📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً»
خداوند به پیامبر دستور میدهد که آنچه از کتاب پروردگار تو به تو وحی شده را تلاوت کن، چرا که:
الف. این وحی، برخاسته از کتاب پروردگار توست، پس کاملا به تو و پرورش تو مربوط است؛
ب. کلمات خداوند در این وحی، تغییر و تبدیلناپذیرند، بیانگر آن دسته از اصول و قواعد کلی زندگیاند که هیچگاه عوض نخواهند شد؛
ج. اگر نخواهی از این وحی استفاده کنی و نخواهی به کلمات خدا تکیه کنی، در کوران حوادث و مشکلات زندگی غیر او پناهگاهی نخواهی یافت.
2) «وَ اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ»
اصل ریشه لغت «تلاوت» به معنی پشت سر دیگری آمدن است؛ در واقع، تلاوت کردن، صرفا قرائت و خواندن نیست، بلکه خواندنی تلاوت است که کاری کند که انسان گام به گام پشت سر قرآن حرکت کند.
اگر پروردگار «تو» این وحی را فرستاده، پس تو هم آن را راهنمای خود قرار بده و گام به گام از آن پیروی کن.۱
برخی بر این باورند که این تعبیر نوعی دلداری دادن به پیامبر ص است؛ که اگر تو این حکایت اصحاب کهف و تعالیم قرآن را گفتی ولی مخاطبانت عبرت نگرفتند و در مسیر هدایت قدم ننهادند تو ناراحت نباش، بلکه از همان وحیای که به تو شده پیروی کن و ... (المیزان، ج13، ص300)
3) «وَ اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ»
چرا فرمود «کتاب ربک» و مثلا نفرمود کتاب الله؟
الف. شاید میخواهد تذکر دهد که اگر به تو گفتیم از این کتاب پیروی کن (تدبر2)، چون این کتاب از جانب «پروردگار تو» است؛ یعنی تنها کسی که حقیقتا تدبیر و پرورش تو به دست اوست؛ یعنی این کتاب را همان کسی نوشته که تو را ساخته است،
سازنده تو دستورالعمل استفاده صحیح از خودت را برایت نوشته است؛
پس تو هم از این دستورالعمل پیروی کن، نه از هرچه با حدس و گمان و حرف این و آن به ذهنت خطور می کند.
ب. ...
4) «لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ»
در عبارت فوق و اینکه «کلمات او تبدیلکننده ای ندارد و عوض شدنی نیست» با توجه به اینکه مراد از «کلمه» (الفاظ وحی، دستورات الهی که در قالب کلمات بیان شده است؛ پیامببران و رهبران الهی که از آنان به «کلمه» تعبیر شده [مثلا آلعمران/39 و 45]، یا ...) چه باشد، و مرجع ضمیر «ه» چه باشد (خداوند، کتاب ربک، ما أوحی الیک، یا ...)، معانی متعددی احتمال دارد که با توجه به قاعده امکان استقاده از یک لفظ در چند معنا بعید نیست همگی آنها مد نظر بوده باشد.
5) «وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً»
کسی که خود را بشناسد و خدا را بشناسد میفهمد که در عالم جز خدا پناهی ندارد.
نکته تخصصی انسانشناسی
کسی که خود را درست بشناسد میفهمد چنان عظمتی در او هست و با چنان امتحاناتی در دنیا روبرو است که کمتر از خدا، هیچچیز و هیچکس حتی به نحو دروغین و تصنعی هم نمیتواند به وی پناه دهد.
نحوه استنباط از آیه
توجه به دو عبارت «من دونه» و «ملتحدا»
تعبیر «من دونه» را در زبان فارسی غالبا به صورت «به جز» یا «به غیر از» ترجمه میشود؛ اما در این تعبیر ظرافتی نهفته که گاه واقعا مفادی دقیقتر از این دارد. «دون» یعنی پست و پایین، و «من دونه» درباره «غیر»ی است که این کمتر و پستتر از خداست (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج10، ص170)۲ گویی در این تعبیر نهتنها میفرماید که غیر از خدا پناهگاهی ندارید، بلکه تذکر میدهد که غیر خدا دنبال هر پناهگاهی بروید حتما پستتر از اوست؛ و هیچ چیز کمتر از خدا نمیتواند پناهگاه شما قرار گیرد.
چنانکه در نکات ترجمه بیان شد «ملتحد» اگرچه به معنای «ملجأ» و پناهگاه است اما تفاوتی با آن دارد و آن این است که چون از ماده «لحد» گرفته شده، نوعی معنای انحراف در آن هست گویی پناهگاهی است که به انحراف و در خروج از مسیر حق به عنوان پناهگاه قرار داده شده، و ظاهرا از این روست که تنها در مورد پناهگاههای غیرخدایی این تعبیر به کار رفته است؛ که حقیقتا دروغین و تصنعی هستند.