📌 فهرست دسترسی سریع (حدیث):
1) اهمیت قرائت این آیه۱:
الف. از امام صادق ع روایت شده است: کسی نیست که آخر سوره کهف را هنگام خواب بخواند مگر در هر ساعتی که میخواهد از خواب بیدار شود.
الكافي، ج2، ص540؛ من لا يحضره الفقيه، ج1، ص471؛ تهذيب الأحكام، ج2، ص175؛ مجمع البيان، ج6، ص771
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ حَمْدَانَ الْقَلَانِسِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُذَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا مِنْ أَحَدٍ يَقْرَأُ آخِرَ الْكَهْفِ عِنْدَ النَّوْمِ [حِينَ يَنَامُ] إِلَّا تَيَقَّظَ [اسْتَيْقَظَ مِنْ مَنَامِهِ] فِي السَّاعَةِ الَّتِي يُرِيد.
در إرشاد القلوب (للديلمي)، ج1، ص91 این حدیث به این صورت از پیامبر ص روایت شده که کسی که میترسد که از نماز شب خواب بماند این آیه را بخواند و بگوید «اللَّهُمَّ أَنْبِهْنِي لِأَحَبِّ السَّاعَاتِ إِلَيْكَ أَدْعُوكَ فَتُجِيبُنِي وَ أَسْأَلُكَ فَتُعْطِينِي وَ أَسْتَغْفِرُكَ فَتَغْفِرُ لِي: خدایا مرا برای بهترینِ ساعات از نظر خودت، بیدار کن تا تو را بخوانم و اجابتم کنی و از تو درخواست کنم و به من عطا فرمایی و از تو بخشش بجویم و مرا ببخشی.»۲
ب. از امیرالمومنین ع روایت شده است: هیچ بندهای نیست که آیه «بگو من فقط انسانی هستم مثل شما...» تا آخر سوره، را بخواند [و بخوابد]، مگر اینکه او را نوری باشد از بسترش به جانب مسجدالحرام، و کسی که نوری در مسجد الحرام دارد، او را نوری است به سوی بیتالمقدس.
ثواب الأعمال، ص107؛ مجمع البيان، ج6، ص771۳
حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ:
مَا مِنْ عَبْدٍ يَقْرَأُ قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ إِلَى آخِرِ السُّورَةِ إِلَّا كَانَ لَهُ نُوراً مِنْ مَضْجَعِهِ إِلَى بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ فَإِنَّ مَنْ كَانَ لَهُ نُورٌ فِي بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ كَانَ لَهُ نُورٌ إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ.
در جامع الأخبار (للشعيري)، ص47 این مضمون از رسول الله ص روایت شده، بدین صورت که نوری به سوی مکه دارد که آن نور فرشتگانیاند که تا هنگام بیداریاش نماز میخوانند؛ و کسی که در مکه باشد نوری به همین صورت به سوی بیتالمقدس دارد. ۴
ج. از رسول الله ص روایت شده است:
کسی که این آیه را هنگام خوابش بخواند که « بگو من فقط انسانی هستم مثل شما، به من وحی میشود که خدای شما تنها خدایی است واحد. پس هر که این گونه است که به ملاقات پروردگار خویش امید دارد، باید که عملی صالح انجام دهد و هیچکس را در پرستش پروردگار خویش شریک نسازد» برایش نوری تا مسجدالحرام پرتوافکنی خواهد کرد که حاشیه آن نور فرشتگانیاند که تا صبح برایش استغفار میکنند.
فلاح السائل و نجاح المسائل، ص282؛ من لا يحضره الفقيه، ج1، ص471؛ تهذيب الأحكام، ج2، ص175
حَدَّثَ أَبُو مُحَمَّدٍ هَارُونُ بْنُ مُوسَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ نُعَيْمٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَيَّاشِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْحُسَيْنِ عَلِيِّ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ رَفَعَهُ إِلَى النَّبِيِّ ص قَالَ: ... مَنْ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ عِنْدَ مَنَامِهِ قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً سَطَعَ لَهُ نُورٌ إِلَى الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَشْوُ ذَلِكَ النُّورِ مَلَائِكَةٌ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتَّى يُصْبِحَ.
