ذیل آیه «أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى» (عبس/۵) احادیث فراوانی گذشت که بسیاری از آنها میتواند مرتبط با آیه حاضر باشد که مجددا تکرار میشود. علاقمندان میتوانند به جلسه ۱۰۹۰ https://yekaye.ir/ababsa-80-05/ مراجعه کنند. اما احادیث دیگر:
۱) از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
مطلوبهای مردم در دنیای فانی چهار چیز است: بینیازی و راحتی [آسودگی] و کمدغدغگی و عزت.
اما بینیازی در قناعت است؛ کسی که آن را در کثرت اموال جستجو کند آن را نميیابد؛
و راحتی در سبکباری است؛ کسی که آن را در سنگینی بار جستجو کند آن را نميیابد؛
و کمدغدغگی در کمی اشتغالات است؛ کسی که آن را در کثرتاشتغالات جستجو کند آن را نميیابد؛
و اما عزت در خدمت به خالق است؛ کسی که آن را در خدمت به مخلوق جستجو کند آن را نميیابد.
معاني الأخبار، ص230؛ الخصال، ج1، ص198؛ علل الشرائع، ج2، ص468؛ عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص74
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ السُّكَّرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع:
مَطْلُوبَاتُ النَّاسِ فِي الدُّنْيَا الْفَانِيَةِ أَرْبَعَةٌ: الْغِنَى وَ الدَّعَةُ وَ قِلَّةُ الِاهْتِمَامِ وَ الْعِزُّ.
فَأَمَّا الْغِنَى فَمَوْجُودٌ فِي الْقَنَاعَةِ فَمَنْ طَلَبَهُ فِي كَثْرَةِ الْمَالِ لَمْ يَجِدْهُ؛
وَ أَمَّا الدَّعَةُ فَمَوْجُودَةٌ فِي خِفَّةِ الْحِمْلِ فَمَنْ طَلَبَهَا فِي ثِقَلِهِ لَمْ يَجِدْهَا؛
وَ أَمَّا قِلَّةُ الِاهْتِمَامِ فَمَوْجُودَةٌ فِي قِلَّةِ الشُّغُلِ فَمَنْ طَلَبَهَا مَعَ كَثْرَتِهِ لَمْ يَجِدْهَا؛
فَأَمَّا الْعِزُّ فَمَوْجُودٌ فِي خِدْمَةِ الْخَالِقِ فَمَنْ طَلَبَهُ فِي خِدْمَةِ الْمَخْلُوقِ لَمْ يَجِدْهُ.
۲) الف. از امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند:
از عظیمترین حسرتها در روز قیامت حسرت شخصی است که مالی را در مسیری غیر از دستور خداوند به دست آورد سپس آن را به ارث برای دیگری گذارد و آن دیگری آن را در طاعت خداوند سبحان خرج کند؛پس وی با آن به بهشت وارد شود و آن اولی به خاطر آن مال به جهنم برود.
نهج البلاغة (للصبحي صالح)، حکمت 429
وَ قَالَ ع: إِنَّ أَعْظَمَ الْحَسَرَاتِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَسْرَةُ رَجُلٍ كَسَبَ مَالًا فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللَّهِ [فَوَرَّثَهُ رَجُلًا] فَوَرِثَهُ رَجُلٌ فَأَنْفَقَهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَدَخَلَ بِهِ الْجَنَّةَ وَ دَخَلَ الْأَوَّلُ بِهِ النَّار.۱
ب. طبق نقل دیگری از امیرالمومنین ع سوال شد: در میان مردم، عظیمترین حسرت برای چه کسی است؟
فرمودند: کسی که ثروتش را در تزرازوی اعمال دیگران ببیند و خداوند وی را به خاطر آن ثروت به جهنم بفرستد و وارثش را به بهشت بفرستد.
