📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
درباره اینکه استثناء «مگر خدا بخواهد» استثنای از چه چیزی است نظرات متعددی بیان شده است؛ که با توجه به قاعده امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا همه آنها میتواند مد نظر بوده باشد؛ از این رو، آنها را به تفکیک میآوریم.
1) «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً؛ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»
هیچ استقلالی برای خودت معتقد مباش:
برای هیچ موردی مگو که من فردا حتما انجامدهنده آنم، مگر آنکه گفتهات را ملازم بدانی با مشیت خدا، که اگر خدا بخواهد انجامش خواهی داد و اگر نخواهد، نخواهی توانست که انجامش دهی. (المیزان، ج13، ص271)۱
(توجه شود در این معنا، «یشاء الله» به عنوان «مشیت تکوینی خداوند» مد نظر قرار گرفته است.)
2) «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً؛ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»
سعی کنید طوری سخن بگویید که اگر هر اتفاقی خلاف برنامهریزی شما افتاد، سخن شما دروغ و خلاف نباشد:
برای هیچ موردی مگو که من فردا حتما انجامدهنده آنم؛ چرا که ممکن است تا فردا بمیری یا هزار و یک مانع در مسیر انجام آن کار پیدا شود؛ پس اگر خواستی در هر موردی بگویی که کاری را انجام خواهی داد، حتما سخن خود را مقید به خواست خدا بکن، تا اگر هر مانعی که فکرش را نکردهای پیش آمد در کلامت آن را لحاظ کرده باشی. (جبائی، به نقل از مجمع البيان، ج6، ص711)۲
به تعبیر دیگر، خداوند در این آیه ادب بندگی را به انسان میآموزد تا به نحوی سخن بگوید که اگر به خاطر مانعی نتوانست به گفتهاش عمل کند، سخنش دروغ نباشد؛ و اگر سوگند خورده، کفارهای لازم نباشد. (ابنعباس، به نقل از مجمع البيان، ج6، ص711)۳
(توجه شود در این معنا نیز «یشاء الله» به عنوان «مشیت تکوینی خداوند» مد نظر قرار گرفته است.)
نکته تخصصی فقهی
فقهای شیعه و سنی به مناسبت این آیه بحثهایی در مباحث مربوط به سوگند (الیمین) دارند:
از طرفی همگی اتفاق نظر دارند که جایز، بلکه مستحب است که هرکسی میخواهد برای انجام کاری سوگند یاد کند، این تعبیر «انشاءالله» را به آن ضمیمه کند. (برخی از اهل سنت، به دلیل همین آیه، حتی این را واجب دانستهاند)
از طرف دیگر، اختلاف نظر دارند که اگر سوگندی این چنین خورد و بدان کار عمل نکرد، آیا کفاره سوگند بر او واجب میشود یا خیر؟ نظر اغلب فقهای شیعه این است که اگر این عبارت را واقعا با نیت گفته و کار خود را معلق به مشیت خدا دانسته، رعایت سوگند بر او لازم نیست و اگر رعایت نکرد، کفاره بر او واجب نیست (البته این تبصرهای دارد که در تدبر3 خواهد آمد، انشاءالله)؛ و عدهای هم اضافه کردهاند که اگر فقط از باب تبرک گفته و واقعا نیت استثنا نکرده، باید به سوگندش عمل کند، و اگر عمل نکرد، کفاره بر او واجب میشود.