2) احادیثی درباره فراز آخر این آیه «لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»
الف. از امام باقر ع روایت شده که از رسول الله ص درباره تفسیر این سخن خداوند «هر که این گونه است که به ملاقات پروردگار خویش امید دارد ...» سوال شد؛ فرمودند:
کسی که برای ریا کردن در برابر مردم نماز بگذارد مشرک است؛
کسی که برای ریا کردن در برابر مردم زکات [صدقه] بدهد مشرک است؛
کسی که برای ریا کردن در برابر مردم روزه بگیرد مشرک است؛
کسی که برای ریا کردن در برابر مردم حج بجا آورد مشرک است؛
کسی که کاری را از کارهایی که خداوند بدان دستور داده برای ریا کردن در برابر مردم انجام دهد مشرک است؛
و خداوند عمل ریاکارانه را قبول نمیکند.
تفسير القمي، ج2، ص47
وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ تَفْسِيرِ قَوْلِ اللَّهِ «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ ... إلخ» فَقَالَ: مَنْ صَلَّى مُرَاءَاةَ النَّاسِ فَهُوَ مُشْرِكٌ وَ مَنْ زَكَّى مُرَاءَاةَ النَّاسِ فَهُوَ مُشْرِكٌ وَ مَنْ صَامَ مُرَاءَاةَ النَّاسِ فَهُوَ مُشْرِكٌ وَ مَنْ حَجَّ مُرَاءَاةَ النَّاسِ فَهُوَ مُشْرِكٌ وَ مَنْ عَمِلَ عَمَلًا مِمَّا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ مُرَاءَاةَ النَّاسِ فَهُوَ مُشْرِكٌ وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلَ مُرَاءَاةٍ.۵
ب. از امام صادق ع درباره این فرموده خداوند که «پس هر که این گونه است که به ملاقات پروردگار خویش امید دارد، باید که عملی صالح انجام دهد و هیچکس را در پرستش پروردگار خویش شریک نسازد» روایت شده که فرمودند:
گاه شخصی کار ثوابی انجام میدهد اما آن را به خاطر خدا انجام نمی دهد بلکه درصدد به نیکی معروف شدن نزد مردم است، دلش میخواهد که مردم حکایت وی را بشنوند؛ این کسی است که در پرستش پروردگارش شریکی قرار داده است.
سپس فرمودند: هیچ بندهای نیست که کار خوبی را مخفیانه انجام دهد و زمانی بر او بگذرد مگر اینکه خداوند خوبیای را برایش آشکار سازد؛ و هیچ بندهای نیست که کار بدی را مخفیانه انجام دهد و زمانی بر او بگذرد مگر اینکه خداوند بدیای را برایش آشکار سازد.
الكافي، ج2، ص294؛ الزهد، ص67؛ تفسير العياشي، ج2، ص352؛ الأصول الستة عشر، ص233۶
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحٍ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» قَالَ الرَّجُلُ يَعْمَلُ شَيْئاً مِنَ الثَّوَابِ لَا يَطْلُبُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ إِنَّمَا يَطْلُبُ تَزْكِيَةَ النَّاسِ يَشْتَهِي أَنْ يُسْمِعَ بِهِ النَّاسَ فَهَذَا الَّذِي أَشْرَكَ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ ثُمَّ قَالَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَسَرَّ خَيْراً فَذَهَبَتِ الْأَيَّامُ أَبَداً حَتَّى يُظْهِرَ اللَّهُ لَهُ خَيْراً وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُسِرُّ شَرّاً فَذَهَبَتِ الْأَيَّامُ أَبَداً حَتَّى يُظْهِرَ اللَّهُ لَهُ شَرّاً.
ج. از رسول الله ص روایت شده است که فرمودند: هرکس نمازی گذارد که با آن ریا کند، شرک ورزیده است؛ و سپس این آیه را تلاوت کردند «بگو من فقط انسانی هستم مثل شما، به من وحی میشود که خدای شما تنها خدایی است واحد. پس هر که این گونه است که به ملاقات پروردگار خویش امید دارد، باید که عملی صالح انجام دهد و هیچکس را در پرستش پروردگار خویش شریک نسازد.»
و نیز فرمودند: خداوند سبحان میفرماید من بهترین شریک هستم، هرکس کسی را با من در کارش شریک گرداند، همهاش برای شریکم باشد نه برای من! زیرا که من قبول نمیکنم مگر چیزی که خالصاً برای من باشد.
