📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ»
در آیه قبل، سخن از تمایز نهادن خداوند میان انسانهای مختلف بود. اینجا میفرماید موجودات بر دو قسماند یکی آنان که سجده میکنند و دیگری آنان که از سجده سر باز میزنند و عذاب و خواری برایشان محقق میشود.
شاید میخواهد بگوید اگرچه خدا بین همگان جدایی میافکند، اما مهمترین ضابطه این جدایی، آن است که کسی در مقابل حقیقت محض عالم سر سجده فرود میآورد یا نه.
2) «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ»
کسی که چشم باطنبین دارد، میتواند سجده همه موجودات زمین و آسمان را ببیند. البته ظاهرا این خطاب به خود پیامبر اکرم ص است، چون فرمود: آیا ندیدی، و نفرمود: آیا ندیدید؟ (تفسير الصافي، ج3، ص439)؛ اما معلوم است که ما هم به این دیدن فراخوانده شدهایم. (اعراف/185)
3) «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثيرٌ مِنَ النَّاسِ»
ببین! همه عالم از خورشید و ماه گرفته تا آسمانیان و زمینیان، تا درختان و حیوانات، تا کوهها و ستارگان، بر آستان خدا به سجده افتادهاند.
تو چه میکنی؟
4) «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ»
همه عالم خاضع و ساجد در محضر خداست؛ و در مورد برخی از انسانها که چنین نیستند، گفت «سزاوار عذاباند»یعنی لازمهی سجده نکردن آنها را بیان کرد (المیزان، ج14، ص360)
نکته تخصصی انسانشناسی
اگر توجه کنیم که خداوند حق و حقیقت محض است شاید بتوان گفت وجه عذاب این انسانها این است که:
همه باید در برابر حقیقت محض خاضع و خاشع باشند؛ کسی که در مقابل حقیقت سر تسلیم فرود نیاورد، در واقع دچار توهم شده است و باید این توهم در وجودش بسوزد و هیچ و پوچ بودنش آشکار گردد.
5) « أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ ... وَ كَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مکرم»
کسی که از سجده و تسلیم شدن در برابر حق متکبرانه سر باز میزند، حقیقتش این نیست که واقعا به بزرگی میرسد؛ بلکه حقیقت این تکبر، اسیر وهم شدن؛ و لذا حقیقت آن، خوار و ذلیل شدن است؛ خصوصا که در حالی چنین میکند که تمام موجودات در برابر حقیقت محض عالم سر به سجده فرود آوردهاند. پس او برایش خواری رقم خورده است و جای هیچ بزرگداشتی ندارد.
6) «مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ»
کسی را که خدا خوار کند، هیچکس نمیتواند از خواری بیرون آورد. چرا؟
الف. چون خدا حق مطلق و حقیقت محض است؛ و کار خدا همان حقیقتی است که در متن واقع، رخ میدهد: اگر حقیقتِ تکبر و سر باز زدن از کرنش در برابر حقیقت محض، عین خواری و پستی است، معنا ندارد که کسی چنین بکند اما بتوان مانع خواری او شد.
ب. پاسخ این سوال، ادامه آیه است: چون خداست که هر کاری بخواهد میکند و کسی نمیتواند در مقابل مشیت خدا بایستد. (درباره اینکه این به معنای بیضابطه بودن مشیت خداوند نیست، در جلسه319، تدبر2، توضیح داده شد)
ج. ...
7) «مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ»
«کسی را که خداوند خوار کند، هیچ اکرامکنندهای برایش نیست»
اکرام کردن یعنی احترام کردن و شخص را به بزرگی باور داشتن.
آیا ما این آیه را باور داریم؟ آیا قبول داریم مستکبران عالم که از سجده در پیشگاه الهی سر باز میزنند، واقعا خوار و حقیرند؟ یا به خاطر امکانات مادیای که دارند، آنها را بزرگ میشمریم و در مقابلشان کرنش میکنیم؟
به زبان ساده:
آیا قبول داریم که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند؛ یا دولتمردان مستکبر آمریکا را کدخدای دهکده جهانی میدانیم؟
8) «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ»
این آیه در ابتدایش از سجده همه کسانی که در زمین و آسمان هستند، سخن میگوید، و از آنجا که میدانیم کسانی در زمین هستند که کافرند و برای خدا سجده نمیکنند، معلوم میشود در اینجا سجده تکوینی مورد نظر است (یعنی خاضع بودن همه مخلوقات در برابر مشیت الهی) اما در عین حال، در ادامه، از سجده کردن بسیاری از انسانها و سجده نکردن بسیاری دیگر، سخن به میان میآورد؛ که این همان سجده تشریعی است، که در آن بین انسانها تفاوت هست. (المیزان، ج14، ص359)
اکنون، همان طور که تمام این دو دسته انسانها، جزئی از «کسانی که در زمین هستند» میباشند، آیا خورشید و ماه و کوه و درخت و جنبدگان هم جزئی از «کسانی که در زمین و آسمان میباشند» نیستند؟ و آنگاه، همان طور که ذکر مجدد این دو دسته انسان، برای اشاره به سجده تشریعی آنها بوده است، آیا احتمال ندارد معنایی از سجده تشریعی برای این موجودات هم در کار باشد؟ (حدیث2) خصوصا که در آیات دیگر، از اینکه آنها به رغبت یا اکراه، سجده کنند (آلعمران/83؛ رعد/15) یا تسلیم دستور خدا شوند (فصلت/11) و ...۱ سخن به میان آمده است.
مورد زیر را در کانال نگذاشتم
9) «مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ»
مفرد آمدن خورشید و ماه معلوم است، و جمع آمدن ستارگان و کوهها و جنبندگان. اما چرا درخت مفرد آمد؟
الف. برخی از مفسران بر این باورند که این از مصادیقی است که لفظ مفرد آمده، اما معنی جمع است (تفسير القمي، ج1، ص11؛ ج2، ص80)