سوره الحج - آیه 19

۳۲۴) ‌سوره حج (۲۲) آیه ۱۹ هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فی‏ رَبِّهِمْ فَالَّذینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌ مِنْ نارٍ یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمیمُ
۱۳۹۵/۱۱/۲۶

این دو دشمنان یکدیگرند که در پروردگارشان [با هم] نزاع کردند؛ پس، کسانی که کفر ورزیدند برایشان جامه‌ای از آتش بریده شده، از فراز سرشان آب جوشان ریخته می‌شود.

مساله «خدا» مهمترین مساله برای انسان است؛ که همه نزاع‌های بشری به قبول یا رد این مساله برمی‌گردد؛ و چشم خود را در قبال آن بستن (کفر ورزیدن)، اقدام کم‌اهمیتی نیست؛ بلکه کاملا انسان را در برمی‌گیرد و باطن زندگی را می‌سوزاند.

3) « فَالَّذينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَميمُ»

چرا کفار لباس از آتش بر تن دارند؟ چرا از بالای سرشان آب جوش می‌ریزند؟

الف. آخرت باطن دنیاست. لباس چیزی است که از همه طرف انسان را می‌پوشاند و غالبا، سر است که از لباس بیرون می‌ماند. شاید این تعابیر بدین خاطر است که نشان دهد:

کسی که کفر می‌ورزد و در برابر حقیقت سر تسلیم فرو نمی‌آورد، وجود خود را از همه سو در هیچ و پوچ گرفتار کرده؛ و و قتی وارد عرصه بروز حقیقت می‌شود،‌ از هر سو، در معرض سوختن قرار می‌گیرد.

ب. لباس دورادور انسان را فرا می‌گیرد؛ شاید لباس آتشین هان کفر آنها باشد که دورادور وجود آنها را احاطه کرده؛ و آب جوشی که از بالا بر سرشان ریخته می‌شود، تجلی اعمال ناشایست‌شان باشد که لحظه به لحظه بر وجود آنها اضافه می‌شود و آنها را در کفرشان جلوتر می‌برد.

دقت کنید: «پوشیدن لباسی از آتش» به صورت فعل ماضی (قُطِّعَتْ) آمده که دلالت بر تمام شدن کار دارد؛ ولی ریخته شدن آب جوش از بالای سر، با فعل مضارع (یُصَبُّ) آمده که دلالت بر استمرار دارد.

ج. ...

4) «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في‏ رَبِّهِمْ»

با اینکه همه را در دو گروه متخاصم قرار داد (هذان خصمان)، چرا دعوای آنها را به صورت جمع (اختصموا) آورد و نه به صورت تثنیه؟

الف. از این جهت که همه کسانی که با هم اختلاف دارند و روز قیامت قرار است از هم جدا شوند (آیه17) نهایتا به دو گروه حق و باطل تقسیم می‌شوند، «خصمان» را مثنی آورد؛ و از این جهت که در این نزاع، اقوال بسیار متعددی در کار است، [چنانکه در آیه 17 لااقل شش دسته را نام برد] عمل مخاصمه آنها را به صورت جمع آورد «اختصموا». (المیزان، ج14، ص361)

ب. «خصم» از کلماتی است که هم در مورد مفرد به کار می‌رود و هم تثنیه و هم جمع؛ هم مذکر و هم مونث؛ در اینجا خصم بودن ناظر به «گروه» هاست که در معنای جمع‌اند و چون نزاع همواره دو طرف دارد، پس این اسم جمع را به صورت تثنیه آورد؛ شبیه آیه «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا» (حجرات/9) [که طائفه چون اسم جمع است، معنای جمع می‌دهد و در عین حال جنگ بین افراد دو طائفه است] (مجمع‌البیان، ج7، ص123)

ج. همه گروه‌ها در جامعه را به دو گروه حق و باطل می‌توان تقسیم کرد؛ اما نزاعهای اینها کاملا یکدست نیست، ‌بلکه افراد همین دو گروه در زمینه‌های مختلف، انواعی از نزاعها با هم دارند.