گفته شد: چگونه چنین چیزی ممکن است؟
فرمود: شبیه آن حالتی که برخی از برادرانم تعریف کرد که شخصی در بازار بر وی وارد شد و گفت: فلانی! در مورد این صدهزار [درهم یا دینار] که در این صندوق است چه میگویی؛ پولی که نه زکاتی از آن دادهام و نه با آن صله رحمی بجا آوردهام؟ گفت: به وی گفتم: چگونه آن را گردآوردی؟ گفت: با [کمک به] جفای سلطان و چشموهمچشمی با خویشاوندان و تحمیل کردن تنگدستی به زن و فرزندان و جزع و فزع زمانه. سپس وی از نزد او خارج شد و اندکی نگذشت که جان سپرد.
سپس علی ع فرمود: حمد خدایی راست که وی را در حالی که به خاطر اموال باطلی که جمع کرده بود مورد ملامت بود از آن بیرون برد و نیز از حقی که منع کرده بود؛ آن را جمع کرد و انباشت و [درب صندوقش را] محکم کرد و مهر نهاد و به خاطر [به دست آوردن] آن بیابانهای خالی از سکنه و دریاهای عمیق را پیمود.
ای کسی که ایستادهای، فریب نخور آن گونه کهرفیقت دیروز فریب خورد. همانا حسرتبارترین وضعیت در روز قیامت، وضعیت کسی است که ثروتش را در ترازوی اعمال دیگران ببیند و خداوند آن دیگری را به خاطر آن ثروت به بهشت بفرستد و این را به جهنم.
التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص39
وَ قَالَ: سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع ...۲ فَمَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَسْرَةً؟
قَالَ: مَنْ رَأَى مَالَهُ فِي مِيزَانِ غَيْرِهِ، وَ أَدْخَلَهُ اللَّهُ بِهِ النَّارَ، وَ أَدْخَلَ وَارِثَهُ بِهِ الْجَنَّةَ.
قِيلَ: فَكَيْفَ يَكُونُ هَذَا؟
قَالَ: كَمَا حَدَّثَنِي بَعْضُ إِخْوَانِنَا عَنْ رَجُلٍ دَخَلَ إِلَيْهِ وَ هُوَ يَسُوقُ فَقَالَ لَهُ: يَا أَبَا فُلَانٍ مَا تَقُولُ فِي مِائَةِ أَلْفٍ فِي هَذَا الصُّنْدُوقِ مَا أَدَّيْتُ مِنْهَا زَكَاةً قَطُّ، وَ لَا وَصَلْتُ مِنْهَا رَحِماً قَطُّ قَالَ: فَقُلْتُ: فَعَلَامَ جَمَعْتَهَا قَالَ: لِجَفْوَةِ السُّلْطَانِ، وَ مُكَاثَرَةِ الْعَشِيرَةِ، وَ تَخَوُّفِ الْفَقْرِ عَلَى الْعِيَالِ، وَ لِرَوْعَةِ الزَّمَانِ. قَالَ: ثُمَّ لَمْ يَخْرُجْ مِنْ عِنْدِهِ حَتَّى فَاضَتْ نَفْسُهُ.
ثُمَّ قَالَ عَلِيٌّ ع: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَخْرَجَهُ مِنْهَا مَلُوماً [مليما] بِبَاطِلٍ جَمَعَهَا، وَ مِنْ حَقٍّ مَنَعَهَا، جَمَعَهَا فَأَوْعَاهَا، وَ شَدَّهَا فَأَوْكَاهَا ، قَطَعَ فِيهَا الْمَفَاوِزَ الْقِفَارَ، وَ لُجَجَ الْبِحَارِ! أَيُّهَا الْوَاقِفُ لَا تُخْدَعْ كَمَا خُدِعَ صُوَيْحِبُكَ بِالْأَمْسِ، إِنَّ [مِنْ] أَشَدِّ النَّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ رَأَى مَالَهُ فِي مِيزَانِ غَيْرِهِ، أَدْخَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَذَا بِهِ الْجَنَّةَ وَ أَدْخَلَ هَذَا بِهِ النَّارَ .۳
۳) روایت شده که پیامبر ص فرمودند:
از [انباشت] مال برحذر باشید که همانا در گذشته شخصی بود که مال و فرزندانی گردآوری و بادی به غبغب انداخت و گردآوری کرد و انباشت. تا اینکه ملک الموت سراغش آمد و در حالی که در قیافه فردی مسکین بود در خانه وی را زد. دربانان سراغش رفتند و به آنان گفت: سرورتان را نزد من بخوانید. گفتند: سرور ما نزد کسی چون تو بیاید؟! و او را از مقابل درب خانه راندند. سپس در مثل چنان هیبتی نزد آنان بازگشت و گفت: سرورتان را نزد من بخوانید و به او بگویید که من ملکالموت هستم!
چون سرورشان این سخن را شنید از ترس به زمین نشست و به اطرافیانش گفت: با او در سخن گفتن نرم باشید و به او بگویید خداوند به کار و بارت برکت دهد! احتمالا دنبال کسی غیر از سرور ما آمدهای.
ملکالموت بدانها گفت: خیر؛ و بر او وارد شد و گفت: بلند شو و وصیتت را بکن که من قبل از اینکه از اینجا بیرون بروی تو را قبض روح خواهم کرد.
پس اهل و عیالش فریاد نالهشان بلند شد و گریستند. او گفت: صندوقها را بگشایید و آن مقداری که طلا و نقره در آن است بشمارید. سپس رو به ثروتش کرد و در حالی که آن را بر زمین میریخت گفت؛ ای مال و ثروت! خدا تو را لعنت کند که مرا به فراموشی از یاد خداوند کشاندی و از امر آخرتم غافل گرداندی تا اینکه از آمر خداوند به طور ناگهانی چیزی به من رسید که رسید.
پس خداوند متعال آن مال و ثروت را به نطق درآورد و گفت: چرا به من اسزار میگویی در حالی که خودت بیش از من سزاوار سرزنش هستی؟! آیا تو در چشم مردم حقیر نبودی و به خاطر اینکه اثر مرا در تو دیدند تو را بالا بردند؟ آیا تو جلوی درب پادشاهان و بزرگان نمیرفتی در حالی که افراد صالحی در آنجا بودند و تو را قبل از آنان وارد میکردند و آنان را عقبتر میداشتند؟ آیا این طور نبود که تو به خواستگاری دختران پادشاهان و بزرگان بروی در حالی که قبلا افراد صالحی از آنان خواستگاری کرده بودند اما به آنان جواب رد میدادند و به ازدواج با تو تن میدادند؟ اگر این گونه بودی که مرا در راه خیر خرج کردی مانعت نمیشدم و اگر مرا در راه خدا خرج میکردی بر تو خرده نمیگرفتم. پس چرا مرا دشنام میدهی در حالی که خودت به سرزنش شدن سزاوارتری؟ همانا هم من و هم تو از خاک آفریده شدهایم پس کاملا برهنه [= عاری از هر مال و ثروت] به خاک برگرد گه تو با گناه من روانه شدهای.
مال این گونه به صاحبش میگوید.
عدة الداعي و نجاح الساعي، ص105؛ بحار الأنوار، ج100، ص24
وَ عَنِ النَّبِيِّ ص:
احْذَرُوا الْمَالَ؛ فَإِنَّهُ كَانَ فِيمَا مَضَى رَجُلٌ قَدْ جَمَعَ مَالًا وَ وَلَداً وَ أَقْبَلَ عَلَى نَفْسِهِ [وَ عِيَالِهِ] وَ جَمَعَ لَهُمْ فَأَوْعَى.
