، ج6، ص718)
ج. به معنای «دل ایشان را غافل یافتیم» میباشد، چنانکه عرب میگوید «قاتلناكم فما أجبناكم: با شما جنگیدیم اما شما را ترسو نیافتیم» (مجمع البيان، ج6، ص718)
د. معنای اغفلنا ممکن است این باشد که دلهای آنان را «غُفل» گذاشتیم یعنی بدون نشان و علامت رها کردیم و نشانهای که بر قلوب مومنان میگذاریم که بدان نشانه نزد فرشتگان شناخته میشوند بر دل آنان نگذاشتیم. (مجمع البيان، ج6، ص718) (یکی از معانی «غُفل» بینشانه و علامت بودن است؛ چنانکه «ناقَةٌ غُفْل» به معنای ماده شتری است که هیچ علامتی نداشته باشد که معلوم شود از آن کیست؛ لسان العرب، ج7، ص324)
ه. غفلت و فراموشی در جایی است که شیطان بر کسی غلبه کند، این تعبیر یعنی او را به واسطه اینکه دستور ما را ترک گفت با شیطان به حال خود رها کردیم [و از این رو، میتوان گفت که ما او را به غفلت مبتلا نمودیم] (حسن بصری، به نقل مجمع البيان، ج6، ص718)
و. ...
7) «وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»
مقصود از اینکه کار او «فُرُط» است، چیست؟
الف. کارش به اسراف و زیادهروی کشیده شد. (مقاتل و جبائي؛ به نقل مجمع البيان، ج6، ص719)
ب. از حد و اندازه تجاوز کرد (أخفش، به نقل مجمع البيان، ج6، ص719) یعنی کارش حساب و کتاب و اندازه معینی ندارد.
ج کارش ضایع است و هدر رفته، و رو به هلاکت نهاده است (مجاهد و سدي و زجاج به نقل مجمع البيان، ج6، ص719)
د. ...
8) «وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»
خداوند به پیامبرش میفرماید اطاعت مکن از کسی که غافل و هواپرست و کارش به افراط است. مگر ممکن است پیامبر ص از چنین کسی اطاعت کند؟ پس چرا خدا چنین فرموده است؟
الف. این از باب «به در می گویم دیوار بشنود» (إیاک أعنی و اسمعی یا جاره) است. به پیامبر ص میگویند تا مومنان حساب کار دستشان بیاید. (جلسه420، حدیث1 http://yekaye.ir/al-ahzab-33-1/ )۳
ب. اطاعت کردن، صرفاً به معنای گوش دادن مستقیم نیست، بلکه هرجا از منطق کسی، پیروی کردیم و به تعبیر دقیقتر، در مقام عمل، کبراهای استدلال او را مبنای تصمیمگیری قرار دادیم، از او اطاعت کردهایم؛ هرچند به آن مورد خاص دستور نداده باشد. (توضیح بیشتر در جلسه420، تدبر4 http://yekaye.ir/al-ahzab-33-1/ )
ج. کسی که غافل و هواپرست و کارش به افراط است، جذابیتهای ظاهریای هم دارد که میتواند افراد را پیرو خود کند! آنچه هیچ جذابیتی ندارد باطل محض است؛ اما در دنیا همواره حق و باطل را در هم میآمیزند و بدین ترتیب افراد را به بیراهه میکشند. (جلسه144، حدیث3 http://yekaye.ir/an-nahl-016-100/ )۴
9) «يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ... تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا ... مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا»
دنياگرايى در مقابل خداگرايى است؛
و كيفر دنياگرايى، غفلت از ياد خداوند است. (تفسير نور، ج7، ص164)
10) «وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»
پیروی از افراد غافل، هواپرست و افراطى ممنوع است. (تفسير نور، ج7، ص164)
و این ضابطهای است برای گزینش فرد اصلح در انتخابات.