📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ»
این آیه بیان و توضیح عبارت آیه قبل « فَإِنَّكَ رَجيمٌ: تو راندهشدهای» است. (المیزان، ج14، ص156) در نتیجه رانده شدن شیطان، صرفا یک امر اعتباری و تشریفاتی ویا جابجایی مکانی نبود، بلکه دور و محروم شدن همیشگی از رحمت خدا بود.
2) «وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ»
«الـ» در «اللَّعْنَةَ» الف و لام جنس است؛ یعنی مطلقِ لعنت (همه لعنتها) بر شیطان. اما چرا همه لعنتها بر اوست؟
الف. آنچه موجب لعن است، گناه و معصیت است؛ و هیچ گناهی نیست مگر اینکه شیطان با اغواگری و وسوسهاش در ایجاد آن نقش دارد؛ پس او در هر گناهی سهیم است و همه لعنتها هم نصیب او میشود. (المیزان، ج14، ص156)
ب. ابلیس اولین کسی است که گناه کرد و باب گناه را باز کرد؛ و کسی که باب کاری را باز کند در تمام عایدات آن سهیم است. (المیزان، ج14، ص156)
ج. اینکه هر لعنتی بر اوست، بویژه که تعبیر «تا روز قیامت» هم بدان ضمیمه شده، نشان میدهد که شیطان هیچگاه توبه نخواهد کرد و ایمان نخواهد آورد. (مجمعالبیان، ج6، ص517)
د. لعنت دوری از رحمت است. با این تعبیر به ما تذکر میدهد که هیچگونه امید خوبیای از شیطان نداشته باشید.
ثمره تخصصی فلسفه اخلاق
اگر هیچ امید خوبیای به شیطان نمیتوان داشت، پس با هیچ کار بدی نمیتوان به سمت خوبی حرکت کرد؛ اصطلاحاً: هدف وسیله را توجیه نمیکند.
ه. ...
3) «وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ»
چرا ملعون بودن شیطان را مقید کرد به «روز جزا»؟ و چرا ممکن نیست بدین معنا باشد که شیطان بعد از قیامت مورد رحمت قرار میگیرد؟
الف. علت مقید شدنش این است که لعن، وبال و ثمره معصیت است؛ معصیت کردن فقط تا روز قیامت ممکن است، پس لعن هم به همین محدوده مربوط میشود. (المیزان، ج14، ص156)
ب. خود تعبیر «یوم الدین: روز داوری و جزا» نشان میدهد که تا آن موقع، وی فقط مورد طرد از رحمت است، اما در قیامت، جزای اعمالش داده میشود. (مجمعالبیان، ج6، ص517؛ المیزان، ج14، ص156)
ج. در آیات دیگری به جاودانه در جهنم بودن شیطان تصریح شده است (مثلا: حشر/16؛ شعراء/91-95)
د. آخرت نسبت به دنیا، حکم باطن نسبت به ظاهر را دارد. بسیاری از مطالب که گفته میشود «تا قیامت» بدین جهت است که تاکید کنند که این واقعیت مخفی از دیدگان شماست که در آن عرصه دیگر برای همه آشکار میشود. شبیه حدیث ثقلین که پیامبر فرمود «آن دو [کتاب خدا و اهل بیتم] از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند؛ و واضح است که معنایش این نیست که از آن به بعد از هم جدا میشوند.
ه. ...
4) «وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ»
شیطان خود را برتر دانست و دچار خودبزرگبینی شد، از درگاه خدا کاملا طرد شد.
اگر توجه کنیم که:
اولا میزان نزدیکی و دوری از خداوند است که بزرگی و کوچکی حقیقی افراد را نشان میدهد؛
و ثانیا مطلقِ لعنت (همه لعنتها) برای شیطان است (تدبر2)؛
نتیجه میشود که:
الف. شیطان – علیرغم همه قدرتهای عجیب و غریبی که خداوند برای اغوای انسان به او داده (توضیح در جلسه235، حدیث1) حقیرترین موجود عالم است.
ب. خودبزرگبینی نه تنها مایه بزرگی شخص نمیشود؛ بلکه حقارت شدید او را در پی خواهد داشت.
ج. ...
5) «وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ»
به لحاظ نحوی، «اللعنة» اسم إنّ، و «علیک» خبر إن است که در حالت عادی باید به همین ترتیب میآمد؛ اما اکنون آنچه باید مقدم میبود (اللعنة)، عقبتر آمده و بنا بر قاعده نحوی (تقدیم ما حقه التاخیر یفید الحصر)، این جابجایی دلالت بر «انحصار» میکند؛ یعنی: تا روز قیامت، فقط بر تو لعنت.
یعنی ابلیس نهتنها مورد لعنت قرار گرفته، بلکه جز لعنت و دوری از رحمت خداوند هیچ سهمی در عالم ندارد.