📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
۱) «وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیكُمُ ... فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً»
از [تفضلات خداوند و] نعمتهای بزرگ الهی، علاقه به ایمان و بیزاری از كفر، فسق و عصیان است (تفسیر نور، ج9، ص175) و نیز رشدیافتن اهل رشد.
نکته تفسیری
چنانکه در نکات ادبی اشاره شد معروفترین تحلیل عبارت «فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً» این است که مفعول له (= مفعول لأجله) باشد؛ یعنی تعلیل و بیان علت باشد نسبت به آنچه در آیه قبل بیان شد؛ آنگاه:
- میتواند تعلیل برای فعل خداوند باشد؛ یعنی اینکه خداوند ایمان را محبوب شما و زینت دلهایتان، و کفر و فسوق و عصیان را ناپسندتان قرار داد، به خاطر تفضلی است که او به شما دارد و نیز نعمتی است از جانب او؛ و
- میتواند تعلیل برای «راشدون» باشد؛ یعنی اینکه آن عده به رشد رسیدند به خاطر تفضلی است که او به آنها دارد و نیز نعمتی است از جانب او. (مجمع البیان، ج9، ص198۱)
ثمره مهم این معنا آن است که تذکر بدهد که اگر ایمان محبوب شماست یا اینکه به رشد رسیدید مغرور نشوید و این را در اصل، تفضل و نعمتی از جانب خداوند ببینید، نه صرفا محصول اراده و تلاش خودتان. چنانکه در جای دیگر به صراحت فرمود که فقط به فضل و رحمت خدا دلخوش باشید نه به عمل خودتان: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْیفْرَحُوا هُوَ خَیرٌ مِمَّا یجْمَعُون» (یونس/۵۸)؛ چرا که اگر به عمل خودتان باشد هیچکدام شما تا ابد پاک نخواهد شد: «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكی مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ یزَكِّی مَنْ یشاء» (نور/۲۱).
مناقشه تفسیری
برخی اشکالی را نقل کردهاند که مفعول له باید تناسب با فاعل داشته باشد، پس این نمیتواند مفعول له برای «راشدون» باشد؛ زیرا رشد، فعلِ آن افراد است، نه فعلِ خداوند؛ و پاسخ دادهاند که از سیاق آیه قبل واضح است که رشد مذکور در حقیقت تجلی و خروجیِ همان دوست داشتن و تزیین ایمان در قلب، و کراهت داشتن از کفر و فسوق و عصیان بوده است که به خدا نسبت داده شده؛ در واقع چون این رشد، نتیجه آن فعل خداست پس باز فعل خداست و میتواند مصداق فضل و نعمت خداوند شمرده شود (البحر المحیط، ج9، ص515۲).
۲) «فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ»
«نعمت» با «فضل» چه تفاوتی دارد که بعد از تعبیر «فضل من الله»، «نعمة» را هم آورد؟
الف. شاید فضل صرفا به اینکه آن تفضل و عطیهای از جانب خداوند است اشاره دارد که به ازای آن هیچ انتظاری از ما نمیرود؛ اما نعمت اشاره به عطیهای است که ما در قبال آن وظیفهای داریم که باید قدرشناس این نعمت باشیم و حق آن را ادا کنیم؛ و در این خصوص مورد بازخواست واقع میشویم که با این نعمت چه کردید: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ» (تکاثر/8) (این معنا بویژه با روایاتی که ایمان را بر ائمه اطهار ع، و کفر و فسوق و عصیان را بر دشمنان ایشان تطبیق میداد بسیار مناسبت دارد).
ب. علامه طباطبایی با ارائه شواهد متعدد قرآنی مدعی میشوند که هرجا نعمت در قرآن به صورت مطلق آمده مقصود ولایت الهی است (المیزان، ج4، ص62۳؛ ج۵، ص۱۸۱۴و ...). بر این اساس، چهبسا اینجا آوردن کلمه نعمت بعد از فضل، از باب عطف تفسیری باشد؛ یعنی اینکه خداوند ایمان را محبوب شما، و کفر و فسوق و عصیان را ناپسندتان قرار داد، تفضلی از جنب خداوند، و همان قرار دادن شما تحت ولایت خویش است.