(برای تفصیل نظرات علمای شیعه مراجعه کنید به: جواهرالکلام، ج35، ص241-246؛ مجمع البيان، ج6، ص712؛
و برای نظرات اهل سنت به: الفقه على المذاهب الأربعة و مذهب أهل البيت ع، ج2، ص106-109)
تحلیل نحوی چگونگی استنباط این معنا از آیه
این عبارت را دو گونه تحلیل کردهاند:
الف. بعد از «إلّا» عبارت «أن تقول» محذوف است و سیاق کلام بر آن دلالت میکند (اخفش، به نقل از مجمع البيان، ج6، ص711)
ب. استثنای «مگر خدا بخواهد»، استثنای از فاعل است؛ یعنی چنین سخنی نگو مگر در جایی که این جمله که «مگر خدا بخواهد» هم بگویی. (التبيان في إعراب القرآن، ص244)۴
3) «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً؛ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»
سعی کنید بنا بر این بگذارید که همواره و همواره به آنچه خدا میخواهد و بدان دستور داده، عمل کنید:
برای هیچ موردی مگو که من فردا حتما انجامدهنده آنم؛ مگر آنچه را که خدا بخواهد؛ یعنی فقط در مواردی که خدا چیزی را میخواهد و به انجام کاری دستور داده، هیچ اشکالی ندارد که بگویید که من حتما انجام دهنده آن کار هستم. (فراء، به نقل از مجمع البيان، ج6، ص711)
نکته تخصصی فقهی
در تدبر2 بیان شد که اگر کسی سوگندی خورد و با نیت «انشاءالله» گفت و واقعا موضوع خود را مشروط به مشیت خدا دانست، رعایت سوگند بر او واجب نیست. بسیاری از فقها در اینجا قیدی افزودهاند که:
مگر اینکه سوگند به انجام کار واجب یا مستحب، و ترک کار حرام یا مکروهی خورده باشد؛ چرا که که میدانیم حتما خداوند چنین کاری را میخواهد. (جواهرالکلام، ج35، ص242)
(توجه شود در این معنا، «یشاء الله» به عنوان «مشیت تشریعی خداوند» مد نظر قرار گرفته است.)۵
تحلیل نحوی چگونگی استنباط این معنا از آیه
در این حالت استثنای «مگر خدا بخواهد»، استثنای از نهی (لاتقولنّ: نگو) است؛ و حرف «أَنْ» در «أن يَشاءَ اللَّهُ» أنِ مصدری است و این عبارت به معنای «مشیة الله» میشود، یعنی: در هیچ موردی ادعای انجام کاری نکن مگر در جایی که مشیه الله (خواست خدا) باشد و خداوند به تو اجازه چنین سخنی داده باشد (التبيان في إعراب القرآن، ص244۶؛ الكشاف، ج2، ص714۷)
4) «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً؛ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»
ممکن است تعبیر «الا ان یشاء الله» در این آیه شبیه کاربرد این تعبیر در آیه «وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ» (اعراف/89) باشد که منظور نفی ابدی است؛ یعنی تاکید بر اینکه هیچگاه من فاعل قطعی کارهای خود نیستم (الكشاف، ج2، ص715) و همواره اراده من مشروط به مشیت خداوند است. ۸
(در آیه89 سوره اعراف، کافران از شعیب و یارانش میخواهند که از دینشان و از پرستش خدای واحد دست بردارند و به بتپرستی برگردند، آنها میگویند هرگز برنمیگردیم مگر اینکه خدا بخواهد؛ و میدانیم که هیچگاه خداوند چنین چیزی نخواهد خواست)
5) «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً؛ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»
هروقت انسان تصمیم قطعی میگیرد که در آیندهای نزدیک یا دور کاری انجام دهد، خوب است آن را با انشاءالله همراه سازد، بدین نیت که خداوند هم زمینه انجام آن را مهیا سازد.
(اقتباس از تحلیل سید مرتضی که در مجمع البيان، ج6، ص712-713 نقل شده است.)۹
ثمره اخلاقی
اگر خود را مقید کنیم که هر کاری میخواهیم انجام دهیم آن را با انشاءالله همراه سازیم، انشاءالله تدریجا دیگر گناه و حتی کار مکروهی مرتکب نخواهیم شد و جز کار خوب از ما سر نخواهد زد، زیرا انسان عاقل هیچگاه نمیگوید که انشاءالله فلان گناه یا فلان کار مکروه را انجام خواهم داد!
6) «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً؛ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيتَ»
همواره بکوشیم که هر کاری که وعده انجامش را میدهیم، آن را مشروط کنیم به مشیت خداوند و بگوییم «انشاءالله: اگر خدا بخواهد». و هرگاه که فراموش کردیم، بلافاصله خدا را به یاد آوریم و یادمان باشد که اگر او نخواهد این کار ما انجام نخواهد شد.
