📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ»
ابلیس بعد از اینکه مهلتی که میخواست از خدا گرفت، برنامهاش را در دو بند اعلام کرد: زینت دادن آنچه در زمین است (تا انسان دلبسته زمین شود و از آسمانی بودن خویش غافل گردد) و اغواگری. در سوره ص که آیاتش بسیار شبیه اینجاست، برنامهاش را فقط «لأغوینهم أجمعین» (ص/82؛ جلسه 141) اعلام کرد و این نشان می دهد برنامه اصلی او همان اغواگری است؛ و زینت دادن آنچه در زمین است، نه کاری مستقل، بلکه مهمترین راهکار وی در اغواگری میباشد؛ خصوصا اگر توجه شود که معنای دقیق اغواگری آن است که شخص را چنان سردرگم کنند که توان تشخیص حقیقت را نداشته باشد و مسیر شر و فساد را در پیش گیرد.
جالب اینجاست که این اقدام خود را هم اینچنین توجیه کرد که با خدا مقابله به مثل میکند: چون خدا با دستور سجده به آدم، او را اغوا کرده، او هم در نتیجه انسانها را اغوا میکند!
2) «قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني لَأُزَيِّنَنَّ ...»
شیطان میخواهد انسانها را اغوا کند، در عین حال شروع سخن خود را با «ربِ: پروردگارم» قرار میدهد. این نشان میدهد که:
الف. او میداند که حتی اغواگری وی – همانند هر فعل دیگری که هر مخلوقی انجام دهد – خارج از حیطه ربوبیت خدا نیست، و مشیت خداوند بر همه چیز حاکم است.۱
ب. در عین حال، باز ایمان ندارد.
ج. در عین حال، باز دست از مخالفت با خدا برنمیدارد.
د. در عین حال، افتخار میکند به اینکه خلاف دستورات خدا انجام دهد و مردم را از راه خدا باز دارد. (تاییدی بر تدبر1 در جلسه276)
ه. ...
3) «رَبِّ ... أَغْوَيْتَني...»
ابلیس دچار تکبر بود و به آدم حسادت ورزید و به این دو جهت بود که خود را از آدم برتر دید و بر او سجده نکرد؛ اما وقتی خدا او را لعنت کرد و از درگاه خویش راند، نه خود، بلکه پروردگار خود را مقصر شمرد و گفت «پروردگارم، ... مرا اغوا کردی ...»
ثمره اخلاقی
کسی که مبتلا به خودبزرگبینی شود، هیچگاه خود را مقصر نمیبیند؛ و بالاخره کسی را پیدا میکند (اگر هیچکس نبود، خود خدا را) که ریشه گناه خود را تقصیر او بیندازد.
4) «رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني ... لَأُغْوِيَنَّهُمْ ...»
حتی شیطان هم وقتی میخواهد شیطنت خویش را (که همان اغواگری است) انجام دهد، اول میکوشد کار خود را توجیه کند، حتی در مقابل خدا؛ و جالب اینجاست که برای این توجیهگری از اطلاعات خداشناسی خود کمک میگیرد: خدا پروردگار همه چیز، از جمله پروردگار من است؛ پس اگر من اغوا شدم، به ربوبیت او بوده؛ پس حال که او با ربوبیتش مرا اغوا کرد، من هم حق دارم دیگران را اغوا کنم.
اما توجیه وی باطل است؛ زیرا اقتضای همین ربوبیت خدا این بوده که او را به صورت موجودی مختار بیافریند؛ و ربوبیت خدا زمانی سلب مسئولیت میکند که به او اختیار نمیداد. (و اینکه «چرا خدا چنین اجازهای به او داد»، در جلسه141، تدبر5 توضیح داده شد)
ثمره اخلاقی
شیطان میداند که خدا رب اوست، در عین حال، این علمش نهتنها مایه ارتقای او نشد، بلکه دستاویز سوءاستفادههای بعدی هم او شد.
