«مَدَدْنا» از ماده «مدد» است که به معنی امتداد یافتن یا امتداد دادن است ودرباره این ماده در جلسه 164 توضیح داده شد.
عبارت «الْأَرْضَ مَدَدْناها» اصطلاحا از باب اشتغال است. (اشتغال آن است که اسمی مقدم شود و بعد از آن عاملی بیاید که در ضمیر اسم متقدم عمل کند، بهگونهای که اگر کلام خالی از آن ضمیر بود، عامل در خود آن اسم متقدم عمل میکرد) دقت شود که این مطلب را میتوانست به گونههای دیگری تعبیر کند که ظاهرا سادهتر بود اما این گونه تعبیر نکتههای خاص خود را دارد:
سادهترین حالت این بود که بفرماید «مَدَدْنا الْأَرْضَ»؛ که ترجمهی «زمین را گستراندیم» (که اغلب مترجمان برای این عبارت برگزیدهاند) با این حالت سازگار است.
حالت دیگر این بود که بفرماید «الْأَرْضَ مَدَدْنا» در این حالت، «الارض» مفعول برای فعل «مددنا» بود؛ که بر حصر ویا تاکیدی بر گستراندنِ «زمین» دلالت میکرد: «فقط زمین را گستراندیم»
حالت سوم این بود که بفرماید «الْأَرْضُ مَدَدْناها» یعنی «زمین» مبتدا باشد و «مددناها» خبر آن باشد؛ که در این صورت تاکید کلام بر خود زمین بود، و البته خبری هم دربارهاش میداد که آن را گستراندیم: «و زمین، آن را گستراندیم»
اما تحلیل نحوی عبارت «الْأَرْضَ مَدَدْناها» که در آیه آمده این است که «الارض» مفعول برای یک فعل محذوف است که عبارت «مددناها» آن را توضیح میدهد و تقدیر کلام چنین بوده: «مددنا الارض مددناها».
«رَواسِيَ» جمع «راسیه» و از ماده «رسو» (یا «رسی») است. این ماده دلالت بر «ثبات» میکند: «رسا یرسو» به معنای ثابت شدن است و «أرسی» به معنای ثابت و استوار کردن است (معجم المقاييس اللغة، ج2، ص394) و غالبا در مورد ثابت و مستقر کردن اشیای عظیم به کار میرود و گاه در مورد کلام و خوبی و بدی و ... به کار میرود که در همگی میخواهد بگوید آن را به عنوان یک امر عظیم مطرح و ثابت و مستقر کرد (معجم المقاييس اللغة، ج2، ص395).
از این ماده 14 بار در قرآن کریم به کار رفته که 9 مورد آن به صورت «رواسی» است و همه اینها در وصف کوههایی که خداوند در زمین ثابت و استوار قرار داده است (رعد/3؛ حجر/19، نحل/15؛ انبیاء/31؛ نمل/61؛ لقمان/10؛ فصلت/10؛ ق/7؛ مرسلات/27) و تنها یکبار که به صورت مفرد به کار رفته، به صورت وصف (نه اسم) و در وصف ظرفهای بسیار بزرگ بوده است (قُدُورٍ راسِياتٍ؛ سبأ/13).
چنانکه واضح است، «راسیة» اسم فاعل از باب ثلاثی مجرد است لذا معنای لازم دارد (امری که خودش ثابت است) اما کلمه «مُرسا» اسم فاعل از باب ثلاثی مزید (باب إفعال) است که معنای متعدی دارد (آنچه به وسیله آن چیز دیگری را ثابت میکنند) (مجمع البيان، ج6، ص511) و سه بار در قرآن کریم به کار رفته که یکبار مستقیما به معنای «لنگر» است درباره کشتی حضرت نوح ع (بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها؛ هود/42) و دوتای دیگر به نحو استعارهای درباره قیامت به کار رفته که میپرسند قیامت کی و کجا لنگر میاندازد (يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها؛ اعراف/187 و نازعات/42).
از این ماده یکبار هم به صورت فعل به کار رفته است، که باز در مورد کوههاست (وَ الْجِبالَ أَرْساها؛ نازعات/32)
«مَوْزُونٍ» از ماده «وزن» است که وزن معنای آشنایی دارد و برای فهم مقدار اشیاء و امور به کار میرود؛ و «میزان» به معنای وسیلهای است که با آن وزن و مقدار چیزها را محاسبه میکنند و وزن اگرچه غالبا در مورد جرم فیزیکی اشیاء به کار میرود اما در آن منحصر نیست چنانکه کلمه «میزان» هم فقط در مورد ترازو به کار نمیرود بلکه تعابیری مانند میزانالحراره (دماسنج) و ... هم شایع است و خداوند در قرآن کریم بارها از «وزن» اعمال و «میزان» آنها در قیامت سخن گفته است. (معجم المقاييس اللغة، ج6، ص107؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص869؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج13، ص98) کلمه «موزون» اسم مفعول است به معنای «وزن شده» اما در اینکه مراد از این تعبیر در این آیه (رویاندیم از هر چیز موزون) چیست، مرحوم طبرسی دیدگاههای زیر را نقل کرده است (مجمع البيان، ج6، ص512-513)
هر چیز مُقدّر معلومی (ابن عباس و سعيد بن جبير و مجاهد)
هر چیزی که عادتاً وزن میشود مانند طلا و نقره و مس و ... (حسن بصری)
هر چیزی که از زمین بیرون میآید (ابومسلم)۱
مقدار واقعی هر چیز به اندازهای که متناسب و مورد نیاز است، نه کم و نه زیاد (سید مرتضی)
توجه شد که «موزون» در عبارت «أَنْبَتْنا فيها مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ» چون مجرور است، صفت برای «شیء» است، نه حال یا تمییز برای فعل. (از این جهت تذکر داده شد که بسیاری از مترجمان این عبارت را با این مضمون ترجمه کردهاند که « در زمین هر چیزی را به طور متوازن رویاند.)