این به یاد آوردن بهاندازهای مهم بوده که در روایات گفتهاند اگر ان شاءالله نگفتی و در نظر نگرفتی که کارت مشروط به خواست خداست، هر وقت که به یادت آمد انشاءالله بگو (حدیث3) حتی اگر چهل روز یا حتی یک سال گذشته باشد (الكافي، ج7، ص448 ؛ تفسير العياشي، ج2، ص325)
تذکر
توصیه به گفتن ان شاءالله حتی بعد از یک سال، توصیهای صرفا به یک لقلقه زبان نیست، بلکه میخواهند هشدار دهند که هر زمان که یادت آمد که ان شاء الله نگفتهای به اینکه کارت به مشیت خدا وابسته است توجه کن و برای تثبیت این توجه، ان شاءالله بگو.
7) «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيتَ»
یک انسان مومن همواره به یاد خداست؛ پس هر گاه که فراموش کردی دوباره خدایت را یاد کن؛
چرا که،
«جبران از دست رفتهها لازم است.» (تفسير نور، ج7، ص159)
تذکر اخلاقی
فراموشی خدا صرفا فراموشی در حافظه نیست؛ بلکه مهمترین عرصه فراموشی خدا، عرصه ورود در گناه است؛
و انسان نمیتواند گناه بکند مگر اینکه یا خود خدا را فراموش کند و یا صفاتش را !
یعنی اگر هم توجه کند که خدا حاضر و ناظر است، با انواع توجیهات سعی میکند برخی از صفات خدا را نادیده بگیرد و از صفحه ذهنش پاک کند؛ مانند:
رحمانیت و لطف شدید او به خود، که اقتضای سپاسگزاری دارد، نه کفران؛
مالک یوم الدین بودن خدا، که در عرصه محشر حسابرسی خواهد کرد؛
عادل و حاکم بودن خدا، که گناه را جزا خواهد داد؛
و ...
پس هرگاه خدا را فراموش کردیم، سریع به یاد آوریم و به درگاهش توبه کنیم که از خدا جز به خدا پناه نتوان برد:
در ادعیه مکرر تاکید شده است که: «سُبْحَانَ مَنْ لَا مَنْجَى مِنْهُ إِلَّا إِلَيْه» (مثلا: الإقبال بالأعمال الحسنة، ج2، ص56)
8) «وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً»
میتوان مرجع ضمیر «این» را داستان اصحاب کهف دانست، آنگاه معنای آیه این است که:
بگو امید است که اگر عدهای با مشاهده اصحاب کهف هدایت شدند خداوند با تعالیمی که در اختیار من قرار میدهد راه هدایتی به من بنمایاند که برای هدایت مردم، از این واقعه هم نزدیکتر و نزدیککنندهتر به حقیقت باشد. (زجاج، مجمعالبیان، ج6، ص713)
9) «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسيتَ وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً»
حتی اگر در موردی دچار فراموشی شدی، ناامید نباش و گمان نکن که کارت قابل جبران نیست. بلکه از خدا بخواه که چهبسا با این توجه جدیدت راه رشدی فراهم آورد نزدیکتر از این راهی که قبل از نسیان در آن میرفتی.
ثمره اخلاقی
در تدبر7 اشاره شد که مهترین مصداق فراموشی، گناه است.
اگرچه انسان باید بشدت مراقب خویش باشد که گناهی از او سر نزند، اما چنین نیست که اگر گناهی از او سر زد، دیگر قابل جبران نباشد یا اگر جبران شود باز هم نمیتوان به وضعیت قبلی رسید.
مهم این است که در جهانی که خدا دارد، برای هیچکس جای ناامیدی نیست، حتی برای گناهکارترین گناهکاران؛ به شرطی که از صمیم دل خدا را به یاد آورند و از او بخواهند که آنها را به نزدیکترین راه رشدی که خود میداند هدایت کند.
10) «قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً»
هدايت مراحلى دارد و همهى آنها به دست خداوند است؛ و از خدا بخواهیم که راه ميانبُر و نزديكترين راه به حقّ و صواب را پيدا كنیم. (تفسير نور، ج7، ص159)