ذیل آیه «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبين» (مرسلات/۱۵) (جلسه ۳۸ https://yekaye.ir/15-77-al-mursalat/) حدیثی از پیامبر ص روایت شد که در پاسخ حضرت علی ع فرمودند: «ویل» وادیای در جهنم است که اکثر اهالی آن، دشمنان تو، قاتلان ذریه تو و کسانیاند که بیعت تو را شکستند.۱ همچنین ذیل آیه «هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَميمٍ» (قلم/۱۱) (جلسه ۴۷۷ https://yekaye.ir/al-qalam-68-11/) احادیث متعددی درباره شخص عیبجو (لمّاز) گذشت که میتواند به اینجا هم مرتبط باشد. اما احادیث دیگر:
۱) از امام صادق (علیه السلام) سوال شد: معنای کلام خداوند عزّوجلّ »وَیْلٌ لِّکُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ« چیست؟
فرمودند: «کسانی که بر آل محمّد (صلی الله علیه و آله) در خصوص حقشان ایراد گفتند و بر آنان طعنه زدند و در جایگاهی نشستند که آل محمّد (علیهم السلام) برای آن مقام از آنان سزاوارتر بودند».
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 819
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ أَبِيهِ سُلَيْمَانَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: مَا مَعْنَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»؟
قَالَ: الَّذِينَ هَمَزُوا آلَ مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ وَ لَمَزُوهُمْ وَ جَلَسُوا مَجْلِساً كَانَ آلُ مُحَمَّدِ أَحَقَّ بِهِ مِنْهُمْ.
۲) الف. در فرازی از حدیث معراج آمده است که پیامبر ص فرمودند:
سپس به راه خود ادامه دادیم تا به اقوامی رسیدم که لبهای بزرگی همچون لبهای شتر داشتند که با آن گوشت را از پهلوهای خود میکندند و به دهانشان میگذاشتند. گفتم: ای جبرئیل! اینها چه کسانیاند؟
گفت: اینان عیبجویان طعنهزننده هستند.
تفسير القمي، ج2، ص7
حَكَى أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ جَاءَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ بِالْبُرَاقِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص ...
ثُمَّ مَضَيْتُ فَإِذَا أَنَا بِأَقْوَامٍ لَهُمْ مَشَافِرُ كَمَشَافِرِ الْإِبِلِ يُقْرِضُ اللَّحْمَ مِنْ جَنُوبِهِمْ وَ يُلْقَى فِي أَفْوَاهِهِمْ. فَقُلْتُ: مَنْ هَؤُلَاءِ يَا جَبْرَئِيلُ؟
فَقَالَ: هَؤُلَاءِ الْهَمَّازُونَ اللَّمَّازُون.
ب. از رسول الله ص روایت شده که فرمودند: در شب معراج قومی را دیدم که گوشتهایی از پهلوهایشان بریده میشود و سپس آن را لقمه میکنند و به آنها گفته میشود: بخورید این گوشتهای برادرانتان را که قبلا میخوردید.
گفتم: ای جبرئیل! اینها چه کسانیاند؟
گفت: اینان عیبجویان از امت تو هستند؛ همان طعنهزنندگان.
عوالي اللئالي العزيزية، ج1، ص264؛ دلائل النبوة - البيهقي، ج2، ص393۲
وَ قَالَ ص:
رَأَيْتُ لَيْلَةَ الْإِسْرَاءِ قَوْماً يُقْطَعُ اللَّحْمُ مِنْ جُنُوبِهِمْ ثُمَّ يُلْقَمُونَهُ وَ يُقَالُ: كُلُوا مَا كُنْتُمْ تَأْكُلُونَ مِنْ لَحْمِ أَخِيكُمْ!
فَقُلْتُ: يَا جَبْرَئِيلُ مَنْ هَؤُلَاءِ؟
فَقَالَ: هَؤُلَاءِ الْهَمَّازُونَ مِنْ أُمَّتِكَ، اللَّمَّازُون.
این حدیث در منابع اهل سنت با تعابیر زیر نیز آمده است:
ج. ابوسعید خدری سفر معراج را از زبان خود رسول الله ص روایت کرده است. این فراز از روایت وی به چند صورت نقل شده است:
ج.۱. سپس حرکت کردم، ناگهان قومی را دیدم که از گوشتهایشان با خونشان قطع میشود و آن را همچون لقمهای که شتر در دهانش میگذارد در دهانشان میگذارند، و فریادشان بلند است.
پس گفتم: ای جبرئیل، اینها چه کسانی هستند؟
گفت: اینها عیبجویان و طعنهزنندگاناند.
تفسير يحيى بن سلام، ج1، ص107
حَمَّادٌ، عَنْ أَبِي هَارُونَ الْعَبْدِيِّ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ:
... ثُمَّ مَضَيْتُ فَإِذَا أَنَا بِقَوْمٍ يُقَطَّعُ مِنْ لُحُومِهِمْ بِدِمَائِهِمْ فَيُضْفَزُونَهَا، وَلَهُمْ جُؤَارٌ.
فَقُلْتُ: مَنْ هَؤُلاءِ يَا جِبْرِيلُ؟ قَالَ: هَؤُلاءِ الْهَمَّازُونَ اللَّمَّازُونَ.
ج.۲. سپس نگاهم افتاد به قومی که از پوستهایشان کنده میشود و در دهانشان گذاشته میشود و به آنان گفته میشود بخورید آنچه میخوردید؛ و من از این چیزی که خداوند برای آنها قرار داده بسیار بدم آمد. گفتم: ای جبرئیل، اینها چه کسانی هستند؟
گفت: اینها عیبجویان [و طعنهزنندگان]یاند که گوشت مردم را میخورند [و با دشنام دادن در پوستین خلق میافتند].
