📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ...»
اصحاب کهف دوباره تاکید کردند که چرا این قوم ما که غیر خدا خدایان دیگری را میپرستند دلیل و برهان روشنی نمیآورند؛ و لحن قرآن، ستودن این منطق آنان است.
بسیاری از مفسران شیعه (مثلا: مجمعالبیان، ج6، ص701۱؛ كنز الدقائق، ج8، ص46۲) و سنی (مثلا: البحر المحيط، ج7، ص150)۳ این آیه را دلیل و شاهدی دانستهاند بر اینکه در منطق قرآن، دینداری باید مبتنی بر دلیل باشد، و در اصول دین، تقلید سزاوار نیست؛ و اگر در اصل دین، ادعایی بیاید که فاسد باشد، ظلم و تهمت بر خداست.
نکته تخصصی دینشناسی
ضعف تفکر عقلی در مسیحیت تحریفشده به همراه کثرت شبهات، بتدریج کار بسیاری از ارباب کلیسا را بدانجا کشاند که ارتباط دین و عقل را انکار کنند و جریان «ایمان گرایی» را رقم بزنند: جریانی که معتقد بود ایمان آوردن هیچ نیازی به عقل و استدلال ندارد و حتی مدعی شوند روحیه استدلالطلبی خلاف اقتضای دینداری است!
در دهههای اخیر این تلقی از طریق برخی بهاصطلاح روشنفکران در جامعه اسلامی نیز رواج یافت تا حدی که برخی به بهانههایی مانند حفظ معنویت دین، درصدد مخالفت با رویکرد عقلی و استدلالی به دین برآمدند.
آیه حاضر و بسیاری از آیات دیگر قرآن کریم بخوبی نشان میدهد که اسلام مبنای دینداری را بر تعقل قرار داده است؛ و چنین ادعایی با منطق خود اسلام سازگار نیست. البته استدلالی ایمان آوردن به معنای آن نیست که شخص حتما قالبهای استدلالی منطقی خاصی را باید بلد باشد؛ بلکه بسیاری از افراد با فطرت ساده خود استدلال و تعقل را میفهمند و در اینجا هم دغدغه اصحاب کهف این است که نباید «شطط» (نامربوط) گفت و بلکه باید «سلطان بیّن: استدلال آشکار و واضح» داشت.
2) «هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ ...»
یکی از بزرگترين دغدغههای مردان خدا، انحراف عقيدتی مردم است. (تفسير نور، ج7، ص148)
3) «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ كَذِباً»
دروغ، ظلم است و دروغگو ظالم، و كسی كه به خدا دروغ بربندد، ظالمتر است. (تفسير نور، ج7، ص148)
4) «لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ كَذِباً»
بلافاصله بعد از اینکه گفتند «چه شده که بر [حقانیت] آنها برهانی روشنگر نمیآورند» نتیجه گرفتند «پس چه کسی ستمکارتر است از کسی که بر خدا دروغ بندد»؛ یعنی از اینکه ادعایی بدون دلیل در مورد خدا مطرح کردهاند نتیجه گرفتند که بر خدا دروغ بستهاند!
شاید بتوان نتیجه گرفت:
باور به یک مساله اساسی در اعتقادات، اگر بدون دلیل باشد، صرفاَ یک اشتباه نیست؛ بلکه مصداق دروغ محسوب میشود.