و میفرماید: من بینیازترین شریکان هستم؛ هرکه کاری انجام دهد و غیر مرا در آن شریک سازد، من از او بیزارم و آن برای کسی است که شریک من شده، نه برای من!
و نیز فرمودند: هر حقی حقیقتی دارد؛ و بندهای به حقیقت اخلاص نرسد مگر اینکه دوست نداشته باشد که برای کاری که برای خدا انجام داده، مورد سپاس و ستایش قرار گیرد.
عدة الداعي و نجاح الساعي، ص217۷؛ مجمع البيان، ج6، ص770-771۸؛ الدر المنثور، ج4، ص256-258۹
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ صَلَّى صَلَاةً يُرَائِي بِهَا فَقَدْ أَشْرَكَ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا
وَ عَنْهُ ص قَالَ يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ أَنَا خَيْرُ شَرِيكٍ وَ مَنْ أَشْرَكَ مَعِي شَرِيكاً فِي عَمَلِهِ فَهُوَ لِشَرِيكِي دُونِي لِأَنِّي لَا أَقْبَلُ إِلَّا مَا خَلَصَ لِي
وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ إِنِّي أَغْنَى الشُّرَكَاءِ فَمَنْ عَمِلَ عَمَلًا ثُمَّ أَشْرَكَ فِيهِ غَيْرِي فَأَنَا مِنْهُ بَرِيءٌ وَ هُوَ لِلَّذِي أَشْرَكَ بِهِ دُونِي.
وَ قَالَ ص إِنَّ لِكُلِّ حَقٍّ حَقِيقَةً وَ مَا بَلَغَ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِخْلَاصِ حَتَّى لَا يُحِبَّ أَنْ يُحْمَدَ عَلَى شَيْءٍ مِنْ عَمَلِ اللَّهِ.۱۰
د. از امام صادق ع از تفسیر آیه «پس هر که این گونه است که به ملاقات پروردگار خویش امید دارد، باید که عملی صالح انجام دهد و هیچکس را در پرستش پروردگار خویش شریک نسازد.» سوال شد، فرمودند:
کسی که نماز بخواند یا روزه بگیرد یا برده ای آزاد کند یا حج بجا آورد و ستایش مردم را بخواهد، در عملش شریک قرار داده؛ و این شرکی است که آمرزیده میشود!
تفسير العياشي، ج2، ص352
عن العلا بن الفضيل عن أبي عبد الله ع قال سألته عن تفسير هذه الآية «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» قال من صلى أو صام أو أعتق أو حج يريد محمدة الناس، فقد اشترك في عمله و هو مشرك مغفور.
توضیح:
مرحوم فیض کاشانی در توضیح این عبارت اخیر گفتهاند که مقصود این است که این شرک، از جنس شرکی که در سوره نساء (آیه 48 و 118) تصریح شده که مورد آمرزش قرار نمیگیرد، (که همان شرک آشکار است) نیست و شرک خفی است. (تفسير الصافي، ج3، ص270)۱۱
ه. حدیثی طولانی از پیامبر اکرم ص خطاب به ابنمسعود روایت شده است که فرازهایی از آن قبلا گذشت.۱۲ در فرازی از این حدیث آمده است:
ابن مسعود! کسی که علمی بیاموزد و بدان عمل نکند خداوند در روز قیامت او را کور محشور میسازد؛ و کسی که علمی را برای ریا [= کاری که به چشم مردم بیاید] و سمعه [= کاری که به گوش مردم برسد] بیاموزد که با آن در طلب دنیا برآید ، خداوند برکتش را از او میگیرد و معیشتش را بر وی تنگ میکند و او را به حال خویش وامی گذارد؛ و هر که را خداوند به حال خویش واگذارد هلاک شده است؛ خداوند متعال میفرماید: «پس هر که این گونه است که به ملاقات پروردگار خویش امید دارد، باید که عملی صالح انجام دهد و هیچکس را در پرستش پروردگار خویش شریک نسازد.»
مكارم الأخلاق، ص451
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ خَمْسَةُ رَهْطٍ مِنْ أَصْحَابِنَا يَوْماً عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص ...