تفسير عبد الرزاق، ج2، ص283؛ تهذيب الآثار، ج1، ص429۳
قَالَ أَبُو هَارُونَ: عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ فِي حَدِيثِهِ قَالَ النَّبِيُّ ص: ...
قَالَ: ثُمَّ نَظَرْتُ فَإِذَا أَنَا بِقَوْمٍ يُحْذَى مِنْ جُلُودِهِمْ وَ يُدَسُّ [/ يَرُدُّ] فِي أَفْوَاهِهِمْ ، وَيُقَالُ لَهُمْ: كُلُوا كَمَا أَكَلْتُمْ ، فَإِذَا أَكْرَهُ مَا خَلَقَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ. قُلْتُ: مَنْ هَؤُلَاءِ يَا جِبْرِيلُ؟
قَالَ: هَؤُلَاءِ الْهَمَّازُونَ [اللَّمَّازُونَ] الَّذِينَ يَأْكُلُونَ لُحُومَ النَّاسِ [وَيَقَعُونَ فِي أَعْرَاضِهِمْ بِالسَّبِ]...
ج.۳. سپس مرا بر جماعت فراوانی از زنان و مردان عبور دادند که مامورانی بر ایشان گذاشتهاند که به پهلوی آنان نزدیک میشدند و قطعهای از آن به اندازه یک کفش میکندند و آن را در دهان خود آنها میگذاشتند و میگفتند: بخور آنچه که خوردی؛ و او از خوردن این به حال مرگ میافتاد، اگر که میتوانست بمیرد و او بشدت از این حال بیزار بود.
گفتم: ای جبرئیل، اینها چه کسانی هستند؟
گفت: اینها عیبجویان و طعنهزنندگاناند، همان کسانی که اهل سخنچینیاند.
پس گفته شد: «و برخی از شما غیبت برخی را نکنند؛ آیا یکی از شما دوست دارد که از گوشت برادرش که مرده، بخورد؛ قطعاً از آن کراهت دارید» (حجرات/۱۲) و او به اکراه به خوردن گوشتش وادار میشد.
تفسير ابن أبي حاتم، ج10، ص3305
حَدَّثَنَا أَبِي حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدَةَ، حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ الصَّمَدِ عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ عَبْدِ الصَّمَدِ الْعَمِّيُّ، ثنا أَبُو هَارُونَ الْعَبْدِيُّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: قُلْنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ حَدِّثْنَا مَا رَأَيْتَ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِكَ؟ …
قَالَ: ثُمَّ انْطُلِقَ بِي إِلَى خَلْقٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ كَثِيرٍ رِجَالٍ وَنِسَاءٍ مُوَكَّلٌ بِهِمْ رِجَالٌ، يَعْمَدُونَ إِلَى عَرْضِ جَنْبِ أَحَدِهِمْ فَيَحَذُونَ مِنْهُ الْحَذْوَةَ مِنْ مِثْلِ النَّعْلِ، ثُمَّ يَضَعُونَهُ في فِي أَحَدِهِمْ فَيُقَالُ لَهُ: «كُلْ كَمَا أَكَلْتُ» وَهُوَ يَجِدُ مِنْ أَكْلِهِ الْمَوْتَ، يَا مُحَمَّدُ- لَوْ يَجِدُ الْمَوْتَ وَهُوَ يُكْرَهُ عَلَيْهِ.
فَقُلْتُ: يا جبرائيل مَنْ هَؤُلاءِ؟
قَالَ: هَؤُلاءِ الْهَمَّازُونَ اللَّمَّازُونَ أَصْحَابُ النَّمِيمَةِ؛ فَيُقَالُ: «أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ» وَهُوَ يُكْرَهُ عَلَى أَكْلِ لحمه.
د. انس بن مالک سفر معراج را از رسول الله ص روایت کرده است که فرمودند:
سپس حرکت کردم، ناگهان افرادی را دیدم که مامورانی برایشان گذاشتهاند که استخوانهای فک آنها را میشکنند و دیگرانی که گوشتهای بدن آنها را میبُرند و همان طور آمیخته به خون همچون لقمهای در دهانشان میگذارند. گفتم: ای جبرئیل، اینها چه کسانی هستند؟
گفت: اینها عیبجویان و طعنهزنندگاناند.
سپس رسول الله ص این آیه را تلاوت کردند: «و برخی از شما غیبت برخی را نکنند؛ آیا یکی از شما دوست دارد که از گوشت برادرش که مرده، بخورد؛ قطعاً از آن کراهت دارید» (حجرات/۱۲)
مسند الحارث (بغية الباحث عن زوائد مسند الحارث)، ج1، ص172
حَدَّثَنَا دَاوُدُ بْنُ الْمُحَبَّرِ، ثنا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ زَيْدٍ، عَنْ أَنَسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: " رَأَيْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي رِجَالًا ...
قَالَ: ثُمَّ مَضَيْتُ فَإِذَا أَنَا بِرِجَالٍ قَدْ وُكِّلَ بِهِمْ رِجَالٌ يَفُكُّونَ لِحْيَهُمْ وَآخَرُونَ يَقْطَعُونَ لُحُومَهُمْ فَيَضْفِزُوهُمْ إِيَّاهَا بِدِمَائِهَا فَقُلْتُ: مَنْ هَؤُلَاءِ يَا جِبْرِيلُ؟
قَالَ: هَؤُلَاءِ الْهَمَّازُونَ، اللَّمَّازُونَ.
ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ».
ه. ولی راشد بن سعد این واقعه را چنین روایت کرده است:
سپس به مردان و زنانی عبور کردم که از سینههایشان آویخته شده بودند. گفتم جبرئیل! اینان چه کسانیاند
گفت: اینان مردان و زنان عیبجویند و این همان سخن خداوند عز و جل است که فرمود: «وای بر هر عیبجوی طعنهزننده» (همزه/۱).
