1) از امیرالمومنین ع روایت طولانی درباره اموری که پیامبر اکرم ص از آنها نهی فرمودهاند، نقل شده است. در فرازی از آن آمده است:
... و رسول خدا ص نهی کرد از خرید و فروش شراب و ساقیگریِ آن را؛ و فرمود: خداوند لعنت کرد شراب را و شرابساز را و کسی که انگور را برای شراب میکارد و کسی که آن را مینوشد، و کسی که ساقی شراب است و فروشندهاش را و خریدارش را و کسی که از طریق آن ارتزاق میکند و کسی که آن را میآورد و کسی که به سوی آورده میشود؛ و فرمود کسی که آن را بنوشد تا چهل روز نمازش قبول نمیشود، و اگر بمیرد و چیزی از آن در شکمش مانده باشد بر خداست که به او از طینت خبال بنوشاند، و آن چرک اهل جهنم است و چیزی است که از بدن زناکاران خارج میشود و در دیگهای جهنم جمع گردد و اهل آتش از آن بنوشند، پس «با آن آنچه در اندرونشان است و پوستها گداخته میگردد.»
الأمالي( للصدوق)، ص425؛ مكارم الأخلاق (للطبرسی)، ص426
حَدَّثَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْأَبْهَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيُّ الْغَلَابِيُّ الْبَصْرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا شُعَيْبُ بْنُ وَاقِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ زَيْدٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنِ ...
وَ نَهَى عَنْ بَيْعِ الْخَمْرِ وَ أَنْ تُشْتَرَى الْخَمْرُ وَ أَنْ تُسْقَى الْخَمْرُ وَ قَالَ لَعَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ عَاصِرَهَا وَ غَارِسَهَا وَ شَارِبَهَا وَ سَاقِيَهَا وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِيَهَا وَ آكِلَ ثَمَنِهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَيْهِ وَ قَالَ مَنْ شَرِبَهَا لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ إِنْ مَاتَ وَ فِي بَطْنِهِ شَيْءٌ مِنْ ذَلِكَ كَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يَسْقِيَهُ مِنْ طِينَةِ خَبَالٍ وَ هُوَ صَدِيدُ أَهْلِ النَّارِ وَ مَا يَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ الزُّنَاةِ فَيَجْتَمِعُ ذَلِكَ فِي قُدُورِ جَهَنَّمَ فَيَشْرَبُهَا أَهْلُ النَّارِ فَـ«يُصْهَرُ بِهِ ما فِي بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ».
2) از امام سجاد ع از امیرالمومنین ع روایت شده است:
گاه میشد که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ما را [از عذاب جهنم و قهر خدا] میترساند و میفرمود:
به کسی که جان محمد ص در دست اوست سوگند، اگر قطرهای از «زقوم» (واقعه/52) بر کوههای زمین بچکد تا اعماق زمینهای هفتگانه فرو میرود و طاقتش را ندارد، پس چگونه خواهد بود حال کسی که این طعامش است؟
و اگر قطرهای از «غسلین» (حاقه/36) یا از «صدید» (ابراهیم/16) بر کوههای زمین بچکد تا اعماق زمینهای هفتگانه فرو رود و طاقتش را ندارد، پس چگونه خواهد بود حال کسی که این نوشیدنیاش است؟
و اگر یکی از گُرزهایی که خداوند در کتابش از آنها سخن گفته (حج/21) بر روی کوههای زمین قرار داده شود، تا اعماق زمینهای هفتگانه فرو رود و طاقتش را ندارد، پس چگونه خواهد بود حال کسی که با این در آتش بر سرش کوبیده شود؟
الدروع الواقية، (سید بن طاوس) ص274
قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ الْقُمِّيُّ فِي كِتَابِ زُهْدِ النَّبِيِّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فِيمَا رَوَاهُ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ، عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ:
رُبَّمَا خَوَّفَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَيَقُولُ: «وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ قَطْرَةً مِنَ الزَّقُّومِ قَطَرَتْ عَلَى جِبَالِ الْأَرْضِ لَسَاخَتْ أَسْفَلَ سَبْعِ أَرَضِينَ وَ لَمَا أَطَاقَتْهُ، فَكَيْفَ بِمَنْ هُوَ طَعَامُهُ؟!