ج. شاید فضل اشاره به تفضل ویژه و نعمت اشاره به عطیه عام باشد و این فراز اشاره به دو فراز اصلی آیه قبل باشد: یعنی اینکه رسول الله ص در میان شما و در دسترس شماست تفضلی است که ویژه شما انجام شده (چرا که واقعا شما برتریای نسبت به انسانهای سایر زمانها نداشتهاید)، اما اینکه خداوند ایمان را محبوب شما و کفر و فسوق و عصیان را ناپسندتان قرار داده نعمتی است که هم به شما داده و هم به دیگران میدهد.
د. در ماده «فضل» بار معنایی «زیاده بودن» نهفته است و در ماده «نعم» بار معنایی تنعم و خوشایند بودن؛ شاید میخواهد اشاره کند که این محبوبیت ایمان و زینت آن در دل، و ناپسند داشتن کفر و فسوق و عصیان، هم یک زیادتی برای شما حاصل میکند (به تعبیر فلاسفه: بهره وجودی بیشتری به شما میدهد و شما را در افق وجودی عالیتری قرار میدهد؛ و از این رو به درکی از عالم میرسید که دیگران از آن بیبهرهاند) و هم مایه تنعم و خوشی معنوی عمیقی برای شما میشود.
ه. ...
نعمت و فضل در قرآن کریم و نسبت بین این دو
دو ماده «فضل» و «نعم» اگرچه بتنهایی بارها در قرآن کریم به کار رفتهاند، اما جمعا در ۶ آیه (که متن دوتای آنها کاملا یکی است) در کنار هم ذکر شدهاند:
۱ و ۲. «یا بَنی إِسْرائیلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِی الَّتی أَنْعَمْتُ عَلَیكُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُكُمْ عَلَی الْعالَمینَ» (بقره/47 و ۱۲۲)
۳. «یسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یضیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنینَ» (آل عمران/171)
۴. «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظیمٍ» (آل عمران/174)
۵. «وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلی بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ فَمَا الَّذینَ فُضِّلُوا بِرَادِّی رِزْقِهِمْ عَلی ما مَلَكَتْ أَیمانُهُمْ فَهُمْ فیهِ سَواءٌ أَ فَبِنِعْمَةِ اللَّهِ یجْحَدُونَ» (نحل/71)
۶. «فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ» (حجرات/۸)
مورد ۵ به نحوی است که به نظر میرسد نعمت دقیقاً همان فضل مورد نظر است؛ و موارد ۱ و ۲ ظرفیت این را دارد که یکی قلمداد شوند یا متفاوت؛ و در سه مورد دیگر، ظهور اولیه تفاوت این دو است؛ جالب اینجاست که در موارد 3 و 4 از تعبیر «نعمة من الله و فضل» استفاده شده؛ برخلاف آیه کنونی که «فضل من الله و نعمة» استفاده شده است.
شاید وجه تفاوت این دو تعبیر این باشد که این دو آیه اخیر ناظر به زندگی پس از مرگ است (و در آنجا اول با تنعمی از جانب خداوند مواجه میشود و سپس تفضلات بعدی به آنان میرسد)، اما آیه محل بحث مربوط به دنیاست که در آن ابتدا ما مشمول تفضلات الهی واقع شدهایم که ایمان در دلمان محبوب و زینت میشود و از کفر و فسوق و عصیان بیزار میشویم و بعدا از برخورداری از اینها متنعم میشویم.
۳) «فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ»
وجه اشاره به علیم و حکیم بودن خداوند در پایان این آیه چیست؟
الف. فضل خداوند [و نعمت دادنهای او]، بر اساس علم و حكمت اوست، نه بدون ملاك و گزافه (تفسیر نور، ج9، ص175).