يَا ابْنَ مَسْعُودٍ مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ لَمْ يَعْمَلْ بِمَا فِيهِ حَشَرَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى وَ مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ رِئَاءً وَ سُمْعَةً يُرِيدُ بِهِ الدُّنْيَا نَزَعَ اللَّهُ بَرَكَتَهُ وَ ضَيَّقَ عَلَيْهِ مَعِيشَتَهُ وَ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ مَنْ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَقَدْ هَلَكَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا
و. ابنعباس خطبهای را از امیرالمومنین ع روایت کرده که حضرت در فرازی از آن فرمودند:
ای مردم! الان، الان [به خود آیید] پیش از پشیمانی؛ و پیش از آنکه «شخص گويد: دريغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزيدم بىترديد من از مسخره كنندگان بودم؛ يا بگويد: اگر خدايم هدايت مىكرد، مسلّماً از پرهيزگاران بودم.» (زمر/56-57) پس خداوند به او پاسخ دهد «آرى، نشانههاى من بر تو آمد و آنها را تكذيب كردى و تكبّر ورزيدى و از كافران شدى.» (زمر/58)
به خدا سوگند بازگشت را نمیخواهد مگر برای اینکه عمل صالحی انجام دهد و احدی را در پرستش پروردگارش شریک نگرداند.
الأمالي (للطوسي)، ص685-686
عَنْهُ، أَخْبَرَنَا أَبُو الْحَسَنِ [مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ شَاذَان]، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْمُفَضَّلِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ أَبِي الْحَسَنِ النَّحْوِيِّ الرَّازِيِّ، قَالَ: أَخْبَرَنِي الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ الزُّفَرِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي الْعَبَّاسُ بْنُ بَكَّارٍ الضَّبِّيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو بَكْرٍ الْهُذَلِيُّ، عَنْ عِكْرِمَةَ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَقَالَ:
ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ، الْآنَ الْآنَ مِنْ قَبْلِ النَّدَمِ، وَ مِنْ قَبْلِ «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدانِي لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ»، فَيَرُدُّ الْجَلِيلُ (جَلَّ ثَنَاؤُهُ): «بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتِي فَكَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ»، فَوَ اللَّهِ مَا سَأَلَ الرُّجُوعَ إِلَّا لِيَعْمَلَ صَالِحاً، وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً.
ح. حسن بن علی الوشاء میگوید: بر امام رضا ع وارد شدیم که در مقابلش آفتابهای بود و میخواست وضو بگیرد. جلو رفتم تا من آب را برای ایشان بریزم. فرمود: حسن! دست نگه دار!
گفتم: چرا مرا از اینکه برای شما آب بریزم برحذر میدارید؟ آیا بدتان میآید که من هم اجری ببرم؟
فرمود: تو اجر ببری و من بار گناه بردارم؟!
گفتم: چطور؟
فرمود: آیا نشنیدهای سخن خداوند عز و جل را که فرمود «پس هر که این گونه است که به ملاقات پروردگار خویش امید دارد، باید که عملی صالح انجام دهد و هیچکس را در عبادت پروردگار خویش شریک نسازد.» و من الان وضو میگیرم برای نماز، که عبادت است؛ پس خوش ندارم که کسی در این کار با من مشارکت کند.
الكافي، ج3، ص69؛ تهذيب الأحكام، ج1، ص365۱۳
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا ع وَ بَيْنَ يَدَيْهِ إِبْرِيقٌ يُرِيدُ أَنْ يَتَهَيَّأَ مِنْهُ لِلصَّلَاةِ فَدَنَوْتُ مِنْهُ لِأَصُبَّ عَلَيْهِ فَأَبَى ذَلِكَ وَ قَالَ مَهْ يَا حَسَنُ فَقُلْتُ لَهُ لِمَ تَنْهَانِي أَنْ أَصُبَّ عَلَى يَدِكَ تَكْرَهُ أَنْ أُوجَرَ قَالَ تُؤْجَرُ أَنْتَ وَ أُوزَرُ أَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ كَيْفَ ذَلِكَ فَقَالَ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» وَ هَا أَنَا ذَا أَتَوَضَّأُ لِلصَّلَاةِ وَ هِيَ الْعِبَادَةُ فَأَكْرَهُ أَنْ يَشْرَكَنِي فِيهَا أَحَدٌ.
