📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَديدٌ»
وقوع زلزله قیامت و سختی عذابهای الهی هم کاملا غافلگیر کننده است و هم چنان رعبی در دلها بیفکند که زنان شیرده، که هنگام شیر دادن تمام توجهشان به بچه شیرخوارشان است، در حالی که پستانشان در دهان بچه است («مرضعه» کسی است که در حال شیر دادن است، توضیح در «نکات ترجمه») شیر دادن را رها میکنند، و زنان باردار بچهشان میافتد و همه مردم چنان عقل از سرشان میپرد که هرکس آنها را ببیند گمان میکند همه مستاند.
وقتی حادثهای غافلگیرکننده است که انسان برایش آماده نباشد.
اما میتوان غافلگیر نشد و ظاهرا به همین جهت است که علیرغم اینکه با این زلزله و نفخه صور، عموماً به جَزَع و فَزَع میافتند، عدهای دچار هیچ اضطرابی نمیشوند (نمل/87، و نیز حدیث2)
آیا ما آمادهایم؟ یا غافلگیر خواهیم شد؟
خلوتی با خویش
اگر به ما بگویند دستگاههای پیشرفتهای اختراع شده که وقوع زلزله را از چند روز قبل پیشبینی میکند؛ و این دستگاهها نشان میدهند تا چند روز دیگر در شهری که در آن زندگی میکنیم زلزله بسیار شدیدی میآید، و دور شهر هم چنان محاصره شده باشد که به هیچ وجه امکان خروج از شهر نباشد؛ چه میکنیم؟
آیا جز این است که همه همّ و غممان یافتن راهی برای خلاصی خواهد بود؟
آیا برای سخن خدا برای ما به اندازه دستگاههای پیشرفته انسانساخته اعتبار ندارد؟
راستی،
چرا مخاطبان پیامبر ص وقتی این آیه را شنیدند شب تا صبح خوابشان نبرد (شأن نزول) اما ما میشنویم و ... ؟
خداوند همه ما را از شر آن روز نگه دارد، انشاءالله.
2) «يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها»
اینکه هر شیردهی شیرخوارش را رها کند و هر بارداری بارش را بگذارد، یک معنای ظاهری اولیه دارد که قطعا درست است. اما این آیه همانند هر آیه دیگری باطنهایی دارد.
الف. شاید یکی از باطنهایش این باشد که هرکس هرچه به فعلیت رسانده، بیرون میدهد. شیرده شیرخوارش را زمانی رها میکند که دیگر نیازی به شیر نداشته باشد. شاید اشاره است به اینکه آنچه انجام دادنی بود، انجام دادیم و کار دیگری نمانده. و هر باری که تاکنون به دوش کشیده بودیم، بر زمین گذاشتیم. یعنی بقدری مهلت داشتیم که هرچه بتوانیم به فعلیت درآوریم، درآوردهایم.
(در این معنا، رها کردن شیرخوار و وضع حمل، نه به معنای رها کردن نیمهکاره، بلکه رها کردنِ کار به پایان رسیده، قلمداد شده است. چیزی که میتواند موید این معنا باشد این است که در برخی روایات، تمسک به این آیه را برای سهولت وضع حمل، در مورد کسی که زمان وضع حملش فرا رسیده، معرفی کردهاند (كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج2، ص955، حدیث88)۱.
ب. ...
3) «يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها ...»
چون شیر دادن و بارداری مربوط به دنیاست، پس ظاهرا این زلزله عظیم مربوط به دنیاست (مجمع البيان، ج7، ص113) که با آن انسانها به قیامت منتقل میشوند.
اکنون این سوال پیش میآید که:
مگر نه این است که انسانها از عالم برزخ گذر میکنند تا وارد قیامت شوند. آیا این آیه نمیگوید که آن زنان شیرده و باردار و بچههایشان یکدفعه وارد قیامت میشوند؟
الف. این تعبیر استعاری است: یعنی وضعیت به گونهای ترسناک و غافلگیرکننده است که اگر زنی شیرده یا باردار باشد، نیز بچهاش را رها میکند. (مجمع البيان، ج7، ص113)
ب. اگر چه این زلزله مقدمه قیامت است، اما آیه صراحتی ندارد که بلافاصله با این زلزله به صحنه قیامت وارد میشوند؛ و کاملا محتمل است که بین این مقدمه و وقوع قیامت فاصلهای باشد؛ چنانکه در برخی احادیث است که این واقعه، قبل از نفخ صوری است که انسانها را به فَزَع درمیآورد (حدیث2) (یعنی هنوز مردن همگان با نفخ صور حاصل نشده، چه رسد به زنده شدن همگان در قیامت)؛ و چون قبل از آن است، حتی طبق برخی احادیث، میتواند مربوط به زمان ظهور ویا زمان رجعت باشد (الهداية الكبرى، ص405؛ مختصر البصائر، ص455) ۲ که همه اینها نیز به عنوان مقدمه قیامت برشمرده شدهاند.
ج. ...
4) «وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَديدٌ»
عذاب خدا کاملا جدی و واقعی است؛ آن گونه که مردمی که فقط در معرض این عذاب واقع میشوند (نه اینکه وارد عذاب شده باشند) چنان میترسند که عقل از سرشان میپرد و رفتارهایی همچون رفتارهای افراد مستِ لایعقل از آنها سر میزند.
نکته
درباره این شبهه که «با توجه به رحمانیت گسترده خداوند، وجود عذاب های جهنم چگونه ممکن است» قبلا توضیح داده شد (جلسه 51، تدبر2) http://yekaye.ir/hood-11-16/
5) يَوْمَ «تَرَوْنَها» تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ .. وَ تَضَعُ كُلُّ ... وَ «تَرَى» النَّاسَ سُكارى ...
چرا دوبار تعبیر «تَرَوْنَها: میبینیدش» و «تَرَى: میبینی» را به کار برد و بسادگی نفرمود:
روزی که هر [زن] شیردهی از آن که شیر دهد غفلت کند، و هر بارداری بارش را بگذارد، و مردم همچون مستها هستند ...
الف. تاکید بیشتری بر مطلب داشته باشد.
ب. این صحنهها مطلبی است که اگر کسی چشم باطنبینش باز شود هماکنون میتواند ببیند؛ چنانکه پیامبر اکرم ص در سفر معراج، جهنمیان و بهشتیان را در جهنم و بهشت دید؛ و این اختصاص به پیامبر ص ندارد، شاهدش اینکه تعبیر اول را به صورت جمع آورد (میبینید) تعبیر دوم را به صورت مفرد (میبینی) (در حالی که اگر صرفا تاکید بود، علیالقاعده هر دو را باید یکسان میآورد)
ج. ...
مطلب زیر سوالی است که فعلا برایش پاسخی ندارم؛ لذا در کانال نگذاشتم
6) «يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها»
چرا مرضعه (شیردهنده) و باردار هر دو با بچهای سر و کار دارند. در دومی صریحا از وضع «حمل» سخن گفت و مفعول (حمل: بچهای که در شکم اوست) را تصریح کرد؛ اما در اولی هیچ تصریحی به مفعول (شیرخوار) نکرد و حتی عبارت را به جای اینکه به صورت «تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ ما أَرْضَعَتْه: آنچه را که شیر میداد، رها کرد» یا «مَن أَرْضَعَتْه: آن کسی را که شیر میداد» بیاورد، به صورت «عَمَّا أَرْضَعَتْ: از آنچه شیر داد» آورد؟ یعنی صرفا به کار او «شیر دادنش» اشاره کرد و سخنی از بچه (آنکه شیر میخورد) به میان نیاورد؟