د. ...

1) وقتی به امیرالمومنین ع خبر رسید که بنی‌امیه او را به مشارکت در قتل عثمان متهم می‌کند، فرمودند:

آيا شناختى كه فرزندان اميّه از من دارند، آنان را از عيب بر من نهادن باز نمى‏دارد؟ آيا پيشينه‏ام نادانان را بر جاى نمى‏نشاند تا به من تهمت نزنند؟! آنچه خدا آنان را بدان پند داد، از بيان من رساتر است. من مارقین (از دين بيرون شدگان) را به حجّت مغلوب كنم و با ناکثینِ (= پیمان‌شکنانِ) اهل شک و تردید، به مخاصمه برخیزم. امور شبهه‏ناك بر كتاب خدا عرضه شود، و بندگان را بدانچه در دل دارند، پاداش دهند.

ابن‌ابی‌الحدید در شرح نهج البلاغة (ج‏6، ص171) توضیح داده، مقصود ایشان از «این امور شبهه‏ناك بر كتاب خدا عرضه شود»، اشاره است به آیه «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ»

نهج‌البلاغه، خطبه75 (با اقتباس از ترجمه شهیدی، ص56) [البته در شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، این خطبه74 می‌باشد]

و من كلام له ع لما بلغه اتهام بني أمية له بالمشاركة في دم عثمان‏

أَ وَ لَمْ يَنْهَ بَنِي أُمَيَّةَ عِلْمُهَا بِي عَنْ قَرْفِي أَ وَ مَا وَزَعَ الْجُهَّالَ سَابِقَتِي عَنْ تُهَمَتِي وَ لَمَا وَعَظَهُمُ اللَّهُ بِهِ أَبْلَغُ مِنْ لِسَانِي أَنَا حَجِيجُ الْمَارِقِينَ وَ خَصِيمُ النَّاكِثِينَ الْمُرْتَابِينَ وَ عَلَى كِتَابِ اللَّه تُعْرَضُ الْأَمْثَالُ وَ بمَا في الصُّدُورِ تُجَازَى الْعِبَاد.

2) نضر بن مالک می‌گوید: به امام حسین ع عرض کردم: یا اباعبدالله! برای من درباره سخن خداوند که می‌فرماید: «این دو دشمنان یکدیگرند که در پروردگارشان [با هم] نزاع کردند»، توضیح دهید.

فرمودند: ما و بنی‌امیه درباره خداوند عز و جل نزاع کردیم، ما گفتیم: «خدا راست گفت» و آنها گفتند «خدا دروغ گفت»؛ پس ما و آنان در روز قیامت دشمنان هم خواهیم بود.

الخصال، ج‏1، ص43؛ تفسير القمي، ج‏2، ص80

حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ عَمَّارُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْأُسْرُوشَنِيُّ [الْأُسْرُوشِيُ‏] رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِصْمَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطَّبَرِيُّ بِمَكَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ‏ بْنُ أَبِي شُجَاعٍ الْبَجَلِيُّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَنَفِيِّ عَنْ يَحْيَى بْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَابِرٍ عَنْ صَدَقَةَ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ:

قُلْتُ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ حَدِّثْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ»

قَالَ نَحْنُ وَ بَنُو أُمَيَّةَ اخْتَصَمْنَا فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْنَا صَدَقَ اللَّهُ وَ قَالُوا كَذَبَ اللَّهُ فَنَحْنُ وَ إِيَّاهُمُ الْخَصْمَانِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

3) در منابع معتبر اهل سنت، از حضرت علی ع روایت شده است:

من اولین کسی هستم که روز قیامت در پیشگاه خداوند رحمان برای اقامه دعوی می‌نشینم.

صحيح بخاري، ج5، ص75؛ ج6، ص98؛ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل۱، ج‏1، ص503

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الرَّقَاشِيُّ[و حَجَّاجُ بْنُ مِنْهَالٍ]، حَدَّثَنَا مُعْتَمِرُ بْنُ سُلَيْمَانَ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبِي، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مِجْلَزٍ، عَنْ قَيْسِ بْنِ عُبَادٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ:

أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَجْثُو بَيْنَ يَدَيِ الرَّحْمَنِ لِلْخُصُومَةِ يَوْمَ القِيَامَةِ.