در من لا يحضره الفقيه، ج1، ص43 شبیه این مضمون از امام صادق ع در وصف وضوی امیرالمومنین ع روایت شده۱۴ و در مجمع البيان، ج6، ص771 این مضمون به این صورت که امام رضا ع مامون را دید و او را از این کار نهی کرد، آمده است.۱۵
3) مصادیقی از تاکید رسول الله ص بر اینکه «من فقط بشری مثل شما هستم»:
الف. یکبار جمعی از بزرگان قریش میبینند که پیامبر در کنار خانه خدا مشغول دعوت مردم است؛ با هم قرار میگذارند که بروند و ایشان را با طرح اشکالاتی مغلوب کنند. میآیند و اشکالات خود را مطرح میکنند و برخی آیات بر ایشان نازل میشود و ایشان به تفصیل بدانها پاسخ میدهند. در فرازی از این واقعه آمده است:
سپس خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: «بگو من فقط انسانی هستم مثل شما، به من وحی میشود که خدای شما تنها خدایی است واحد» یعنی به آنان بگو کم در بشر بودن مانند شایم ولیکن پروردگارم مرا، و نه شما را، به نبوت اختصاص داد، همان گونه که برخی از انسانها، و نه برخی دیگر را، به ثروت و سلامتی و زیبایی اختصاص داد؛ پس منکر این نباشید که مرا هم به نبوت اختصاص دهد. ...
التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري ع، ص504؛ الإحتجاج (للطبرسي)، ج1، ص31
عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع أَنَّهُ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع هَلْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُنَاظِرُ الْيَهُودَ وَ الْمُشْرِكِينَ إِذَا عَاتَبُوهُ وَ يُحَاجُّهُمْ؟ قَالَ بَلَى مِرَاراً كَثِيرَةً مِنْهَا ...
قَالَ: وَ ذَلِكَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ قَاعِداً ذَاتَ يَوْمٍ بِمَكَّةَ بِفِنَاءِ الْكَعْبَةِ إِذِ اجْتَمَعَ جَمَاعَةٌ مِنْ رُؤَسَاءِ قُرَيْشٍ مِنْهُمْ: الْوَلِيدُ بْنُ الْمُغِيرَةِ الْمَخْزُومِيُّ، وَ أَبُو الْبَخْتَرِيِّ بْنُ هِشَامٍ وَ أَبُو جَهْلِ بْنُ هِشَامٍ، وَ الْعَاصُ بْنُ وَائِلٍ السَّهْمِيُّ، وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي أُمَيَّةَ الْمَخْزُومِيُّ، وَ كَانَ مَعَهُمْ جَمْعٌ مِمَّنْ يَلِيهِمْ كَثِيرٌ، وَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي نَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِهِ يَقْرَأُ عَلَيْهِمْ كِتَابَ اللَّهِ وَ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ عَنِ اللَّهِ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ. فَقَالَ الْمُشْرِكُونَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ: لَقَدِ اسْتُفْحِلَ أَمْرُ مُحَمَّدٍ، وَ عَظُمَ خَطْبُهُ فَتَعَالَوْا نَبْدَأْ بِتَقْرِيعِهِ وَ تَبْكِيتِهِ وَ تَوْبِيخِهِ، وَ الْإِحْتِجَاجِ عَلَيْهِ، وَ إِبْطَالِ مَا جَاءَ بِهِ لِيَهُونَ خَطْبُهُ عَلَى أَصْحَابِهِ، وَ يَصْغُرَ قَدْرُهُ عِنْدَهُمْ، فَلَعَلَّهُ يَنْزِعُ عَمَّا هُوَ فِيهِ مِنْ غَيِّهِ وَ بَاطِلِهِ وَ تَمَرُّدِهِ وَ طُغْيَانِهِ، فَإِنِ انْتَهَى وَ إِلَّا عَامَلْنَاهُ بِالسَّيْفِ الْبَاتِرِ....
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى عَلَيْهِ: يَا مُحَمَّدُ «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَعْنِي آكُلُ الطَّعَامَ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ» يَعْنِي قُلْ لَهُمْ: أَنَا فِي الْبَشَرِيَّةِ مِثْلُكُمْ، وَ لَكِنْ رَبِّي خَصَّنِي بِالنُّبُوَّةِ دُونَكُمْ، كَمَا يَخُصُّ بَعْضَ الْبَشَرِ بِالْغَنَاءِ وَ الصِّحَّةِ وَ الْجَمَالِ دُونَ بَعْضٍ مِنَ الْبَشَرِ، فَلَا تُنْكِرُوا أَنْ يَخُصَّنِي أَيْضاً بِالنُّبُوَّةِ.۱۶
ب. از امام باقر ع روایت شده است که رسول الله ص فرمودند: «من فقط انسانی هستم مثل شما» از شما همسر میگزینم و به همسری با شما درمیآیم؛ مگر فاطمه س که ازدواج او از آسمان نازل شد.