شعب الإيمان، ج9، ص104؛ مجموع فيه مصنفات أبي العباس الأصم وإسماعيل الصفار، ص104؛ الدر المنثور، ج6، ص392
«أخبرنا أبو عبد الله الحافظ وأحمد بن الحسن قالا: حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب، حدثنا أبوعتبة حدثنا بقية حدثنا سَعِيدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَمِّهِ رَاشِدِ بْنِ سَعْدٍ المَقْرائي
قال رسول الله ص: لَمَّا عُرِجَ بِي إِلَى رَبِّي...۴ قَالَ ثُمَّ مَرَرْتُ عَلَى نِسَاءٍ وَرِجَالٍ مُعَلَّقِينَ بِثَدْيِهِنَّ فَقُلْتُ مَا هَؤُلاءِ يَا جِبْرِيلُ قَالَ هَؤُلاءِ الْهَمَّازُونَ وَالْهَمَّازَاتُ وذلك قول الله عز وجل: «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ».
۳) نقل شده است که امام کاظم ع در تفسیر «همزه» و «لمزه» فرمودند:
«همزه» کسی است که رودر روی طرف با عیبجویی طعنه میزند؛ و «لمزه» کسی است که در غیاب شخص از او غیبت میکند.
مجموعة ورام، ج2، ص127
قِيلَ فِي تَفْسِيرِ الْهُمَزَةِ وَ اللُّمَزَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع:
الْهُمَزَةُ الَّذِي يَطْعُنُ فِي الْوَجْهِ بِالْعَيْبِ وَ اللُّمَزَةُ الَّتِي يَغْتَابُ عِنْدَ الْغَيْبَة.
تبصره: این روایت بدون سند ذکر شده است؛ و محتمل است در ذهن راوی دو مفهوم جابجا شده باشد؛ چرا که توضیح هریک از این دو، به لحاظ لغوی با مورد دیگر تناسب دارد.
۴) الف. از امام باقر ع روایت شده است که فرمودند: بد بندهای است بندهی همزهی لمزه: با یک رو رو میکند و با دیگری پشت میکند. [کنایه از اینکه فردی دو رو است و مواجهه اش در ظاهر و باطن متفاوت است].
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص269
أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي شَيْبَةَ الزُّهْرِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
بِئْسَ الْعَبْدُ عبدا [عَبْدٌ] هُمَزَةٌ لُمَزَةٌ يُقْبِلُ بِوَجْهِهِ وَ يُدْبِرُ بِآخَرَ.
شیخ صدوق این حدیث را در کنار احادیث دیگری در بابی با عنوان «عقاب من كان ذا وجهين و ذا لسانين» آورده است که به خاطر تناسبی که آن احادیث با این حدیث دارند در اینجا تقدیم شود:
ب. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
کسی که با دو رو و با دو زبان با مسلمانان روبرو شود روز قیامت در حالی میآید که زبانی از آتش دارد.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص269؛ الكافي، ج2، ص343
أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَوْنٍ الْقَلَانِسِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
مَنْ لَقِيَ الْمُسْلِمِينَ بِوَجْهَيْنِ وَ لِسَانَيْنِ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَهُ لِسَانٌ مِنْ نَارٍ.
تبصره:
شیخ صدوق در کتابهای دیگرش با سندی که از محمد بن سنان به بعد مطابق سند فوق است، حدیث را در باب «معنى ذي الوجهين و اللسانين» به صورت زیر آورده است؛ که شیخ مفید هم به همین صورت آورده است؛ که بسیار شبیه حدیث الف میشود:
ج. . از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
کسی که با یک رو با مردم روبرو شود و با روی دیگر در غیاب آنان، روز قیامت در حالی میآید که دو زبان از آتش دارد.
معاني الأخبار، ص185؛ الخصال، ج1، ص3۸؛ الإختصاص، ص32
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ الْبَغْدَادِيُّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عَوْنِ بْنِ مَعِينٍ بَيَّاعِ الْقَلَانِسِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع يَقُولُ:
مَنْ لَقِيَ النَّاسَ بِوَجْهٍ وَ غَابَهُمْ بِوَجْهٍ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَهُ لِسَانَانِ مِنْ نَارٍ.
اما ادامه احادیث عقاب الاعمال:
د. از امام سجاد ع از پدرانشان روایت شده که رسول الله ص فرمودند:
آدم دو رو در روز قیامت در حالی میآید که [با یک رویش] زبانش از پشت سرش بیرون افتاده و دیگری جلوی پایش است و آتش بر آن لهیب میزند تا جایی که تمام بدنش را لهیب آتش فرامی گیرد؛ سپس گفته میشود: این کسی است که در دنیا دورو و دوزبان بود و روز قیامت بدین امر شناخته میشود.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص269
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنِ الْمُنَبِّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
يَجِيءُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ذُو الْوَجْهَيْنِ دَالِعاً لِسَانُهُ فِي قَفَاهُ وَ آخَرُ مِنْ قُدَّامِهِ يتلهبا [يَتَلَهَّبَانِ] نَاراً حَتَّى يَلْهَبَا جَسَدَهُ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ هَذَا الَّذِي كَانَ فِي الدُّنْيَا ذَا وَجْهَيْنِ وَ لِسَانَيْنِ يُعْرَفُ بِذَلِكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
ه. از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
بد بندهای است بندهی که دورو و دوزبان باشد؛ در حضور برادرش وی را میستاید و در غیابش او را میخورد! اگر چیزی به او [= برادر دینیاش] داده شود حسد میورزد و اگر مبتلا شود وی را خوار میکند.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص269؛ الخصال، ج1، ص3۸۵؛ الزهد، ص5۶؛ الكافي، ج2، ص343
أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي شَيْبَةَ الزُّهْرِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
بِئْسَ الْعَبْدُ عبدا [عَبْدٌ] يَكُونُ ذَا وَجْهَيْنِ وَ ذَا لِسَانَيْنِ يُطْرِي أَخَاهُ [فی الله] شَاهِداً وَ يَأْكُلُهُ غَائِباً إِنْ أُعْطِيَ حَسَدَهُ وَ إِنِ ابْتُلِيَ خَذَلَهُ.
بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ يَكُونُ ذَا وَجْهَيْنِ وَ ذَا لِسَانَيْنِ يُطْرِي أَخَاهُ فِي اللَّهِ شَاهِداً وَ يَأْكُلُهُ غَائِباً إِنْ أُعْطِيَ حَسَدَهُ وَ إِنِ ابْتُلِيَ خَذَلَهُ.
و. از امام معصوم ع روایت شده که فرمودند:
خداوند عز و جل به حضرت عیسی ع فرمود: ای عیسی! زبانت در پنهان و آشکار زبانی واحد باشد و همچنین قلبت؛ خویش را برحذر بدار و آگاه بودن من کافی است! دو زبان در یک دهان سزاوار نباشد و دو شمشیر در غلافی واحد و دو قلب در سینهای واحد؛ و همچنین است اذهان.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص269؛ الكافي، ج2، ص343
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ رَفَعَهُ قَالَ:
قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ع: يَا عِيسَى لِيَكُنْ لِسَانُكَ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ لِسَاناً وَاحِداً وَ كَذَلِكَ قَلْبُكَ احْذَرْ نَفْسَكَ وَ كَفَى بِي خَبِيراً لَا يَصْلُحُ لِسَانَانِ فِي فَمٍ وَاحِدٍ وَ لَا سَيْفَانِ فِي غِمْدٍ وَاحِدٍ وَ لَا قَلْبَانِ فِي صَدْرٍ وَاحِدٍ وَ كَذَلِكَ الْأَذْهَانُ.
خود شیخ صدوق در کتاب خصال بابی گشوده با عنوان «ما جاء في ذي وجهين» و احادیث ذیل را نیز در کنار احادیث فوق برشمرده است:
ز. از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
از بدترین مردم نزد خداوند عز و جل روز قیامت کسی است که دورو باشد.
الخصال، ج1، ص3۸
أَخْبَرَنِي الْخَلِيلُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا ابْنُ مَنِيعٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ أَبِي صَالِحٍ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
إِنَّ مِنْ شَرِّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ذَا الْوَجْهَيْنِ.
ح. از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
کسی که در دنیا دورو باشد در روز قیامت دو زبان از آتش دارد.
الخصال، ج1، ص3۸
أَخْبَرَنِي الْخَلِيلُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ أَخْبَرَنَا ابْنُ مَنِيعٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ قَالَ حَدَّثَنَا شَرِيكٌ عَنِ الرُّكَيْنِ عَنْ نُعَيْمِ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
مَنْ كَانَ لَهُ وَجْهَانِ فِي الدُّنْيَا كَانَ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لِسَانَانِ مِنْ نَارٍ.
شیخ صدوق در کتاب دیگرش این حدیث را هم آورده است:
ط. از امام صادق ع از پدرانشان روایت شده که رسول الله ص فرمودند:
کسی که برادر مومنش را در پیش رویش مدح گوید و در پشت سرش غیبت کند آن عصمتی که بین آن دو است قطع میشود.
الأمالي( للصدوق)، ص581
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ أَبُو الْحُسَيْنِ الْكُوفِيُّ الْأَسَدِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ يَزِيدَ قَالَ حَدَّثَنِي حَفْصُ بْنُ غِيَاثٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
مَنْ مَدَحَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ فِي وَجْهِهِ وَ اغْتَابَهُ مِنْ وَرَائِهِ فَقَدِ انْقَطَعَ مَا بَيْنَهُمَا مِنَ الْعِصْمَةِ.
شهید ثانی در کنار احادیث فوق که از شیخ صدوق روایت کرده، این روایات را هم برشمرده است:
ی. از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
روز قیامت از بدترین مردم، کسی را مییابید که دورو است، نزد اینان حکایت آنان را میبرد و نزد آنان حکایت اینان را؛
ک. و در حدیث دیگری آمده: کسی که نزد اینان با یک رو میآید و نزد آنان با یک رو.
ل. و گفتهاند که در تورات نوشته شده است: امانت باطل شد در جایی که شخصی با همنشین خود با دو لب مختلف [مواجه] باشد.
م. و از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
مبغوضترین آفریدههای خداوند نزد او در روز قیامت دروغگویاناند، و کسانیاند که استکبار میورزند، و کسانی که بغض نسبت به برادرانشان را در سینههایشان انباشت میکنند ولی هنگامی که با آنان دیدار مینمایند خود را برای آنان خوب جلوه میدهند، و کسانی که وقتی به خدا و رسولش خوانده میشوند تنبلی میکنند و وقتی به شیطان و کار او فراخوانده میشوند سرعت عمل به خرج میدهند.
كشف الريبة، ص48-50
ی. وَ عَنِ النَّبِيِّ ص تَجِدُونَ مِنْ شَرِّ عِبَادِ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ذَا الْوَجْهَيْنِ الَّذِي يَأْتِي هَؤُلَاءِ بِحَدِيثِ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ بِحَدِيثِ هَؤُلَاءِ.
ک. وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ الَّذِي يَأْتِي هَؤُلَاءِ بِوَجْهٍ وَ هَؤُلَاءِ بِوَجْهٍ.
