📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصی لِما لَبِثُوا أَمَداً»
درباره اینکه مقصود از این دو حزب کیستند، این دیدگاهها مطرح شده است:
الف. خود اصحاب کهف دو گروه شدند و در مورد اینکه چقدر اینجا بودهایم اختلاف نظر داشتند و آیه 19 همین سوره (كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَسائَلُوا بَيْنَهُمْ: این چنین آنان را برانگیختیم تا از همدیگر بپرسند ...» موید این معناست. (المیزان، ج13، ص249) بویژه که به نظر میرسد آیات9-12 خلاصه داستان و آیات 13 تا 21 تفصیل داستان باشد و لذا آیه19 را میتوان دقیقا شرح همین آیه12 دانست (البحر المحيط، ج7، ص146)
ب. این دو گروه در میان قوم اصحاب کهف بودند؛ که در این زمینه هم چند نظر است:
ب.1. آنها دو حزب مومن و کافر در میان قوم اصحاب کهف بودند، که در مورد اینکه از زمانی که آنها از خانههای خود خارج شدند تا کنون مدتش چه اندازه شده است اختلاف داشتهاند و خداوند آنها را برانگیخت تا خودشان دقیقا این مدت را معلوم کنند. (مجمعالبیان، ج6، ص698)
ب.2. اینها دو گروه در آن قوم بودند که اختلاف نظر داشتند؛ و در هر دو گروه هم مومنان بودند و هم کافران (مجاهد، به نقل از البحر المحيط، ج7، ص146)
ب.3. هر دو گروه از مومنان آن قوم بودند (فراء، به نقل از البحر المحيط، ج7، ص146)
ب.4. هر دو گروه از کافران بودند. (این دیدگاه در بسیاری از تفاسیر نقل قول شده، اما گویندهاش معلوم نیست)
ج. یکی خود اصحاب کهفاند که مدت درنگ خود را کوتاه میدانستند، و دیگری مردم زمان برانگیخته شدنشان هستند که از زمان واقعیای که بر آنها گذشته است اطلاع داشتند. (ابنعطیه، به نقل از البحر المحيط، ج7، ص146)
د. یکی خود اصحاب کهفاند و دیگری سلاطینی که در آن زمان حکومت آن شهر را برعهده داشتند. (ابنعباس، به نقل از البحر المحيط، ج7، ص146)
ه. آن دسته از یهود و مسیحیانی که این سوالات را به قریش آموختند تا از پیامبر ص بپرسند (توضیح در: شأن نزول جلسه590) بین خودشان در مورد مدت باقی ماندن اصحاب کهف اختلاف داشتند و آیه بدانها اشاره میکند. (سدی، به نقل از البحر المحيط، ج7، ص146)
و. با توجه به اینکه خداوند در جایی بین علم خودش و ما مقایسه کرده و فرموده است «أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّه: آیا شما داناترید یا خدا؟» و خود خداوند هم در پایان این داستان در آیه26 فرموده است «قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا: بگو خدا عالمتر است بدانچه که درنگ کردند»۱ منظور از دو حزب، خود خداوند است در قبال مردمانی که ادعا کردهاند از مدت آنان باخبرند. (ابنبحر، به نقل از البحر المحيط، ج7، ص146).
2) «ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصی لِما لَبِثُوا أَمَداً»
در این آیه غایت برانگیختن آنان را معلوم کردن این دانسته که چه کسی زمان درنگ آنان را دقیقتر میداند. در آیه 19 هم غایت برانگیختن آنان را وقوع سوال بین آنها میداند که آن سوال هم درباره مدت زمان درنگ آنهاست.
دانستن دقیقِ مدت زمان درنگ آنها چه اهمیتی دارد که به عنوان غایتِ برانگیختن آنها مطرح شده است تا حدی که اختلاف در آن، دو عده را در حد دو حزب از هم جدا میکند؟
حقیقت این است که پاسخ قانعکنندهای برای این سوال نیافتم و صرفا چند احتمال مطرح میشود که احتمال اول را یکی از اساتیدم مطرح کردند؛ و ممنون خواهم شد اگر کسی احتمال دیگری به ذهنش میفرستد ارسال کند.