الكافي، ج5، ص568؛ من لا يحضره الفقيه، ج3، ص393
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُخَلَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَحْيَى الْيَرْبُوعِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَتَزَوَّجُ فِيكُمْ وَ أُزَوِّجُكُمْ إِلَّا فَاطِمَةَ ع فَإِنَّ تَزْوِيجَهَا نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ.
ج. روایت شده است که روزى كه ابراهيم فرزند رسول اللَّه، از دنيا رفت، خورشید گرفت.
مردم گفتند: گرفتن خورشید به خاطر مرگ ابراهيم است. پيغمبر اكرم ص چون این را شنید بیرون آمد و بعد از حمد و ثناى الهى، فرمود: اى مردم، خورشید و ماه دو آيه از آيات خداوند عز و جل هستند، و نه براى مرگ كسى گرفته مىشوند و نه برای زندگی کسی؛. پس هرگاه كسوف يا خسوف را ديديد، به مساجد بروید [= نماز آیات بخوانید]. و چشمانش، پر از اشك شد.
عرض كردند يا رسول اللَّه، شما نيز گريه مىكنيد؟
فرمود: من هم بشرى مثل شما هستم چشم مىگرید و دل مىشكند؛ ولى چيزى نمی گوییم که موجب غضب خداوند باشد. ای ابراهیم! به خدا سوگند که ما به خاطر تو بسیار غمگینیم.
مسكن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد (شهید ثانی)، ص103-104
وَ عَنْ مَحْمُودِ بْنِ لَبِيدٍ قَالَ: انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ يَوْمَ مَاتَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ النَّاسُ انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ لِمَوْتِ إِبْرَاهِيمَ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص حِينَ سَمِعَ ذَلِكَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَمَّا بَعْدُ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لَا لِحَيَاتِهِ فَإِذَا رَأَيْتُمْ ذَلِكَ فَافْزَعُوا إِلَى الْمَسَاجِدِ وَ دَمَعَتْ عَيْنَاهُ فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ تَبْكِي وَ أَنْتَ رَسُولُ اللَّهِ فَقَالَ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ فَتَدْمَعُ الْعَيْنُ وَ يَفْجَعُ الْقَلْبُ وَ لَا نَقُولُ مَا يُسْخِطُ الرَّبَّ وَ اللَّهِ يَا إِبْرَاهِيمُ إِنَّا بِكَ لَمَحْزُونُونَ.
4) حدیثی در معنای تاویلی آیه
سماعة بن مهران می گوید: از امام صادق ع درباره «پس هر که این گونه است که به ملاقات پروردگار خویش امید دارد، باید که عملی صالح انجام دهد و هیچکس را در پرستش پروردگار خویش شریک نسازد.» سوال کردم؛
فرمود: عمل صالح، شناخت امامان است و اینکه «هیچکس را در پرستش پروردگار خویش شریک نسازد» تسلیم حضرت علی ع شدن است که در کنار او کسی را که این خلافت از آن او نیست و سزاوارش هم نیست، شریک نگرداند.
تفسير العياشي، ج2، ص353
عن سماعة بن مهران قال سألت أبا عبد الله ع عن قول الله: «فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» قال: العمل الصالح المعرفة بالأئمة، «وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» التسليم لعلي لا يشرك معه في الخلافة من ليس ذلك له و لا هو من أهله
توجه
درباره «لقای پروردگار» درجلسه 533 http://yekaye.ir/al-ahzab-33-44/
و بویژه در جلسه 402 http://yekaye.ir/al-ankaboot-29-5/
احادیث و تدبرهایی مطرح شد که مجددا تکرار نمیشود.
همچنین عبارت «يُوحی إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ» قبلا در جلسه 415 http://yekaye.ir/al-anbiyaa-21-108/ گذشت که مطالبی که آنجا بیان شد مجددا تکرار نخواهد شد.
با توجه به کثرت احادیث و تدبرهای این آیه، ارائه تدبرهای این آیه به فردا موکول میشود: