📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ أَنَّ عَذابي هُوَ الْعَذابُ الْأَليمُ»
خبر مهمی که خداوند بر ابلاغ آن به مردم تاکید داشت، (جلسه 288، تدبر3) دو بند داشت؛ یکی اینکه خداوند غفور و رحیم است و دوم با همان اندازه تاکیدات («أنّ» + جمله اسمیه + ضمیر فصل (هو) + «الـ» بر روی خبر + توصیف عذاب به «الالیم: دردناک») اصرار دارد که خبر بده که عذاب خدا هم حقیقتا عذابی دردناک است.
درواقع، همان طور که در بند قبلی میخواست بگوید هیچکس نمیتواند بر این مغفرت من حد و حدودی بزند و جز به مشیت خودم به هیچ چیزی محدود نمیشود، در مورد عذاب خدا هم همین طور؛ یعنی هیچکس نمیتواند به بهانه رحمت خدا ویا هر چیز دیگری، خود را از عذاب خدا ایمن بشمرد (المیزان، ج12، ص180)
2) «نَبِّئْ عِبادي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحيمُ؛ وَ أَنَّ عَذابي هُوَ الْعَذابُ الْأَليمُ»
در آیات قبل، خداوند انسانها را در دو دسته گنجاند: تابعان شیطان، که جهنمیاند؛ و تقویپیشگان، که بهشتیاند.
در این دو آیه، به پیامبر دستور میدهد که این خبر مهم را به مردم بدهد که هم مغفرت و رحمت خدا بیحد و اندازه است و هم عذاب خداوند کاملا جدی و البته بشدت دردناک.
یعنی در هر صورت کسی و چیزی از مشیت خدا خارج نیست و انسان باید بین خوف و رجا بماند: با چنان رحمتی جای ناامیدی نیست و با جدی بودن جهنم، جای آسودگی نیست. (المیزان، ج12، ص180)
به قول محتشم کاشانی:
به صد ثواب ازو گر چه ایمنی غلط است
به صد هزار خطا ناامیدیست خطا
http://ganjoor.net/mohtasham/divan-moh/ghaside-moh/sh3/
یعنی، از طرفی به قول قاآنی:
با اینهمه گناه نیم ناامید ازو
خواهم سیاهنامهی خود را سپید ازو۱
http://ganjoor.net/ghaani/tarkibgh/sh4/
و از طرف دیگر، به قول حافظ:
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh276/
3) «وَ أَنَّ عَذابي هُوَ الْعَذابُ الْأَليمُ»
عذاب خدا واقعا ألیم و دردناک است؛ این آیه بخوبی نشان میدهد توجیهات برخی افراد که میکوشند به بهانه رحمت عذاب جهنم را انکار کنند و عذاب را از به معنای «عذب و گوارا» توجیه نمایند، ناموجه است.
شبهه1
خداوند با وجود رحمت گستردهاش، آیا واقعا برخی را عذاب میکند؟
پاسخ:
خدا به انسان اختیار داده، و اختیار معنی ندارد مگر اینکه انسان بتواند کار بد هم انجام دهد.
باطن کار بد، شقاوت و بدبختی است؛ در واقع، عذابهای اخروی، همگی آشکار شدن باطن کارهای بد انسانهاست در روز قیامت؛ و معنی ندارد کسی کاری را انجام دهد، بعد انتظار داشته باشد که خداوند او را با باطن کار خویش مواجه نسازد.
تمثیل
عبور بیاحتیاط یک عابر از یک اتوبان پر تردد حتما منجر به تصادف وی میشود. اگر به شخصی تذکر داده شد ولی اعتنا نکرد و به خاطر یک لحظه غفلت، یک عمر فلج شد، ربطی ندارد به اینکه خدا رحمت دارد یا ندارد!
شبهه2
اگر عذابها باطن کار ماست، بخشش و رحمت خدا چگونه ممکن است؟
پاسخ
اراده و مشیت خداوند فوق هر چیزی است. خاصیت آتش سوزانندگی است، اما این سوزانندگی را هم خدا به آتش داده، و اگر نخواهد، نمیسوزاند؛ چنانکه بر ابراهیم ع سرد شد. قیامت هم همینطور. خاصیت هر چیزی را خدا در او قرار داده، و به ما هم خبر داده که اگر گناه کنید طبیعی است که بسوزید و به عذاب دردناک مبتلا شوید. در عین حال، به ما خبر داده که مشیت خدا فوق هر چیزی است و اگر گناه کردید، فکر نکنیم که دیگر چارهای نمانده. اگر واقعا به آغوش خدا برگردیم، خدایی که آتش را بر حضرت ابراهیم، سرد و سلامت کرد، با ما هم میتواند چنین کند.
4) «وَ أَنَّ عَذابي هُوَ الْعَذابُ الْأَليمُ»
آمدن «الـ» بر روی خبر دلالت بر حصر دارد؛ و آمدن ضمیر فصل (هو) این انحصار را موکد میسازد: یعنی فقط عذاب من است که عذاب الیم است؛
ظاهرا میخواهد بفرماید اگر شدت عذاب مرا بدانید دیگر هیچ سختی و عذابی را دردناک نمیشمرید؛
به قول امیرالمومنین ع در دعای کمیل: «هذا ما لا تقوم له السماوات و الارض فکیف بی؟ این چیزی است که آسمانها و زمین تحملش نتوانند کرد، آن وقت من چه کنم؟»