خدا رحمت کند امام عزیزمان را که میفرمود:
«اگر تهذیب در کار نباشد، علم توحید هم به درد نمیخورد. «الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الْاکْبَرْ» هرچه انباشتهتر بشود علم، حتی توحید که بالاترین علم است، انباشته بشود در مغز انسان و قلب انسان، انسان را اگر مُهذَّب نباشد، از خدای تبارک و تعالی دورتر میکند.» (صحیفه امام خمینی، ج13، ص420)
http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=13&page=420
5) «لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ»
مهمترین ترفند شیطان برای اغوای انسانها، زینت دادن «در زمین» است تا انسانها از حقیقت آسمانی خویش غافل گردند (تدبر1). کلمه «زینت» در جایی به کار میرود که چیزی به وسیله چیز دیگر زیبا نشان داده شود. (توضیح در «نکات ترجمه»)
در این عبارت مخاطب این تزیین (= انسانها) و محل این تزیین (در زمین) را بیان کرد؛ اما زینت دادنِ «چه چیزی» و «به وسیله چه چیزی»؟
الف. چه چیزی را؟ فعل «اُزَیِّنَ» چون متعدی است نیاز به مفعول دارد که مفعولش در اینجا محذوف است؛ برخی گفتهاند آن مفعول محذوف کلمه «باطل» است (باطل را برایشان در زمین زینت میدهم) (مجمع البيان، ج6، ص519) ویا کلمه «معاصی» است (الکشاف، ج2، ص578) اما میتوان کلمات دیگری هم در تقدیر گرفت مثلا: «دنیا» ، «باقی ماندن و زندگی در زمین» و «آنچه در زمین است»؛ و بلکه «همه چیزها [اشیاء] و همه کارها [امور]» که بتواند انسان را به زمین مشغول، و از آسمان غافل کند، میتواند مصداق آن باشد.
ب. به وسیله چه چیزی؟ چون شیطان، شیطان است خود را در رسیدن به هدف، مقید به هیچ قاعده اخلاقی نمیبیند؛ پس علیالقاعده از هر وسیلهای که بتواند او را به مقصودش برساند، استفاده میکند.
نکتهای برای تامل بیشتر
راستی! آیا دقت کردهاید که در دوره مدرن، «هنر»ها چه اندازه با ترویج بیدینی و بیاخلاقی گره خوردهاند؟! مثلا «سینما» که بنوعی جامع بسیاری از هنرهای گوناگون است، آیا در مقیاس جهانی، اولویت اصلی این هنر، دور کردن انسان از واقعیت (جولانگاه عقل) و بردن در فضای مَجاز و خیال (غلبه وهم) و سیطره دادن فضای شهوت و غضب (سکس و خشونت) نیست؟!
6) «لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ»
این آیه از مواردی است که بخوبی نشان میدهد کلمه «زمین» (و در نتیجه مقابل آن، یعنی آسمان) در قرآن کریم، همواره به معنای زمین فیزیکی (در مقابل آسمان فیزیکی) نیست؛ و تعبیر زمین به معنای کل دنیا در برابر عوالم مافوق است: ابلیس که گفت : در زمین زینت میدهم و همه را اغوا میکنم، قطعا منظورش این نبود که اگر کسی با سفینه مثلا به ماه برود از زینتگری و اغوای ابلیس در امان خواهد بود! ۲
7) «قالَ رَبِّ ... لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ»
شیطان با تاکیدات آنچنانی بر اغوا کردن همگان تاکید کرد و فقط (در آیه بعد) بندگان مخلَص (یعنی معصومین) را استثناء کرد. از همین استثناء هم معلوم میشود که منظورش صرفا انجام عملیات اغوا کردن (صرف نظر از اینکه اثر کند یا نه) نیست (چون موارد متعددی داریم که حتی سراغ پیامبران هم رفته) بلکه منظورش اثر کردن این اغوا و فریب خوردن همگان – غیر از مخلَصین – است.
آیا واقعا راست میگوید؟ و آیا میتوان گفت که همگان – غیر از مخلَصان- لااقل تا حدودی سر در گم میشوند؟
آیه 42 همین سوره به صراحت بطلان این سخن را نشان میدهد و معلوم میشود که این صرفا یک گمان و آرزویی از جانب ابلیس بوده، هرچند با توجه به آیات دیگر (مثلاَ سبأ/20) و برخی روایات (مثلا خطبه قاصعه، همین جلسه، حدیث1) برخی از افراد کاری میکنند گمان ابلیس در مورد آنها درست از کار درآید. (انشاءالله توضیح بیشتر در تدبرهای همان آیه خواهد آمد.)