فَأَتَاهُ مَلَكُ الْمَوْتِ فَقَرَعَ بَابَهُ وَ هُوَ فِي زِيِّ مِسْكِينٍ. فَخَرَجَ إِلَيْهِ الْحُجَّابُ. فَقَالَ لَهُمُ: ادْعُوا إِلَيَّ سَيِّدَكُمْ. قَالُوا: أَ يَخْرُجُ سَيِّدُنَا إِلَى مِثْلِكَ؟! وَ دَفَعُوهُ حَتَّى نَحَّوْهُ عَنِ الْبَابِ. ثُمَّ عَادَ إِلَيْهِمْ فِي مِثْلِ تِلْكَ الْهَيْبَةِ وَ قَالَ: ادْعُوا إِلَيَّ سَيِّدَكُمْ وَ أَخْبِرُوهُ أَنِّي مَلَكُ الْمَوْتِ.
فَلَمَّا سَمِعَ سَيِّدُهُمْ هَذَا الْكَلَامَ قَعَدَ [خَائِفاً] فَرِقاً وَ قَالَ لِأَصْحَابِهِ: لَيِّنُوا لَهُ فِي الْمَقَالِ وَ قُولُوا لَهُ لَعَلَّكَ تَطْلُبُ غَيْرَ سَيِّدِنَا بَارَكَ اللَّهُ فِيكَ.
قَالَ لَهُمْ: لَا؛ وَ دَخَلَ عَلَيْهِ وَ قَالَ لَهُ: قُمْ فَأَوْصِ مَا كُنْتَ مُوصِياً فَإِنِّي قَابِضٌ رُوحَكَ قَبْلَ أَنْ أَخْرُجَ.
فَصَاحَ أَهْلُهُ وَ بَكَوْا. فَقَالَ: افْتَحُوا الصَّنَادِيقَ وَ اكْتُبُوا [أَكِبُّوا] مَا فِيهِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ. ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى الْمَالِ يَسُبُّهُ وَ يَقُولُ لَهُ: لَعَنَكَ اللَّهُ يَا مَالُ! أَنْسَيْتَنِي ذِكْرَ رَبِّي وَ أَغْفَلْتَنِي عَنْ أَمْرِ آخِرَتِي حَتَّى بَغَتَّنِي مِنْ أَمْرِ اللَّهِ مَا قَدْ بَغَتَّنِي.
فَأَنْطَقَ اللَّهُ تَعَالَى الْمَالَ فَقَالَ: لِمَ تَسُبُّنِي وَ أَنْتَ أَلْأَمُ مِنِّي؟ أَ لَمْ تَكُنْ فِي أَعْيُنِ النَّاسِ حَقِيراً فَرَفَعُوكَ لِمَا رَأَوْا عَلَيْكَ مِنْ أَثَرِي؟ أَ لَمْ تَحْضُرْ أَبْوَابَ الْمُلُوكِ وَ السَّادَةِ وَ يَحْضُرُهَا الصَّالِحُونَ فَتَدْخُلُ قَبْلَهُمْ وَ يُؤَخَّرُونَ؟ أَ لَمْ تَخْطُبْ بَنَاتِ الْمُلُوكِ وَ السَّادَاتِ وَ يَخْطُبُهُنَّ الصَّالِحُونَ فَتُنْكَحُ وَ يُرَدُّونَ؟ فَلَوْ كُنْتَ تُنْفِقُنِي فِي سَبِيلِ الْخَيْرَاتِ لَمْ أَمْتَنِعْ عَلَيْكَ؛ وَ لَوْ كُنْتَ تُنْفِقُنِي فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَمْ أَنْقُصْ عَلَيْكَ. فَلِمَ تَسُبُّنِي وَ أَنْتَ أَلْأَمُ مِنِّي؟ وَ إِنَّمَا خُلِقْتُ أَنَا وَ أَنْتَ مِنْ تُرَابٍ فَأَنْطَلِقُ [تُرَاباً بَرِيئاً] وَ مُنْطَلِقٌ أَنْتَ بِإِثْمِي.
هَكَذَا يَقُولُ الْمَالُ لِصَاحِبِه.
