📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِذْ أَوَی الْفِتْيَةُ إِلَی الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً»
در این آیه و دو آیه بعد ابتدا کل داستان اصحاب کهف را به صورت خلاصه بیان میکند و سپس در آیات 13 تا 26 (و چهبسا تا 31) به تفصیل داستان میپردازد. در این آیه خلاصه منطق آنان را شرح میدهد، در آیه بعد کاری که با آنان شد؛ و در آیه بعد هدف از این کار.
در این آیه بر دو نکته تاکید شده است:
یکی پناه بردن این جوانمردان بدان کهف؛ و دوم مناجات و درخواستشان از پروردگارشان؛ که درخواستهایشان هم دو چیز بود: دریافت رحمت ویژهای از جوار خود خداوند؛ و اینکه کاری که انجام میدهند آنان را در مسیر رشد و صلاح و هدایت قرار دهد.
تاملی در سبک زندگی دینی
اگر چنانچه در آیات بعد خواهیم دید اصحاب کهف به عنوان یک الگو برای زندگی مومنانه معرفی شدهاند؛ میتوان تمام زندگی مومنانه را در سه گام خلاصه کرد:
1. پناه بردن به یک پناهگاه مشخص (تدبر2)
2. در طلب رحمت ویژه خداوند بودن (تدبر7)
3. تمام کارهای خود را در مسیر رشد حقیقی قرار دادن. (تدبر8)
2) «إِذْ أَوَی الْفِتْيَةُ إِلَی الْكَهْفِ فَقالُوا ...»
با حرف «إذ» بر آن مقطعی از کار اصحاب کهف که اهمیت ویژه دارد تاکید کرد؛ و با حرف «فـ» نشان داد که بقیه اقدامات آنها و منطق آنها هم به خاطر همین مقطع بود.
این مقطع عبارت است از: «پناه بردن آنان به آن کهف»؛
و نفرمود «کهفٍ» بلکه «الکهف» یعنی یک غار و پناهگاه کاملا معلوم و مشخص.
شاید میخواهد با این تعابیر نشان دهد که در جهانی که:
شیطانی هست که خود و لشکریانش در زاویهای قرار گرفته که بدون اینکه او را ببینیم ما را میبیند و زیر نظر دارد (إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ؛ اعراف/27) و از جلو و عقب و چپ و راست بر ما هجوم میآورد (ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ؛ اعراف/17)؛
و آمدن انسان در این جهان، نه برای خوشگذرانی، بلکه برای گذراندن امتحانات و ابتلائات جدی بوده،
اولین وظیفه یک انسان مومن یافتن یک کهف مطمئن است و تا انسان «کهف» کاملا مشخصی در زندگیاش نداشته باشد که در او پناه بگیرد، کارش به هیچ سامانی نمیرسد و نمیتواند واقعا «ربنا ...» بگوید.
شاید بدین جهت است که در احادیث، امامان معصوم «کهف» این امت معرفی شدهاند (حدیث4) و تاکید شده است که کسی که ولایت آنها را نداشته باشد هیچ سودی از اعمالش – حتی از نماز و روزهاش- نخواهد برد. (مرحوم مجلسی 71 حدیث را در این مورد در بحار الأنوار، ج27، ص166-201 گرد آورده است)
3) «إِذْ أَوَی الْفِتْيَةُ إِلَی الْكَهْفِ»
به جای «اصحاب الکهف» یا ضمیر «هُم: آنها»، از تعبیر «الفتیة: آن جوانان» استفاده کرد؛ و نه حتی «فتیةٌ: جوانانی». چرا؟
الف. منظور از «فتیة» (جمعِ «فتی»)، نه سن جوانی (حدیث3)، بلکه روحیه جوانی و جوانمردی است؛ و شاید میخواهد نشان دهد کسی میتواند در مسیر زندگی دین گام بردارد که چنین روحیهای داشته باشد؛ و تعبیر معرفه آورد تا تاکید کند که گروهی خاص و معین مد نظر است نه هر کسی که به غاری پناه برد.