ب. اینکه خداوند محبت ایمان و بیزاری از کفر و ... را به عنوان تفضلی از جانب خود به شما داد، بر اساس علم و حكمت او بود. یعنی به جای اینکه روی درخواستهای خود اصرار بورزید، باور کنید کاری که خداوند برای شما انجام میدهد بهتر است زیرا او بر اساس علم و حکمت عمل میکند؛ و از این رو، بیش از هرچیز به تفضل خدا دل ببندید. به تعبیر دیگر، این آیه همراستاست با آیه «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْیفْرَحُوا هُوَ خَیرٌ مِمَّا یجْمَعُون: بگو به فضل خداوند و به رحمت او تنها به این باید دل خوش دارند؛ که آن بهتر است از آنچه جمع میکنند» (یونس/۵۸) و نیز شاهدی است بر قبول مفاد «الخیر فی ما وقع».۵
ج. آن رشدی که به رشدیافتگان داد و تفضلی از جانب او بود، بر اساس علم و حکمتی بود که شما از آن آگاه نیستید. پس به جای اینکه به آنان حسادت بورزید و بخواهید مقام آنان به جای آنان به شما داده شود، از خداوند تفضلی نسبت به خودتان را که متناسب با علم و حکمت خود اوست تقاضا کنید؛ که از این جهت مضمون آیه شبیه میشود به مضمون آیه «وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلی بَعْضٍ ... وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَیءٍ عَلیما: و آنچه خداوند بدان برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داد را تمنا کنید ... و از خداوند تفضل او را بخواهید که همانا خداوند به هر چیزی داناست» (نساء/۳۲).
د. ...
۴) «وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ»
خداوند به همه چیز آگاه است و اگر کاری انجام میدهد بر اساس حکمت است.
ترکیب دو کلمه «علیم» و «حکیم» در قرآن کریم
حضور هر دو ماده «علم» و «حکم» در یک آیه، در ۷۱ مورد در قرآن کریم مشاهده میشود؛ که حدودی نیمی از اینها (۳۶ بار) مواردی است که دو کلمه «علیم» و «حکیم» پشت سر هم آمدهاند، که 29 بار علیم، و ۵ بار حکیم مقدم شده است. از این موارد، ۱۵ بار به صورت «علیمٌ حکیمٌ»؛ ۱۰ بار به صورت «علیماً حکیماً»؛ ۴ بار «العلیمُ الحکیمُ»؛ ۴ بار «حکیمٌ علیمٌ»؛ ۱ بار «حکیمٍ علیمٍ» و ۲ بار «الحکیمُ العلیمُ» میباشد:
علیمٌ حکیمٌ:
یریدُ اللَّهُ لِیبَینَ لَكُمْ وَ یهْدِیكُمْ سُنَنَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ یتُوبَ عَلَیكُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (نساء/26)
وَ إِنْ یریدُوا خِیانَتَكَ فَقَدْ خانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (انفال/71)
وَ یذْهِبْ غَیظَ قُلُوبِهِمْ وَ یتُوبُ اللَّهُ عَلی مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (توبه/15)
یا أیها الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا یقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیلَةً فَسَوْفَ یغْنیكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ حَكیمٌ (توبه/28)
إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكینِ وَ الْعامِلینَ عَلَیها وَ الْمؤلفةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمینَ وَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبیلِ فَریضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (توبه/60)
الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً وَ أَجْدَرُ أَلاَّ یعْلَمُوا حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (توبه/97)
وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا یعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا یتُوبُ عَلَیهِمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (توبه/106)
لا یزالُ بُنْیانُهُمُ الَّذی بَنَوْا ریبَةً فی قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (توبه/110)
وَ كَذلِكَ یجْتَبیكَ رَبُّكَ وَ یعَلِّمُكَ مِنْ تأویل الْأَحادیثِ وَ یتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیكَ وَ عَلی آلِ یعْقُوبَ كَما أَتَمَّها عَلی أَبَوَیكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهیمَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلیمٌ حَكیمٌ (یوسف/6)
وَ یبَینُ اللَّهُ لَكُمُ الْآیاتِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (نور/18)
یا أیها الَّذینَ آمَنُوا لِیسْتَأْذِنْكُمُ الَّذینَ مَلَكَتْ أَیمانُكُمْ وَ الَّذینَ لَمْ یبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حینَ تَضَعُونَ ثِیابَكُمْ مِنَ الظَّهیرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ لَیسَ عَلَیكُمْ وَ لا عَلَیهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیكُمْ بَعْضُكُمْ عَلی بَعْضٍ كَذلِكَ یبَینُ اللَّهُ لَكُمُ الْآیاتِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (نور/58)
وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْیسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذلِكَ یبَینُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (نور/59)
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِی إِلاَّ إِذا تَمَنَّی أَلْقَی الشَّیطانُ فی أُمْنِیتِهِ فَینْسَخُ اللَّهُ ما یلْقِی الشَّیطانُ ثُمَّ یحْكِمُ اللَّهُ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (حج/52)
فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (حجرات/8)
یا أیها الَّذینَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجرأت فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإیمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَی الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ یحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا وَ لا جُناحَ عَلَیكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذا آتَیتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَ لْیسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ذلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ یحْكُمُ بَینَكُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (ممتحنه/10)