الف. اگر دو حزب را دو گروه در خود اصحاب کهف بدانیم (تدبر1، بندالف) شاید میخواهد به اشراف روح آنها بر زمان در حالت خواب [یا مرگ] اشاره کند؛ و از این جهت شبیه است به اختلاف نظری که بین مجرمان در روز قیامت در خصوص مدت درنگشان [در دنیا، یا در عالم برزخ] پیش میآید و خداوند پاسخ «کسانی که بدانها علم و ایمان داده شده» را مهم قلمداد میکند: وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُواْ غَيرَ سَاعَةٍ كَذَالِكَ كاَنُواْ يُؤْفَكُونَ؛ وَ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ وَ الْايمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فىِ كِتَابِ اللَّهِ إِلىَ يَوْمِ الْبَعْث (روم/55-56) ویا «قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فىِ الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ؛ قَالُواْ لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسْئَلِ الْعَادِّينَ؛ مومنون/112-113)
ب. ما زندگی و زمانی در دنیا داریم که این را زمان مطلق میپنداریم؛ در حالی که این زمان به ازای این عالم است؛ و متناسب با عوالم دیگر، زمانهای دیگری برای انسان ممکن است پیش آید؛ چنانکه در قیامت بساط زمان دنیوی برچیده میشود و انسان از افقی بالاتر بر این زمان احاطه مییابد. اگر توجه کنیم که برانگیختن اصحاب کهف شاهدی بر قیامت بوده است، چهبسا این شاهد نه فقط بر اصل قیامت، بلکه بر نحوه احاطه زمانی قیامت هم میخواهد دلالت کند، و شاید در این افق است که طرح این سوال که «چه کسی زمان درنگ اینان را دقیقتر شمارش کرده»، در واقع، سوال از این است که چه کسی نحوه احاطه قیامت بر دنیا را بهتر میتواند بفهمد.
ج. «أمد» نه مطلق زمان، بلکه تاکید بر پایان زمان است (نکات ترجمه) و سوال این است که کدام حزب، پایان این درنگ را دقیق [یا دقیقتر] میداند. گویی از همان ابتدا برخی بودهاند که از پایان این واقعه خبر داشتهاند و خداوند میخواهد برتری آنان بر دیگران را نشان دهد.
د. ...
تبصره1:
یکی از نکاتی که موجب تضعیف تمامی این احتمالات میشود، این است که بار معنایی کلمه «حزب» (و بلکه: دو حزب) جدی گرفته نشده است؛ یعنی تمام توضیحات فوق اگر میفرمود «أیُّهُم: کدام از آنها» هیچ فرقی نمیکرد؛ در حالی که آمدن کلمه «حزب» آن هم با الف و لام معرفه منظور خاصی را در آیه تعقیب میکند.
تبصره2:
در کتاب «اصحاب کهف در آینه ولایت» این تعابیر موید آن دانسته شده که مقصود از کهف، امامان، به ویژه امام زمان ع و مقصود از درنگ در کهف، درنگی است که یاران خاص ایشان در دوره غیبت دارند. محال نیست که یکی از تاویلات باطنی این آیه همین باشد اما برای نسبت دادن این معنا به آیه باید شاهد و دلیل موجهی داشته باشیم و صرف اینکه معانیای که دیگران گفتهاند قانعکننده نیست، دلیل نمیشود که لزوما این معنا مد نظر بوده باشد مادام که هیچ شاهد و دلیلی اقامه نشود.
3) «ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصی لِما لَبِثُوا أَمَداً»
حکایت
در جلسه 590 حکایتی از دیدار معجزهآسای امیرالمومنین ع و برخی از اصحاب پیامبر ص با اصحاب کهف گذشت. در منابع شیعه درباره آن دیدار همان مقدار آمده بود که گذشت. اما در منابع اهل سنت، قبل از اینکه آنان از اصحاب کهف جدا شوند این مطالب هم نقل شده است:
بدانان گفته شد: همانا پیامبر خدا محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم به شما سلام رساند.
[اصحاب کهف] گفتند: بر محمد رسول خدا ص سلام، مادامی که آسمانها و زمین برقرار است؛ و نیز بر شما که این را ابلاغ کردید.
سپس همگی به حضرت محمد ص ایمان آوردند و دین اسلام را پذیرفتند و به بسترهای خود رفتند و تا آخرالزمان که حضرت مهدی ع خروج کند آرمیدند؛ و گفته میشود که حضرت مهدی ع بر آنان سلام میکند و خداوند دوباره آنان را زنده خواهد کرد ...
الكشف و البيان عن تفسير القرآن (ثعالبی)، ج6، ص157؛ الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج10، ص390۲