شبیه این حکایت در منابع اهل سنت (حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، ج5، ص240-241)۴ هم آمده است؛ اما بدون استناد آن به پیامبر ص.
۴) از امام رضا ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند:
رسول الله ص فرمودند: کدام از شما مال وارثش را بیش از مال خودش دوست دارد؟
گفتند: ای پیامبر خدا ! هیچیک از ما این گونه نیست!
فرمودند: خیر: همهتان این گونهاید! سپس فرمودند: فرزند آدم میگوید: مال من؛ مال من؛ آیا مال تو جز آن چیزی است که خوردی و نابود کردی یا پوشیدی و پوساندی؛ یا صدقه دادی و از آن عبور کردی؛ و غیر از آن هرچه داری مال وارث است.
الأمالي (للطوسي)، ص519؛ مصباح الشريعة، ص84۵
أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْفَضْلُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَيْهَقِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ عَمْرٍو الْمُجَاشِعِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ. قَالَ الْمُجَاشِعِيُّ: وَ حَدَّثَنَاهُ الرِّضَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ آبَائِهِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): أَيُّكُمْ مَالُ وَارِثِهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْ مَالِهِ؟
قَالُوا: مَا فِينَا أَحَدٌ يُحِبُّ ذَلِكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ.
قَالَ: بِحَسْبِكُمْ، بَلْ كُلُّكُمْ يُحِبُّ ذَلِكَ! ثُمَّ قَالَ: يَقُولُ ابْنُ آدَمَ: مَالِي مَالِي، وَ هَلْ لَكَ مِنْ مَالِكٍ إِلَّا مَا أَكَلْتَ فَأَفْنَيْتَ، أَوْ لَبِسْتَ فَأَبْلَيْتَ، أَوْ تَصَدَّقْتَ فَأَمْضَيْتَ، وَ مَا عَدَا ذَلِكَ فَهُوَ مَالُ الْوَارِثِ.
۵) الف. از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
ما مال و ثروت را دوست نداریم و از آن جز آنچه خیر است به ما داده نمیشود. و همانا امیرالمومنین علی ع میفرمود: من یعسوب [= ملکه زنبور عسل] دین و امیر مومنان هستم و کثرت مال، دشمن مومنان و یعسوب منافقان است.
التمحيص، ص48
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ:
إِنَّا لَا نُحِبُّ الْمَالَ وَ أَنْ لَا نُؤْتَى مِنْهُ خَيْرٌ لَنَا؛ إِنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع كَانَ يَقُولُ: أَنَا يَعْسُوبُ الدِّينِ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِنَّ كَثْرَةَ الْمَالِ عَدُوٌّ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ يَعْسُوبُ الْمُنَافِقِينَ.
تبصره:
فراز اول روایت فوق (دوست نداشتن مال) ظاهرا به معنای عدم دلبستگی است، نه مطلق دوست نداشتن؛ خصوصا که روایت دیگری از امام صادق ع که بسیار شبیه روایت فوق است چنین تعبیر شده است: «نُحِبُّ الْمَالَ وَ لَا نُؤْتَى إِلَّا خَيْراً وَ مَا أُوتِيَ عَبْدٌ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا إِلَّا كَانَ نقص [أَنْقَصَ] لِحَظِّهِ فِي الْآخِرَةِ: ما مال و ثروت را دوست داریم ولی از آن جز آنچه خوب است به ما داده نمیشود و هیچ بندهای در دنیا به وی ندادند مگر اینکه از حظ و بهرهاش در آخرت کم شد». (مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص274)
ب. از امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند: کثرت اموال مایه فساد دین و قساوت قلب است.
تحف العقول، ص199؛ مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص138
عن امیرالمومنین ع: ...۶ وَ اعْلَمُوا أَنَّ كَثْرَةَ الْمَالِ مَفْسَدَةٌ لِلدِّينِ (فی الدین) مَقْسَاةٌ لِلْقُلُوبِ...۷