علیماً حکیماً
یوصیكُمُ اللَّهُ فی أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَینِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لِأَبَوَیهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ یكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِیةٍ یوصی بِها أَوْ دَینٍ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَیهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَریضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلیماً حَكیماً (نساء/11)
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللَّهِ لِلَّذینَ یعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ یتُوبُونَ مِنْ قَریبٍ فَأُولئِكَ یتُوبُ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلیماً حَكیماً (نساء/17)
وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَیمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنینَ غَیرَ مُسافِحینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً وَ لا جُناحَ عَلَیكُمْ فیما تَراضَیتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَریضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلیماً حَكیماً (نساء/24)
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْریرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِیةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلی أَهْلِهِ إِلاَّ أَنْ یصَّدَّقُوا فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْریرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَینَكُمْ وَ بَینَهُمْ میثاقٌ فَدِیةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلی أَهْلِهِ وَ تَحْریرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ یجِدْ فَصِیامُ شَهْرَینِ مُتَتابِعَینِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ عَلیماً حَكیماً (نساء/92)
وَ لا تَهِنُوا فِی ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یرْجُونَ وَ كانَ اللَّهُ عَلیماً حَكیماً (نساء/104)
وَ مَنْ یكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما یكْسِبُهُ عَلی نَفْسِهِ وَ كانَ اللَّهُ عَلیماً حَكیماً (نساء/111)
یا أیها النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَآمِنُوا خَیراً لَكُمْ وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلیماً حَكیماً (نساء/170)
یا أیها النَّبِی اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلیماً حَكیماً (احزاب/1)
هُوَ الَّذی أَنْزَلَ السَّكینَةَ فی قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ لِیزْدادُوا إیماناً مَعَ إیمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلیماً حَكیماً (فتح/4)
وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یشاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلیماً حَكیماً (انسان/30)
العلیم الحکیم
قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَكیمُ (بقره/32)
قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیلٌ عَسَی اللَّهُ أَنْ یأْتِینی بِهِمْ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلیمُ الْحَكیمُ (یوسف/83)
وَ رَفَعَ أَبَوَیهِ عَلَی الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ یا أَبَتِ هذا تأویل رُءْیای مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّی حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بی إِذْ أَخْرَجَنی مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیطانُ بَینی وَ بَینَ أخوّتی إِنَّ رَبِّی لَطیفٌ لِما یشاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلیمُ الْحَكیمُ (یوسف/100)
قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَیمانِكُمْ وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ الْعَلیمُ الْحَكیمُ (تحریم/2)
حکیمٌ علیمٌ
وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَیناها إِبْراهیمَ عَلی قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكیمٌ عَلیمٌ (انعام/83)
وَ یوْمَ یحْشُرُهُمْ جَمیعاً یا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِیاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذی أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدینَ فیها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكیمٌ عَلیمٌ (انعام/128)
وَ قالُوا ما فی بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلی أَزْواجِنا وَ إِنْ یكُنْ مَیتَةً فَهُمْ فیهِ شُرَكاءُ سَیجْزیهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكیمٌ عَلیمٌ (انعام/139)
وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ یحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكیمٌ عَلیمٌ (حجر/25)
حکیمٍ علیمٍ
وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكیمٍ عَلیمٍ (نمل/6)
الحکیمُ العلیمُ
وَ هُوَ الَّذی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكیمُ الْعَلیمُ (زخرف/84)
قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكیمُ الْعَلیمُ (ذاریات/30)
تحلیل:
چنانکه مشاهده میشود این ترکیب:
3۰ بار به صورت نکره و ۶ بار به صورت معرفه آمده است.