به تعبیر دیگر،
برای حفظ دين، جوانمردی، گذشت از رفاه و آسايش و هجرت لازم است. (تفسير نور، ج7، ص145)
ب. ...
4) «إِذْ أَوَی الْفِتْيَةُ إِلَی الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا ...»
آن جوانان وقتی بدان غار پناه بردند، اولین سخنشان «ربنا» بود. چرا؟
الف. شاید می خواهد نشان دهد همان غار هم برای آنها حجاب نشد که دیگر خود را پناهگاه امن بیابند و دیگر نیازی به پناه بردن به خداوند احساس نکنند.
ب. نشان دهد تمام زندگی مومن بر اساس نگرش توحیدی و درک حضور پروردگار خود در زندگی رقم میخورد.
ج. چون هر کاری با نام خداوند شروه نشود ابتر است.
د. ...
5) «إِذْ أَوَی الْفِتْيَةُ ... فَقالُوا رَبَّنا آتِنا ...»
دعا همراه با تلاش و حركت مؤثّر است. (تفسير نور، ج7، ص145)
6) «إِذْ أَوَی الْفِتْيَةُ إِلَی الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً»
اولین درخواست اصحاب کهف، دریافت رحمتی ویژه، آن هم از جوار خاص خداوند است (در «نکات ترجمه» اشاره شد که «لدن» در جایی به کار میرود که آن چیز در نزد صاحب آن کاملا حاضر و گویی به وی متصل است).
تقاضای دریافت رحمت، آن هم با تعبیر «من لدنک» (که آن را از جوار خاص خدا طلب میکند) در قرآن کریم تنها یکبار دیگر، و آن هم از زبان اولوالالبابی (صاحبان خرد) که راسخون در علم هستند آمده است که آن هم ناظر به دریافت هدایت است (رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً؛ آلعمران/8) و از این رو کاملا محتمل است که آنان هدایت ویژهای را از خداوند طلب می کرده اند (المیزان، ج13، ص247)
در واقع، کسی که میخواهد چنان در مسیر خدا گام بردارد که نه تنها در برابر تمام انحرافات زمانه خود بایستد (جلسه قبل، حدیث3) بلکه حتی با ظهور امام زمان ع برگردد و جزء یاران ایشان قرار گیرد (جلسه قبل، حدیث2) نمیتواند به چیزی جز رحمت و هدایتی الهی، آن هم از جایگاهی خیلی متصل به خداوند، تکیه کند.
7) «إِذْ أَوَی الْفِتْيَةُ إِلَی الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً»
دومین درخواست اصحاب کهف، این بود که خداوند چنان زمینهسازی کند که از کارشان، تنها و تنها «رَشَد» (= در جریان رشد و صلاح و هدایت قرار گرفتن) حاصل آید.
چنانکه در «نکات ترجمه» اشاره شد «رَشَد» به وضعیت رُشدی گفته میشود که در جریان باشد.
شاید میخواهد نشان دهد که آنان خود را دائما در مسیر می دیدند؛ از هر کارشان رشدی پویا و در جریان طلب میکردند، و همواره درصدد این بودند که هدایتشان به سوی مقصد و مقصود بیشتر و بیشتر شود.
8) «هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً»
چرا تعبیر «من أمرنا» را به زبان آوردند، نه صرفا گفتند «هَيِّئْ لَنا رَشَداً: برای ما در جریان رشد قرار گرفتن و هدایتشدنی مهیا فرما» و نه مصداق «أمرنا» را دقیقا مشخص کردند؟
الف. میخواهد نشان دهد که اولا ما برای اینکه در مسیر رشد قرار بگیریم کاری انجام می دهیم؛ و ثانیا از خدا میخواهند که هر کاری که ما انجام می دهیم (جدای از این یا آن کار) ما را در مسیر رشد قرار دهد.
ب. میخواهند نشان دهند که رشد و هدایت انسان هم نیازمند عنایت الهی است و هم تلاش خود.
این جمله در آن واحد هم به اختیار و نقش خودشان در هدایت اشاره دارد (امرنا) و هم به امداد و اراده الهی در این هدایت (هَيِّئْ لَنا: برای ما مهیا فرما).
ج. ...