ل. وَ قِيلَ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ بَطَلَتِ الْأَمَانَةُ وَ الرَّجُلُ مَعَ صَاحِبِهِ بِشَفَتَيْنِ مُخْتَلِفَتَيْنِ.
م. وَ قَالَ ص: أَبْغَضُ خَلْقِ اللَّهِ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: الْكَذَّابُونَ، وَ الْمُسْتَكْبِرُونَ، وَ الَّذِينَ يُكْثِرُونَ الْبَغْضَاءَ لِإِخْوَانِهِمْ فِي صُدُورِهِمْ فَإِذَا لَقُوهُمْ تَخَلَّقُوا لَهُمْ، وَ الَّذِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ كَانُوا بُطَّاءً وَ إِذَا دُعُوا إِلَى الشَّيْطَانِ وَ أَمْرِهِ كَانُوا سُرَّاعاً.
در تاریخ ۸/۶/۱۴۰۴ حدیث زیر در تأیید مطلب فوق در منابع اهل سنت یافت شد:
۵) از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
مومن زیرک و بافطانت و حواسجمع و بااحتیاط است که درنگ می کند و دانای پرهیزکاری است که عجله نمیکند؛
و منافق عیبجو و طعنه زن و «حطمة» است؛ هنگام مواجهه با شبهه توقف نمیکند و از چیزی که حرام است خود را نگه نمی دارد همانند حاطب اللیل (=کسی که شبانه در صحرا هیزم جمع میکند) که برایش مهم نیست از کجا به دست میآورد و کجا هزینه میکند.
أمثال الحديث (لأبي الشيخ الأصبهاني)، ص305-306؛ كنز العمال، ج1، ص162۷؛ الكشف و البيان عن تفسير القرآن (ثعلبی)، ج10، ص287۸
حَدَّثَنِي أَبُو عَمْرٍو الْقَاضِي، حَدَّثَنِي أَبِي، ثَنَا أَبُو أَحْمَدَ الْهَمَذَانِيُّ، ثَنَا مُوسَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْعَمِّيُّ الْبَصْرِيُّ، ثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ عَمْرٍو النَّخَعِيُّ، عَنْ أَبَانَ بْنِ أَبِي عَيَّاشٍ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: الْمُؤْمِنُ كَيِّسٌ فَطِنٌ حَذِرٌ وَقَّافٌ، مُتَثَبِّتٌ [/ثبت لا يعجل] عَالِمٌ وَرِعٌ، لَا يَعْجَلُ؛
وَالْمُنَافِقُ هُمَزَةٌ لُمَزَةٌ حُطَمَةٌ، لَا يَقِفُ عِنْدَ شُبْهَةٍ، وَلَا يَنْزِعُ عَنْ كُلِّ ذِي مَحْرَمٍ [/ولا عند محرم] كَحَاطِبِ لَيْلٍ لَا يُبَالِي مِنْ أَيْنَ كَسَبَ وَ [لا] فِي مَا أَنْفَقَ.
۶) از امیرالمومنین ع روایت شده است که فرمودند:
مطلب خوب بگویید تا به آن شناخته شوید و کار خوب انجام دهید تا از اهل آن شوید و عجلهکنندگان ریاکار و شایعهپراکن نباشید؛ همانا خوبان شما کسانیاند که هنگامی که بدانان نگاه شود خداوند یاد شود و بدان شما کسانیاند که روانند در پی سخنچینی، بین دوستان تفرقه میاندازند و برای افراد بیخبر عیب میتراشند.
الكافي، ج2، ص225 و ص۳۶۹
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَصْبَهَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:
...۹ وَ قَالَ: قُولُوا الْخَيْرَ تُعْرَفُوا بِهِ وَ اعْمَلُوا الْخَيْرَ تَكُونُوا مِنْ أَهْلِهِ وَ لَا تَكُونُوا عُجُلًا [مُرَاءِين]۱۰ مَذَايِيعَ فَإِنَّ خِيَارَكُمُ الَّذِينَ إِذَا نُظِرَ إِلَيْهِمْ ذُكِرَ اللَّهُ وَ شِرَارُكُمُ الْمَشَّاءُونَ بِالنَّمِيمَةِ الْمُفَرِّقُونَ بَيْنَ الْأَحِبَّةِ الْمُبْتَغُونَ لِلْبُرَآءِ الْمَعَايِبَ.
قبلا (در جلسه ۴۷۷، حدیث۵ https://yekaye.ir/al-qalam-68-11/) حدیثی نبوی با همین مضمون۱۱ گذشت.۱۲
۷) از امام صادق ع با سندهای متعدد روایت شده که ۱۳ (و در برخی نقلها: ۱۶) گروه از امت جدم هستند که نه ما را دوست دارند و نه مردم را به دوستی ما تشویق میکنند و بغض ما را به دل دارند و تولای ما را ندارند و ما را خوار میدارند و خوار داشتن ما توسط مردم را تقویت میکنند که آنان دشمنان حقیقی ما هستند؛ برای آنان است آتش جهنم و عذاب سوزاننده.
راوی از امام ع میخواهد که آنها را توضیح دهد و امام ع یکی یکی توضیح میدهند که به نظر میرسد بسیاری از مطالبی که میفرمایند تعابیر استعاری و کنایهای است؛ تا به هفتمی میرسند که:
مردمان أقرع*، نمیبینی شخصی را که قرع* باشد مگر اینکه وی را شخصی مییابی عیبجو و طعنهزن و درصدد سخنچینی علیه ما ...
*پینوشت:
کلمات «أقرع» و «قرع» برای افراد کچل به کار میرود؛ و احتمال دارد تعبیری کنایهآمیز باشد برای کسانی که حتی ظواهر را هم حفظ نمیکنند. و البته در ادامه حضرت توضیح داده که مقصود چه کسانی است.