وَ لَوْ أَنَّ قَطْرَةً مِنَ الْغِسْلِينِ أَوْ مِنَ الصَّدِيدِ قَطَرَتْ عَلَى جِبَالِ الْأَرْضِ لَسَاخَتْ أَسْفَلَ سَبْعِ أَرَضِينَ وَ لَمَا أَطَاقَتْهُ، فَكَيْفَ بِمَنْ هُوَ شَرَابُهُ؟!
وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ مِقْمَاعاً وَاحِداً مِمَّا ذَكَرَهُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ وُضِعَ عَلَى جِبَالِ الْأَرْضِ لَسَاخَتْ إِلَى أَسْفَلِ سَبْعِ أَرَضِينَ وَ لَمَا أَطَاقَتْهُ، فَكَيْفَ بِمَنْ يُقْمَعُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي النَّارِ؟»
3) از سعید بن جبیر (از تابعین، و از اصحاب خاص امام سجاد ع) در کتب اهل سنت نقل شده است:
هنگامی که اهل آتش گرسنه شوند، به درخت زقوم پناه میبرند و از آن میخورند، پس پوست صورتهایشان کنده میشود [و به درخت میچسبد] به طوری که اگر کسی از مقابل آنها عبور کند که آنها را میشناسد، پوست صورتهایشان را در آن [درخت] خواهد شناخت؛ سپس عطش بر آنان هجوم میآورد، پس استغاثه سر میدهند، و با آبی همچون مُهل [فلز مذاب] به فریادشان میرسند، و آن چیزی است که به نهایت درجه حرارتش رسیده است؛ پس چون آن را به دهانهایشان نزدیک کنند، از شدت حرارتش گوشت صورتهایشان که پوستش ریخته بود، آب میشود و «گداخته میگردد با آن آنچه در اندرونشان است» (حج/20) به راه میافتند در حالی که امعاء و احشاءشان در حال کنده شدن است «و پوستهایشان» (حج/20)؛ سپس آنها را با «گرزهایی از آهن» (حج/21) میزنند، پس هر عضوی بر جای خود سقوط میکند و اینجاست که فریاد «وای هلاک شدم» سر میدهند.
توجه: در کتب اهل سنت، اینکه سعید بن جبیر، از چه کسی این مطالب را نقل کرده، سخنی نیست؛ اما با توجه به جایگاه او نزد امام سجاد ع واضح است که این کلمات از خودش نیست.
جامع البیان (ابن جریر طبری)، ج17، ص10 (چاپ قاهره: ج16، ص498)
حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ، قَالَ: ثنا يَعْقُوبُ، عَنْ جَعْفَرٍ، وَهَارُونَ بْنِ عَنْتَرَةَ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، قَالَ: إِذَا جَاعَ أَهْلُ النَّارِ، اسْتَغَاثُوا بِشَجَرَةِ الزَّقُّومِ، فَيَأْكُلُونَ مِنْهَا، فَاخْتَلَسَتْ جُلُودَ وُجُوهِهِمْ، فَلَوْ أَنَّ مَارًّا مَرَّ بِهِمْ يَعْرِفُهُمْ، يَعْرِفُ جُلُودَ وُجُوهِهِمْ فِيهَا، ثُمَّ يُصَبُّ عَلَيْهِمُ الْعَطَشُ، فَيَسْتَغِيثُونَ، فَيُغَاثُونَ بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ، وَهُوَ الَّذِي قَدِ انْتَهَى حَرُّهُ، فَإِذَا أَدْنَوْهُ مِنْ أَفْوَاهِهِمُ انْشَوَى مِنْ حَرِّهِ لُحُومُ وُجُوهِهِمُ الَّتِي قَدْ سَقَطَتْ عَنْهَا الْجُلُودُ، وَ «يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ» يمشون وأَمْعَاؤهُمْ تَسَّاقَطُ وجُلُودُهُمْ، ثُمَّ يُضْرَبُونَ بِمَقَامِعَ مِنْ حَدِيدٍ، فَيَسْقُطُ كُلُّ عُضْو عَلَى حيالِهِ، يَدْعُونَ بِالْوَيْلِ وَالثُّبُورِ.۱
حدیث شماره ۳ در آیه بعد به این آیه نیز مرتبط میباشد.