📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
۱) «إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ... وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَی الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً»
اگر کسی بر سر باور توحیدیاش ایستاد و به خاطر دینش از جامعه کنارهگیری کرد، و به پناهگاه معینی پناه برد، رحمت ویژه خدا شاملش میشود و خدا طوری کارها بر وفق مراد وی («مرفقا»: با رفق و مدارا) مهیا میکند که نه در مخیله خودش میگنجد، نه در باور دیگران. (آنها که از جامعه کفر فرار کرده بودند، خوابیدند و ۳۰۰ سال بعد در جامعه خداپرست بیدار شدند)
2) «وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ»
با اینکه اسلام دینی اجتماعی است اما جایی که انسان دینش در معرض تهدید جدی قرار میگیرد، کنارهگیری و عزلت را میپذیرد (حدیث ۲).
پس این کنارهگیری مُجاز، کنارهگیری از جامعه دنیامداران است، نه از هرجامعهای (حدیث ۱)
۳) «وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَی الْكَهْفِ»
فرمود «الکهف» و نفرمود: «کهفٍ». چرا؟
الف. اگر کسی به خاطر دینش از جامعه کنارهگیری کرد، حتما باید یک پناهگاه معینی داشته باشد که بدان پناه ببرد. شاید بدین جهت است که اهل بیت را «کهف حصین» خواندهاند (حدیث 4)
ب. ...
۴) «وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَی الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً»
کسی که حفظ دینش برایش مهم باشد، ممکن است در جامعه تنها شود، اما خدا با رحمت ویژهاش عالم را بر وفق مراد او تنظیم خواهد کرد.
5) «وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَی الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ ...»
کسی که به خاطر خدا و حفظ دینش کاری خلاف روال جامعه انجام دهد، خداوند ادامه راه را به او الهام میکند:
اصحاب کهف پیامبر نبودند، اما کسی [یا کسانی] از خودشان «فاووا الی الکهف: به غار پناه ببرید» گفت.
این آیه را شاید بتوان مصداقی از آیه «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّه: تقوای الهی پیشه کنید و خداوند به شما تعلیم میدهد» (بقره/282) ویا آیه «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً: اگر تقوای الهی پیشه کنید خدا برایتان فرقان (جداکننده حق و باطل) قرار میدهد» (انفال/29) دانست.
6) «يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً»
در آیه10 گفتند «وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً» و اکنون کسی که بقیه را خطاب قرار داده، ثمره کارشان را با تعبیر «وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً» بیان میکند.
چرا به جای تعبیر «رَشَداً» تعبیر «مِرفَقاً» را آورد؟
الف. ممکن است راه رشد در ظاهر با دشواریهایی همراه باشد؛ اما رشد حقیقی انسان وضعیتی است که کاملا برای انسان با رفق و مدارا همراه است و در واقع خوشایند اوست.
ب. ...
7) «وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَی الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ»
آنكه برای خدا قيام كند و با هجرت، دست از مسكن و جامعهی خود بكشد، مشمول الطاف الهی میشود. (تفسير نور، ج7، ص149)
8) «وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَی الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً»
این آیه نشان میدهد هجرت و دوری گزیدن از جامعه کفر بسیار اهمیت دارد (مجمع البيان، ج6، ص701 )۱؛
تا حدی که میتوان گفت:
غارنشينی در فضای توحيد، بهتر از شهرنشينی در فضای شرك است؛ و این سخن اصحاب کهف شبیه سخنان حضرت يوسف است که زندان را بر كاخ ترجيح داد و گفت: «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني إِلَيْه: پروردگارا زندان را بیش از آنچه اینان مرا بدان میخوانند دوست دارم» (یوسف/33) (تفسير نور، ج7، ص149)
9) «وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ»
می دانیم اصحاب کهف مشرک نبودند که بخواهند از پرستیدن معبودهای مردمی که شرک می ورزیدند کناره گیری کنند، پس چرا علاوه بر کناره گیری از خود آن مردم، به کناره گیری شان از «آنچه غیر خدا می پرستیدند» هم اشاره کرد؟
الف. گاه معبودهای دیگران، با اینکه می دانیم شایستگی عبادت ندارند، در نظر ما مهم جلوه می کند و ما هم بدانها متمایل می شویم. بویژه اگر توجه کنیم، آنچه دنیامداران در کنار خدا می پرستند، فقط بت نیست، بلکه بسیاری از افراد پول پرست و مقام پرست و شهوت پرست و هواپرستند. انسانی که واقعا خداپرست است، باید مواظب باشد که مبادا به خاطر ارج و قربی که مال و مقام و ... در میان دنیاپرستان پیدا می کند او هم بدینها متمایل شود.
تاملی با خویش
براستی، آیا ما که ادعای خداپرست بودن داریم، برای مال و مقام و ... ارزشی در عرض خدا قائل نیستیم؟ آیا چنین نیست که گاه گمان کنیم که علت اینکه فلان مشکلمان حل نمی شود این است که پول نداریم یا مقام و پارتی مناسبی نداریم یا ...؟ آیا نباید از این معبودهای دنیامداران هم کناره گیری کنیم؟
ب. ...