الخصال، ج2، ص506-507
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ وَ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ بُهْلُولٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ الضَّرِيرُ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع
قَالَ بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ وَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ نَاطَوَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ الزَّعْفَرَانِيُّ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُسْلِمُ بْنُ خَالِدٍ الزَّنْجِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع
قَالَ بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ وَ حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ سِنَانٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ مُسْلِمِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع
قَالُوا كُلُّهُمْ: ثَلَاثَةَ عَشَرَ - وَ قَالَ تَمِيمٌ: سِتَّةَ عَشَرَ - صِنْفاً مِنْ أُمَّةِ جَدِّي ص لَا يُحِبُّونَنَا وَ لَا يُحَبِّبُونَنَا إِلَى النَّاسِ وَ يُبْغِضُونَنَا وَ لَا يَتَوَلَّوْنَنَا وَ يَخْذُلُونَنَا وَ يَخْذُلُونَ النَّاسَ عَنَّا فَهُمْ أَعْدَاؤُنَا حَقّاً لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذابُ الْحَرِيقِ.
قَالَ قُلْتُ: بَيِّنْهُمْ لِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَقَاكَ اللَّهُ شَرَّهُمْ.
قَالَ: ...۱۳ وَ الْأَقْرَعُ مِنَ الرِّجَالِ فَلَا تَرَى رَجُلًا بِهِ قَرَعٌ إِلَّا وَجَدْتَهُ هَمَّازاً لَمَّازاً مَشَّاءً بِالنَّمِيمَةِ عَلَيْنَا ...۱۴
۸) برخی آیات قرآن صراحت دارد که برخی از امتها مسخ شدند و به میمون یا خوک تبدیل شدند (مائده/۶۰؛ بقره/۶۵؛ اعراف/۱۶۶). درباره اینکه مسخشدگان در مجموع (یعنی علاوه بر دو مورد فوق) چند دستهاند و علت مسخشدنشان چه بوده احادیث متعددی وارد شده است. از جمله، درباره شیخ صدوق در کتابهای مختلفش سه روایت را با سه سند مستقل از علی بن جعفر (عموی امام رضا ع) روایت کرده که همگی پشت سر هم در کتاب «مسائل علي بن جعفر و مستدركاتها» (ص33۳-236) آمده است. در همه اینها مسخشدگان ۱۳ صنف معرفی شدهاند که اسم ۱۲ مورد مشترک است که عبارتند از «فیل، خرس، عقرب، مارمولک، عنکبوت، کفتار، مارماهی، خفاش، میمون، خوک، زهره و سهیل». در حدیث اول و سوم کلمه «الدُّبّ» (خرگوش) آمده اما در حدیث دوم کلمه «الْقُنْفُذ» (جوجهتیغی).
همچنین شیخ صدوق با سند دیگری حدیثی از امام کاظم ع این مسخشدگان را ۱۲ صنف معرفی کرده که مثل دو حدیث اول و سوم خرگوش را دارد؛ ولی علاوه بر جوجهتیغی، عنکبوت را هم ندارد و به جای آن «زنبور» را آورده است.
اما در همه اینها «عقرب» مطرح است که وجه مسخ شدنش به این آیه مرتبط میباشد که به ترتیب تقدیم میشود:
الف. علی بن جعفر از معتب مولای امام صادق ع از امام صادق ع از پدرانشان از رسول الله ص روایت میکند که فرمودند:
اما عقرب، مردی «لذّاع» بود [ لذاع: کسی که اهل زخمزبان زدن است و با این کارش گویی افراد را آتش میزند و میسوزاند] که احدی از گزند زبان او سالم نمیماند و خداوند او را به صورت عقرب درآورد.
الخصال، ج2، ص494
حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ الْأَسْوَارِيُّ الْمُذَكِّرُ قَالَ حَدَّثَنَا مَكِّيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ سَعْدَوَيْهِ الْبَرْذَعِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ زَكَرِيَّا بْنُ يَحْيَى بْنِ عُبَيْدٍ الْعَطَّارُ بِدِمْيَاطٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَلَانِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأُوَيْسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُعَتِّبٍ مَوْلَى جَعْفَرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع
قَالَ: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص عَنِ الْمُسُوخِ.
فَقَالَ ص: هُمْ ثَلَاثَةَ عَشَرَ الْفِيلُ وَ الدُّبُّ وَ الْخِنْزِيرُ وَ الْقِرْدُ وَ الْجِرِّيثُ وَ الضَّبُّ وَ الْوَطْوَاطُ وَ الدُّعْمُوصُ وَ الْعَقْرَبُ وَ الْعَنْكَبُوتُ وَ الْأَرْنَبُ وَ سُهَيْلٌ وَ الزُّهَرَةُ.
فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا كَانَ سَبَبُ مَسْخِهِمْ؟
فَقَالَ: ...۱۵ وَ أَمَّا الْعَقْرَبُ فَكَانَ رَجُلًا لَذَّاعاً لَا يَسْلَمُ عَلَى لِسَانِهِ أَحَدٌ ...۱۶
ب. علی بن جعفر از برادرش امام کاظم از پدرشان امام صادق ع روایت میکند که فرمودند:
اما عقرب، مردی «هماز» [= عیبجو] بود که احدی از گزند زبان او سالم نمیماند و خداوند او را به صورت عقرب درآورد.
علل الشرائع، ج2، ص486
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْعَلَوِيُّ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع:
قَالَ: الْمُسُوخُ ثَلَاثَةَ عَشَرَ الْفِيلُ وَ الدُّبُّ وَ الْأَرْنَبُ وَ الْعَقْرَبُ وَ الضَّبُّ وَ الْعَنْكَبُوتُ وَ الدُّعْمُوصُ وَ الْجِرِّيُّ وَ الْوَطْوَاطُ وَ الْقِرْدُ وَ الْخِنْزِيرُ وَ الزُّهَرَةُ وَ سُهَيْلٌ.
قِيلَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا كَانَ سَبَبُ مَسْخِ هَؤُلَاءِ؟
قَالَ: ...۱۷ وَ أَمَّا الْعَقْرَبُ فَكَانَ رَجُلًا هَمَّازاً لَا يَسْلَمُ مِنْهُ أَحَدٌ ...۱۸
ج. علی بن جعفر از مغیره از امام صادق ع از امام باقر ع از امام سجاد ع روایت کرده است که فرمودند:
اما عقرب، مردی عیبجو بود که احدی از گزند زبان او سالم نمیماند و خداوند او را به صورت عقرب درآورد.
الخصال، ج2، ص493
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُغِيرَةَ عَنْ أَبِي عَبْد اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ:
الْمُسُوخُ مِنْ بَنِي آدَمَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ صِنْفاً مِنْهُمُ الْقِرَدَةُ وَ الْخَنَازِيرُ وَ الْخُفَّاشُ وَ الضَّبُّ وَ الدُّبُّ وَ الْفِيلُ وَ الدُّعْمُوصُ وَ الْجِرِّيثُ وَ الْعَقْرَبُ وَ سُهَيْلٌ وَ الْقُنْفُذُ وَ الزُّهَرَةُ وَ الْعَنْكَبُوتُ...۱۹ وَ أَمَّا الْعَقْرَبُ فَكَانَ رَجُلًا هَمَّازاً لَمَّازاً فَمَسَخَهُ اللَّهُ عَقْرَباً ...۲۰
د. از امام کاظم ع درباره مسخشدگان سوال شد.
فرمودند: آنها دوازده صنفاند و هریک علتی داشت ...
و اما عقرب شخصی بود که «نمّام» [= سخنچین] بود.
علل الشرائع، ج2، ص485-486
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلَّانٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمُسُوخِ؟
فَقَالَ: اثْنَيْ عَشَرَ صِنْفاً وَ لَهَا عِلَلٌ ...۲۱ وَ أَمَّا الْعَقْرَبُ فَإِنَّهُ كَانَ رَجُلًا نَمَّاماً ...۲۲
۹) در فرازی از دعایی که روایت شده که امام رضا ع در قنوتهای نمازشان میخواندند آمده است:
... خدایا، پس اقدام فرما، ای کسی که هرکس تو او را یاری کنی، به پیروزی میرسد؛ و هر که را تو تأیید نمایی، از طعنه زدن هیچ طعنهزنندهای نمیترسد...
مهج الدعوات و منهج العبادات، ص: 58
قنوت الإمام علي بن موسى الرضا ع
...۲۳ اللَّهُمَّ فَبَادِرِ الَّذِي مَنْ أَعَنْتَهُ بِهِ فَازَ وَ مَنْ أَيَّدْتَهُ لَمْ يَخَفْ لَمْزَ لَمَّازٍ ...۲۴
احادیث نبوی زیر هم در منابع اهل سنت آمده است:
۱۰) از ابن سمعود روایت شده که از پیامبر ص درباره علامات وقوع قیامت سوال کرد، یکی از فرازهایی که حضرت فرمود این بود که:
... زمانی که پلیسها و عیبجویان و عشوهگران و [طعنهزنندگان] زیاد شود...
البعث والنشور (للبيهقي)، ص97-98؛ ترتيب الأمالي الخميسية (للشجري)، ج2، ص372-373۲۵
أخبرنا أبو عبد الله الحافظُ، وأبو زكريا ابنُ أَبِي إِسحاقَ قالا: أخبرنا عبدُ البَاقِي بنُ قَانِع الحَافِظُ، حدثنا عبدُ الوَارِث بن إبراهيم العَسْكَرِيُّ، حدثنا سَيفُ بنُ مِسْكِين، حدثنا المُبَاركُ بن فَضَالَةَ، عن الحَسَن قال: قال عُتَيٌّ: «خَرجتُ في طَلبِ العِلمِ، فَقَدِمتُ الكُوفَةَ، فَإِذَا أَنَا بِعبدِ اللهِ بن مَسعُود، فَقلتُ: يا أبا عبد الرحمن، هَل للساعَةِ مِن عِلمٍ تُعْرَفُ بِه؟
قال: سَألتُ رسولَ اللهِ ص عن ذلك، فقال...۲۶:
الف. وتَكْثُرُ الشُّرَطُ، والغَمَّازُون والهَمَّازُون. (نقل البعث و النشور)
ب. يَا ابْنَ مَسْعُودٍ ، إِنَّ مِنْ أَعْلَامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا ، الشُّرَطُ وَالْهَمَّازُونَ وَالْغَمَّازُونَ وَاللَّمَّازُونَ (نقل ترتیب الامالی)
۱۱) از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
عیبجویان و طعنهزنندگان و کسانی که برای سخنچینی راه میافتند و کسانی که برای افراد بیخبر عیب میتراشند، خداوند آنان را به چهره سگها محشور میگرداند.
الجامع (ابن وهب)، ص534؛ التوبيخ والتنبيه لأبي الشيخ الأصبهاني، ص97۲۷
وَأَخْبَرَنِي مُعَاوِيَةُ بْنُ صَالِحٍ، عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ الْحَارِثِ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ عليه السلام ، قَالَ:
الْهَمَّازُونَ، وَاللَّمَّازُونَ، وَالْمَشَّاءُونَ بِالنَّمِيمَةِ، وَالْمُحِبُّونَ لِلْبَرَاءِ الْعَيْبَ، يَحْشُرُهُمُ اللَّهُ فِي وُجُوهِ الْكِلَابِ.
