📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدٌ»
در آیات قبل، دسته بندی ای از انسانها بر اساس حقیقت ایمانشان ارائه داد: سه دسته بر باطل (گمراهکنندگان، پیروان آنها، و دینداران سستبنیاد) و یک دسته برحق (مومنان دارای عمل صالح).
در این آیه میفرماید خداوند بر همه این گروهها با هر عنوانی که در دنیا بر خود گذاشتهاند شاهد است و اینها را در روز قیامت از هم متمایز میکند تا حساب هرکس معلوم شود.
2) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ...»
با توجه به تقابل «الذین آمنوا» با یهودیان و مسیحیان و ...، معلوم میشود، مقصود از «الذین آمنوا» کسانیاند که به حضرت محمد ص ایمان آوردهاند (المیزان، ج14، ص358) اما چرا فقط آنان را با این عنوان یاد کرد؟
الف. ایمان واقعی، ایمانی است که هر پیامبری آمد، قبول کند. مسلمانان تمام پیامبران قبلی را قبول کردهاند و اگر مدعیان جدید نبوت را دروغگو میدانند، چون در متن کتاب آسمانیشان، پیامبرشان آخرین پیامبر معرفی شده است. اما یهودیانی و مسیحیان و ... که ظاهرا ایمان آوردهاند ولی علیرغم اینکه در کتاب آسمانیشان سخن از پیامبر بعدی مطرح است، باز زیر بار پیامبران بعدی نمیروند، واقعا ایمان نیاوردهاند.۱
ب. ...
3) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدٌ»
اگرچه اصل بر باطن انسان و جهتگیری باطنی اوست، اما این گونه نیست که این عناوینی که ما در دنیا بدان تن دادهایم تاثیری در حقیقت اخروی ما نداشته باشد؛ خداوند که بر همه چیز شاهد است، انسانها را فقط بر اساس هدایت یافته و گمراه متمایز نمیکند. با اینکه ظاهرا تمام این گروها را میتوان در دو گروه حق و باطل قرار داد (با توجه به توضیح ارائه شده در تدبر2) اما تاکید کرد که خدا بین [همه] اینها جدایی میافکند.
ثمره تخصصی انسانشناسی
باطن و حقیقت انسان با ظاهر او و فرهنگی که در آن به سر میبرد، بشدت ارتباط دارد. این گونه نیست که اگر کسی مومن (یا گمراه) باشد، دیگر تفاوتی نداشته باشد که در این آیین باشد یا در آیین دیگر. روز قیامت که محل آشکار شدن حقایق است، ظاهرا فقط بین حق و باطل تمایز برقرار نمیشود، بلکه بین همه مسلکها هم جدایی انداخته میشود؛ شاید چون اثری که آنها در هدایت یا سعادت انسان دارند متفاوت است.۲
4) «... الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا ...»
نهتنها يهوديّت و مسيحيّت، بلکه مجوسيّت و صابئيّت نیز از اديان توحيدى و آسمانى بودهاند، چون نام آنان در برابر مشركان برده شده است. (تفسير نور، ج8، ص27)
5) «... إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدٌ»
خدا بر هر چیزی شاهد است.
اگر همین یک جمله را، که هیچ خداباوری در آن کمترین تردیدی ندارد، جدی بگیریم، زندگیمان چگونه خواهد شد؟
خدا رحمت کند امام عزیزمان را که میفرمود:
آن وقتی که میخواهید تکلم کنید بدانید که زبان شما، قلب شما، چشم شما، گوش شما در محضر خداست. عالم محضر خداست. در محضر خدا معصیت خدا نکنید.
http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=13&page=461
6) «إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدٌ»
در قيامت، خداوند هم قاضى است و هم شاهد.
شاید با اشاره به همین آیه است که امیرالمومنین ع میفرمایند: «از معصیت خدا در خلوت هم بپرهیزید، که همانا شاهد همان است که قاضی خواهد بود.
وَ قَالَ ع اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِم (نهجالبلاغه، حکمت324)
7) «إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدٌ»
خدایی بین اینها جدایی میافکند و درباره آنها حکم میکند که بر هر چیزی شاهد است و بر اساس حقیقتی که از آن مشاهده کرده، حکم میکند.
پس معیار جدایی آنها و تعیین جایگاه هریک، تنها و تنها حقیقت خودشان است.