۲۵ بار مرفوع و ۱۰ بار منصوب و ۱بار مجرور آمده است؛
تمام موارد منصوب، اولاً نکره و ثانیاً علیم مقدم شده است (تمام مواردی که منصوب است مواردی است که خبر کان بوده و همواره به صورت «علیما حکیما» میباشد).
تمامی این ۳۶ مورد صریحا (به صورت نص) ناظر به خداوند است (فقط ۱ مورد با اینکه ظهور در خداوند دارد اما ظرفیت این را دارد که ناظر به غیر خداوند (مثلا فرشته وحی) باشد: وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكیمٍ عَلیمٍ؛ نمل/6). این مورد تنها موردی است که این ترکیب به عنوان اسم و برای اشاره به خود خداوند به کار رفته است (بقیه موارد همگی به عنوان وصف و در مقام توصیف و معرفی خداوند میباشد).
غیر از همین مورد اخیر (که تنها موردی است که این ترکیب به صورت مجرور آمده) تمامی موارد دیگر در جایگاه خبر قرار دارند (خبر برای مبتدا یا خبر إن یا خبر کان)؛ و مبتدای آنها (یا اسم إن یا اسم کان) همواره خداوند است؛ که از این ۳۵ مورد، برای اشاره به خداوند که مبتدا بوده است:
۲۴ مورد تعبیر «الله» به کار رفته است؛
۳ مورد تعبیر «ربک» (موارد ۹ و۳۰ و ۳۱)؛
۱ مورد ضمیر مخاطب (تعبیر «انک انت» در ۲۶)؛ و
۷ مورد ضمیر غایب؛ که:
۲ موردش تعبیر «هو» است (موارد ۲۹ [به الله برمیگردد] و ۳۵)؛
۲ موردش تعبیر «إنه» است (مورد ۳۲؛ و ۳۳ [به «ربک» برمیگردد])؛ و
۳ مورد تعبیر «إنه هو» (مورد ۲۷ [به الله برمیگردد] و ۲۸ [به «ربی» برمیگردد] و ۳۶ [به ربک برمیگردد]).
که اگر بر اساس این مواردی که مرجع ضمیر معلوم است بخواهیم دستهبندی فوق را بیان کنیم باید گفت: ۲۶ مورد «الله» است؛ ۶ مورد «رب» است ( ۵ موردش «ربک» و ۱ مورد «ربی»)؛ ۱ مورد ضمیر مخاطب و ۲ مورد هم ضمیر غایب.
۶ موردی که به صورت معرفه آمده، همگی دلالت بر حصر دارد؛ یعنی فقط خداوند است که علیم و حکیم است.
اکنون چند سوال مطرح است:
الف. با اینکه اغلب موارد نکره است، آن ۶ مورد چه اقتضایی دارد که به صورت معرفه (و با دلالت بر حصر) آمده است؟
ب. تفاوت مواردی که علیم بر حکیم مقدم شده با جایی که حکیم بر علیم مقدم شده چیست؟
ج. مواردی که با فعل ناقص کان آمده چه اقتضای خاصی دارد؟
د. مواردی که این ترکیب ناظر به کلمه «الله» آمده چه تفاوتی دارند با مواردی که ناظر به «رب» ویا با ضمیر مخاطب یا غایب آمده است؟
در صورتی که در خصوص هریک از سوالات فوق پاسخی داشتید، لطفا آن را در قسمت دیدگاه پایین صفحه (https://yekaye.ir/al-hujurat-49-08/) بنویسید؛ تا در اختیار دیگران هم قرار گیرد.