📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
توجه
درباره فرستادن بادها و بارش باران در جلسه 173 (فاطر/9) و جلسه 203 (فرقان/48) احادیث و تدبرهایی گذشت که تاحدودی میتوان برخی از آنها را در مورد این آیه هم بیان کرد که در اینجا آن موارد تکرار نمیشود (بویژه توصیه میشود احادیث جلسه203 را مجددا ملاحظه فرمایید)
1) «وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنينَ»
در آیه قبل فرمود که هر چیزی که ما با آن مواجه شویم، خزائنی نزد خدا دارد و در این آیه میفرماید که خداوند که بادها را لقاحکننده فرستاد؛ در نتیجه از آسمان آبی نازل کرد و درنتیجه ما را با آن سیراب کرد درحالی که ما خزانهدار آن نبودهایم.
ظاهرا این تعبیر میخواهد به ما گوشزد کند که همه امور را قبل از اینکه شما پای در این کره خاکی بگذارید برای زندگی شما مهیا کردیم، در حالی که خودتان نهتنها هیچ نقشی در اینها نداشتهاید، بلکه از مقدمات و پشت پردههای آن در عوالم بالاتر هم بیخبرید. به تعبیر دیگر، شاید میخواهد بگوید:
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری (سعدی)
http://ganjoor.net/saadi/golestan/dibache/
2) «وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً...»
چرا کلمه «لواقح» را آورد و صرفاً از فرستادن باد و نزول باران سخن نگفت؟
الف. قرآن کریم اگر چه در مواردی صرفا دو تعبیر «فرستادن باد» و «نزول باران» کنار هم آورده (فرقان/48)؛ اما هرجا که در بین این دو، از «ابرها» سخن گفته، با آوردن حرف «فـ : پس»، بارش ابر را نتیجهی فرستادن باد دانسته است (اعراف/57؛ روم/48؛ فاطر/9). شاید این آیه در مقام بیان چگونگی این رابطه است که امروزه علم کشف کرده: یعنی اینکه اساساً "برای بارش ابرها، صرف «وجود بخار آب در هوا» و «رسيدن هواى جوّ به حالت اشباع»، كافى نیست، يك عمل يا شرط سوم نيز ضرورت دارد: «بارور شدن» (Stimulation Germination): بخار آب ممكن است با وجود رسيدن به حالت اشباع تقطير نشود و وقتى تقطير شد، دانهها آنقدر ريز و معلق در هوا بمانند كه سقوط نكنند و باران نبارد، مگر آنكه با ذرات نامرئى نمك كه به وسيله باد از روى درياها آورده شده است، نطفههاى جذب و آماس كنندهاى تشكيل شود. و يا ... قطرات ريز اوليه باران در اثر اختلاط و تلاطم و تصادم بادها به هم بپيوندد تا رفته رفته درشت شده در اثر وزن نسبتاً زياد خود از خلال تودههاى ابر ساقط گردد...خلاصه آن كه تشكيل و تقويت ابر و مخصوصاً نزول باران يا برف بدون عمل لقاح كه با دخالت و تحريك باد صورت مىگيرد، عملى نمىشود." (بازرگان، باد و باران در قرآن، ص59 و 126)
ب. آب، و بارش باران از عوامل مهم حفظ حیات در زمین است، اما بدون باد، کار ناتمام است: در حیوانات آبستن شدن نیازمند کمک عامل خارجی نیست؛ اما در گیاهان، اگر گردهها از پرچم به مادگی منتقل نشود، گیاه جدیدی پدید نمیآمد و اگرچه در معدودی از گیاهان حشرات ویا انسان این کار را عهدهدار میشوند؛ اما این باد است که در طبیعت به نحو عمومی این انتقال را انجام میدهد. در واقع باد باید چنین انتقالی را انجام دهد تا اینکه بارش باران، حیات را در پی داشته باشد.
ج. برای اینکه به حقیقتی کلی در عالم اشاره کند و آن پیوند دهندگی امور برای پیدایش امور جدید است که این یک از واقعیاتی است که مورد تاکید در عرصه خداشناسی است. اینکه در عالم مخلوقات هر چیزی زوج و مقابلی دارد غیر از خداوند و هر چیزی که بخواهد پدید آید باید اموری دست به دست هم دهند. (امیرالمومنین ع: بِمُضَادَّتِهِ بَيْنَ الْأَشْيَاءِ عُرِفَ أَنْ لَا ضِدَّ لَهُ وَ بِمُقَارَنَتِهِ بَيْنَ الْأَشْيَاءِ عُرِفَ أَنْ لَا قَرِينَ لَهُ: با ضدیتی که بین اشیا انداخت فهمیده میشود که هیچ ضدی ندارد؛ و با قرین همدیگر نمودن اشیاء، فهمیده میشود که هیچ قرینی ندارد. کافی، ج1، ص139)
د. ...
