📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَريدٍ»
با اینکه اغلب آیاتی که در مدینه نازل شده، محور بحث خود را «الذین آمنوا» قرار داده، اما این آیه درباره برخی از «ناس: مردم» است؛۱ با این حال، موضوعِ بحث و جدال آنها را «خدا» معرفی کرده است؛ که ظاهرا موضوعِ مربوط به مومنان است. چرا؟
الف. به نظر میرسد این آیه (و آیات بعد) در مقام ارائه یک دستهبندی عمومی از انسانهاست که محور این دستهبندی را می توان «سبک زندگی انسانها» (یا به تعبیر دقیقتر: مبنای تصمیمگیری انسانها در زندگی) دانست؛ که همگی به نوع خداشناسی آنها برمیگردد. (حتی منکران خدا هم که زندگی خود را بر اساس بی خدایی تنظیم میکنند، شناختی از خدا دارند که او را انکار میکنند)
نکته تخصصی: جایگاه خداشناسی در انسانشناسی
با یک نگاه عمیق میتوان دریافت که مدلهای کلان زندگی انسانها همگی، بنوعی، به میزان و نحوه خداشناسی آنها و نقشی که برای خدا در زندگی خود باور دارند برمیگردد؛ و در یک تقسیم کلی، افراد دو دستهاند:
کسانی که خداشناسی آنها مستند به شناخت و آگاهی معتبر است؛
و کسانی که خداشناسی آنها بدون علم، و صرفا بر اساس اغواگری شیاطنی است که بنایشان بر سرکشی و طغیان است.
و این دو، دو گونه زندگی در پیش خواهند گرفت که در آیه 19 همین سوره خواهد گفت که نزاع بین این دو همواره ادامه خواهد داشت تا اینکه در قیامت، دو دسته اصلی بهشتیان و جهنمیان را رقم بزنند.
2) «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَريدٍ»
آیات قبل و بعد این آیه درباره آخرت، و انکار آن توسط برخی از افراد است. اما این آیه در مورد سخن گفتن بدون علم «درباره خدا» تذکر میدهد. چرا؟
الف. شاید میخواهد تاکید کند که باور داشتن یا نداشتن به آخرت اساساً به نوع خداشناسی افراد برمیگردد.
ب. شاید میخواهد نشان دهد که باور داشتن یا نداشتن به آخرت اساساً به عالمانه یا جاهلانه بودن نگاه افراد به خدا برمیگردد.
ج. شاید میخواهد نشان دهد که این دو نوع خداشناسی است که وضعیت اخروی انسانها را نهایتا معلوم میکند (توضیح بیشتر در تدبر1)
د. ...
3) «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَريدٍ»
خدا حقیقت مطلق است که هر حق و حقیقتی، حق بودن خود را از او گرفته است.
پس جدل بدون علم درباره خدا، در واقع، شامل هرگونه جدل بدون علم میشود.
پس،
این آیه نشان میدهد که بحث و جدل کردن بدون علم و آگاهی معتبر، تلازم دارد با پیروی از شیاطین سرکش و متمرد.
ظاهرا به همین جهت است که و وجود چنین کسانی یکی از بزرگترین خطراتی است که امت اسلامی را تهدید میکند (حدیث3)
ثمره اخلاقی
اگر کسی در زمینهای علم ندارد و وارد بحث میشود، بداند که خواهناخواه از یک شیطان متمردی پیروی خواهد کرد. (حدیث1 و 4)
و چنین کسی اگرچه با این اظهارنظرها میخواهد برتری عقلی خود را اثبات کند، اما حقیقت این است که حتی جایگاه عقل خود نسبت به کلام خود را نمیداند (حدیث2)
حکایت
کسی میگفت: در جامعه ما، به هر تخصصی نیاز باشد، به تخصص در حوزه های پزشکی و معماری و فقاهت نیازی نیست؟!
پرسیدند: چگونه؟
گفت: چون
هر مریضی که پیدا کنی، از هرکسی سوال کنی، برایت نسخه میپیچد!
اگر در حال ساخت خانهای باشی، هرکس که میرسد، درباره معماری خانه نظر میدهد!
و هر سوال شرعیای داشته باشی، از هرکه بپرسی، برایت فتوا میدهد!
4) «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَريدٍ»
چرا در مورد این انسانهایی که در مورد خدا بدون علم جدل میکنند، صرفا نفرمود که «از شیطان»، بلکه فرمود «از هر شیطان سرکش و متمردی» پیروی میکنند؟ یعنی چرا «هر شیطان»؟
الف. شاید میخواهد اشاره کند به اینکه ابلیس ترفندها و راههای مختلفی برای اغوای آدمیان دارد و لشکریانی دارد که در هر بابی شیطانی قرار داده است (المیزان، ج14، ص343) و کسی که بدون علم و شناخت حرکت کند به هریک از اینها ممکن است گرفتار شود.
ب. شاید میخواهد بگوید که این پیروی کردن، حد نهایتی ندارد (المیزان، ج14، ص343)
ج. شاید میخواهد بگوید، وقتی کسی مبنای حرکت معرفتی خود را علم و آگاهی معتبر قرار نداد، هر لحظه و بدون هیچ مبنایی موضعش را عوض میکند، و همه مواضع ضد و نقیض را یکسان قابل اعتنا میداند.