۱۲) از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
من کسانی را میشناسم که چنان بر سینههایشان صربت میزنند که اهل جهنم آن را میشنوند.
سوال شد: آنان چه کسانیاند ای رسول الله ص!
فرمودند: آنان همارون و لمّازون (عیبجویان و طعنهزنندگان) هستند.
پرسیدند: همازون چهکسانیاند؟
فرمودند: کسانی که دنیال عیوب مسلمانان میگردند و امور پنهان آنان را آشکار میکنند و دست به افشاگری خصلتهای ناپسندی در آنان میزنند که در آنها وجود ندارد.
التوبيخ والتنبيه لأبي الشيخ الأصبهاني، ص64
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سَهْلٍ، نَا سَلَمَةُ، نَا حَفْصُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، قَاضِي نَيْسَابُورَ، ثَنَا أَبُو بَكْرٍ الْهُذَلِيُّ، عَنْ خَالِدٍ يَعْنِي الرَّبَعِيَّ،
أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ: «إِنِّي لَأَعْرِفُ قَوْمًا يَضْرِبُونَ صُدُورَهُمْ ضَرْبًا يَسْمَعُهُ أَهْلُ النَّارِ».
قِيلَ: مَنْ هُمْ يَا نَبِيَّ اللَّهِ؟
قَالَ: «هُمُ الْهَمَّازُونَ وَاللَّمَّازُونَ».
قِيلَ: مَنْ هُمُ الْهَمَّازُونَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟
قَالَ: «الَّذِينَ يَلْتَمِسُونَ عَوْرَاتِ الْمُسْلِمِينَ، وَيَكْشِفُونَ سُتُورَهُمْ، وَيُفْشُونَ عَلَيْهِمْ مِنَ الْفَوَاحِشِ مَا لَيْسَ فِيهِمْ».
۱۳) از معاذ بن جبل روایت شده که یکبار از پیامبر ص درباره آیه «يوم ينفخ في الصور فتأتون افواجا» سوال میکند و حضرت شروع می کنند این فوجها را یکییکی برمیشمرند تا بدینجا میرسند که میگوید:
گفتم: یا رسول الله ص! آن صنفی که بر صورت خویش محشور میشوند چه کسانیاند؟
فرمودند: آنان صورتگران و عیبجویان و طعنهزنندگان و خبرچینان از این امتاند.
تاريخ دمشق لابن عساكر، ج32، ص383-385
عبد الله بن محمد النشار أبو احمد روى عن هشام بن عمار روى عنه محمد بن عيسى الرازي ومحمد بن علي بن الحسن العطوفي أخبرنا أبو الفتح نصر الله بن محمد الشافعي نا نصر بن إبراهيم لفظا أنا أبو القاسم عبد الوهاب بن محمد العمري قراءة عليه نا أبو الحسن علي بن احمد بن غسان نا أبو بكر احمد بن الفضل بن جعفر الرامهرمزي نا أبو بكر الجيان نا محمد بن عيسى بن عيسى الرازي بالعقيق حدثني أبو احمد عبد الله بن محمد حدثني هشام بن عمار نا الوليد بن مسلم عن ثور بن يزيد عن خالد بن معدان عن معاذ بن جبل قال:
كنت مع رسول الله ص في منزل أيوب الأنصاري قال فتلا رسول الله ص الآية " يوم ينفخ في الصور فتأتون افواجا " فرأيت رسول الله ص قد تغرغرت يعني عينيه فقلت يا رسول الله ما تفسير هذه الآية " يوم ينفخ في الصور فتأتون أفواجا " فبكى حتى غشي عليه ثم افاق فإذا هو ينتفض ويفيض عرقا ثم قلت يا رسول الله ما قوله " فتأتون أفواجا) قال يا معاذ لقد سألتني عن أمر عظيم وبكى ...
تاريخ دمشق لابن عساكر، ج32، ص385
قلت: يا رسول الله ص فما الصنف الذين يحشرون على وجوههم؟
قال: أولئك المصورون والهمازون واللمازون والسعاة من هذه الأمة ...
حدیث زیر از احادیث تأویلی است که سند و گویندهاش معلوم نیست و در کانال گذاشته نشد.
۱۴) ذیل آیه «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ» روایت شده است*:
فرمود: او همان اولی است، روزی که امیرالمومنین صلوات الله علیه را برپا داشتند با چشم و ابرو اشارهای کرد و به رسول الله ص هم استهزایی نمود.
کتاب القراءات (للسياري)، ص۱۹۲.
... «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ» قال: هو الأول، همز إلی الثانی یوم أقیم أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه و آله «و هزأ» برسول الله صلی الله علیه و آله.
* پینوشت:
حدیث قبل که به عنوان آخرین حدیث مربوط به سوره عصر است چنین است:
أبومعلی عن یحیی الصائغ قال: قال ابوعبدالله علیه السلام: «أحب الأسماءإلی الله عز و جل: یا کریم»
و سپس در هامش کتاب عبارتی بوده به این صورت: «سورة الهمزة و آخران من بعدها» که ظاهرا مصحح کتاب آن را به صورت تیتر صفحه با عبارت «سورة الهمزة و الفیل و لإیلاف» ثبت کرده و سپس در ابتدای این حدیث سه نقطه گذاشته شده و توضیحی هم نداده است؛ احتمال میرود که این حدیث ادامه حدیث قبل باشد که با سه نقطه نشان داده که این مربوط به سوره جدید است؛ و آنچه بیشتر جای تعجب دارد این است که حدیث فوق ارتباطی با سوره قبل ندارد. لذا یک احتمال این است که سیاری این را به عنوان ادامه حدیث فوق نوشته، و مصحح کتاب آن فراز را به سوره قبل نسبت داده و سپس در ابتدای این حدیث، چون دیگر سند و گویندهای ندارد سه نقطه گذاشته است.