1) «وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيي وَ نُميتُ وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ»
در آیات قبل به بیان نعمتهای مختلفی پرداخت که خداوند آفریده است. این آیه به نوعی جمعبندی آن آیات است؛ در آیات قبلی، از تدبیر آسمانها و گسترش زمین و قرار گرفتن کوهها و رویش هر چیز متوازن و قرار دادن اسباب معیشت سخن گفت تا وزش بادها و بارش باران و ...؛ و در این آیه، علاوه بر تمام این تدبیرها، بیان کرد که حیات و مرگ [آغاز و انجام] هر چیزی هم به دست خداست؛ گویی خداوند متعال میفرماید تدبیر امر شما به دست ماست و ما بر شما احاطه داریم و شما را که نبودید زنده میکنیم و نهایتا هم شما را میمیرانیم و بعد از شما همه فقط ما هستیم و همه چیز به ما برمیگردد. (المیزان، ج14، ص575)
2) «وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيي وَ نُميتُ وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ»
چرا تعبیر «ما زنده میکنیم و میمیرانیم» را حداقل با شش تاکید در کلام بیان کرد (إنّ + جمله اسمیه + لـ + جمله اسمیه در خبر إنّ + «نا» + «نحن» (توضیح در «نکات ترجمه»)؟
الف. از این جهت که گاه گمان میشود که برخی از مرگ و زندگیها به دست خدا نیست (المیزان، ج14، ص) [یعنی گاه صرف عوامل طبیعی را عامل حیات یا مرگ تلقی میکنیم و فراموش میکنیم که حقیقت مرگ و حیات دست خداست]
ب. چون در میان نعمتهای خدا، خود زندگی و مرگ دو نعمت عظیم است که اینکه این دو به دست خداست، بسیار مورد غفلت قرار میگیرد.
ج. ...
3) «نَحْنُ الْوارِثُونَ»
اگر وارث بودن خدا را جدی بگیریم، شناختمان از خود تغییر میکند.
نکته تخصصی انسانشناسی
انسان، زمانی برای چیزی ارزش قائل میشود و به حفظ و نگهداری آن اهتمام میورزد، که آن چیز واقعا از آنِ خود وی باشد؛ نه چیزی که برای بهرهبرداری موقتی در اختیار او قرار گرفته است. مثلا هر انسانی عموما بیشتر دلنگران حفظ منزل خود و تعمیرات آن است تا دلنگران حفظ مسافرخانهای که از آنِ او نیست و تنها یک شب برای اقامت در اختیار او قرار گرفته است.
اگر این ضابطه را جدی بگیریم، آنگاه در اینکه چه چیزی واقعا دارایی ماست و چه چیزی دارایی ما نیست، تجدید نظر میکنیم. کسی که مرگ را جدی بگیرد، میفهمد که حقیقتا نهتنها مالک واقعی خانه و اتومبیل و سایر وسایل زندگیِ خود نیست (زیرا اینها به طور موقت در اختیار اویند و با مرگ همه را از او میستانند) بلکه حتی مالک واقعی گوش و چشم و ... نیست و ما تنها و تنها مالک اندیشههایی که در ما رسوخ کرده (باور قبلی، ایمان)، و نیز اعمال و کارهایمان هستیم که تا قیامت همراه ما خواهند بود.
این آیه هشدار میدهد که خداوند وارث همه چیزهای عالم است، و از جمله، وارث همه چیزهایی است که شما از آنِ خود میدانستید؛ اینها همه مال خداست، و شما همه را میگذارید و میروید.
پس دلتان مشغول اینها نشود و دلمشغولیتان تنها و تنها باورهایی باشد، که قرار است با آن زندگی کنید، و نیز اعمال و رفتاری، که تنها چیزی است که واقعا مالکش هستید و تا ابد برایتان میماند.
بیهوده نیست که در منطق دین، همه چیز انسان، در گروی «ایمان» و «عمل صالح» است.
4) «وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيي وَ نُميتُ وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ»
این آیات مقدمه آیات آفرینش انسان است؛ و از این جهت شبیه آیات سوره بقره و سوره اعراف است که در اولی قبل از ورود در بحث خلقت انسان (بقره/28)، و در دومی بعد از آن (اعراف/25) به اینکه مراحل زندگی و مرگ انسان که در دست خداست، اشاره شد. با این تفاوت که در آنجا، تاکید کلام به گونهای بود که توجه انسان به خود این مراحل و جدی گرفتن این مراحل در انسانشناسی جلب میشد (توضیح: در جلسه245، تدبر2)، اما در این آیات بر این تاکید شده که این خداوند است که زنده کردن و میراندن (و در آیات بعد: زنده کردن مجدد) را انجام میدهد.
به نظر شما تفاوت این دو تاکید به چه دلیل است؟
این سوال را در گوشه ذهن خود نگهداریم؛ شاید با بررسی آیات مربوطه، و مقایسه آن با دو دسته آیات قبل (یعنی آیات سوره بقره و سوره اعراف) بهتر بتوان به این سوال پاسخ داد.