4) ابوحمزه ثمالی از امام باقر ع درباره این آیه روایت کرده است که فرمود:

«این دو دشمنان یکدیگرند که در پروردگارشان [با هم] نزاع کردند؛ پس، کسانی که کفر ورزیدند» به ولایت علی ع، «برایشان جامه‌ای از آتش بریده شده است».

الكافي، ج‏1، ص422؛ مناقب آل أبي طالب ع (لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص238

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا» بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ «قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نار».۲


  1. . سند حاکم حسکانی (مولف کتاب شواهد التنزیل) تا معتمر متفاوت است و بقیه‌ سند مشترک است:
    أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ الْبَالَوِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو سَعِيدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْوَهَّابِ الْقُرَشِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَيُّوبَ بْنِ يَحْيَى الرَّازِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُعَاذٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُعْتَمِر...
    ↩
  2. . در دعای وضو هنگام شستن دست چپ، پناه بردن از «مقطعات نیران» از خدا خواسته شده است:
    عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: بَيْنَمَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع قَاعِدٌ وَ مَعَهُ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ إِذْ قَالَ يَا مُحَمَّدُ ايتِنِي بِإِنَاءٍ فِيهِ مَاءٌ أَتَوَضَّأْ مِنْهُ لِلصَّلَاةِ ... ثُمَّ غَسَلَ يَدَهُ الْيُسْرَى فَقَالَ اللَّهُمَّ لَا تُعْطِنِي كِتَابِي بِيَسَارِي وَ لَا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِي وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعَاتِ النِّيرَان‏... (المحاسن، ج‏1، ص45)
    ↩

1) «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في‏ رَبِّهِمْ»

در آیات قبل انسان‌ها را در چند دسته‌بندی ارائه کرد:

ابتدا سه گروه گمراه (گمراه‌کننده، پیروان آنها، دینداران سست‌بنیاد) و یک گروه مومن دارای عمل صالح (آیات8-14)؛

سپس شش گروه دینی: مومنان (مسلمان) و یهودیان و مسیحیان و صابئیان و زرتشتیان و مشرکان (آیه17) که اولی‌ها هدایت‌یافته، و بقیه گمراهند؛

سپس دو گروه: یکی آنان که همراه با سایر موجودات سجده می‌کنند و دیگری آنان که عذاب بر آنها قطعیت یافته (آیه18)

به نظر می‌آید آیه کنونی، جمع‌بندی‌ای از همه اینها باشد؛ یعنی همه این گروه‌بندی‌ها را می‌توان در دو گروه متخاصم قرار داد که موضوع نزاعشان خداست.

این مویدی بر همان نکته‌ای است که قبلا بیان شد دسته‌بندی انسانها بر اساس سبک زندگی‌شان، به نوع خداشناسی آنها برمی‌گردد. (جلسه308، تدبر1)

2) «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في‏ رَبِّهِمْ فَالَّذينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَميمُ»

در این آیه تمام دسته‌بندی‌های اجتماعی که در آیت قبل مطرح شد - چه بر اساس باورهای آنها در قبال خدا و حقیقت محض (دسته‌بندی اول، آیات8-14)، چه بر اساس عنوان‌بندی‌های فرهنگی و اجتماعی (آیه17) و چه بر اساس، نسبتی که در عمل با خدا و حق و حقیقت برقرار می‌کنند (آیه18) - ، همه را در دو گروه خلاصه کرد که بر سر خدا نزاع دارند و بلافاصله سراغ وضعیت نهایی این دو گروه رفت؛ و این وضعیت نهایی را از کافران شروع کرد، که لباسی از آتش بر تن دارند و بر سرشان آب جوش ریخته می‌شود.

نظرات کاربران

ثبت نظر