3) «وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ ...»
اگر فرموده بود «و أَسْقَيْناكُمُوهُ»، صرفا آثار و نتایج فرستادن بادها را میگفت (که از آثارش این است که باران بیاید و شما سیراب شوید). اما مطلب را با حرف «و» نیاورد، بلکه با حرف «فـ : پس» آورد که دلالت میکند بر نتیجه فوری چیزی؛ یعنی اینکه باد فرستادیم و در نتیجه باران نازل کردیم، برای این بود که شما را سیراب کنیم.
یعنی با اینکه آب برای زندگی همه موجودات ضروری است؛ اما در اینجا بر اثر خاص آن در سیراب شدن انسانها تاکید کرد.
شاید هشداری است که آفرینش باد و باران هم ارتباط با آفرینش آدمی دارد؛ آن هم آبی که اگر خدا با باران آن را برای ما نمیفرستاد، دست کم در اغلب نقاط مسکونی کره زمین، زندگی امکانپذیر نبود. پس خدای ما خدایی نیست که کاری به کار ما نداشته باشد (جلسه203، تدبر2) و کره زمین توپی نیست که بیهدف در جهان پرتاب شده باشد!
3) «...أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنينَ»
مقصود از اینکه شما «خزانهداران آن نیستید» چیست؟
الف. خزانههایی در عوالم بالاتر که آب هم همانند هر چیز دیگری از آنجا آمده است (آیه قبل) و شما احاطهای بدانها ندارید.
ب. محلهای نگهداری آب در طبیعت، اعم از ابرهایی که نگهدارنده آبی هستند که از آسمان فرو میآید، و مخازن روی زمین (مانند دریاها و اقیانوسها)، و نیز مخازن زیرزمینی آب.
ج. چهبسا «نیستید» به معنای «نمیتوانستید باشید» باشد، یعنی ما آب را از آسمان فروفرستادیم در حالی که [اگر این کار را نکرده بودیم] شما نگهدارنده آب در هیچ خزانهای (مانند آبانبارها و سدها و ...) نبودید.
د. ...
4) «وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنينَ»
هر آیهای از آیات قرآن همان طور که در عالم ظاهر، صادق است اشاراتی هم به عوالم باطن دارد که گاه وجود برخی کلمات در آیه قرینهای است که در عین حال که معنای ظاهری را درست میدانیم، در آن معنای باطنی هم بیندیشیم. مثلا کلمه «خازن» مخصوصا با توجه به معنای آن در آیه قبل، میتواند از این گونه قرینهها باشد.
شاید این شعر ملای رومی، یکی از اشارات به باطن این آیه باشد:
نیست آن باران ازین ابر شما
هست ابری دیگر و دیگر سما
غیب را ابری و آبی دیگرست
آسمان و آفتابی دیگرست
ناید آن الا که بر خاصان پدید
باقیان فی لُبس مِن خَلقٍ جدید
...این دم ابدال باشد زان بهار
در دل و جان روید از وی سبزهزار
فعل باران بهاری با درخت
آید از انفاسشان در نیکبخت
گر درخت خشک باشد در مکان
عیب آن از باد جانافزا مدان
باد کار خویش کرد و بر وزید
آنکه جانی داشت بر جانش گزید
...مر ترا عقلی است جزوی در نهان
کامل العقلی بجو اندر جهان
جزو تو از کل او کلی شود
عقل کل بر نفس چون غلی شود
پس به تاویل این بود کانفاس پاک
چون بهارست و حیات برگ و تاک
از حدیث اولیا نرم و درشت
تن مپوشان زانک دینت راست پشت
گرم گوید سرد گوید خوش بگیر
تا ز گرم و سرد بجهی وز سعیر
گرم و سردش نوبهار زندگیست
مایهی صدق و یقین و بندگیست
زان کزو بُستان جانها زنده است
زین جواهر، بحر دل آگنده است (مثنوی،دفتر اول، بیت2034 به بعد)
http://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh100/