1) «إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُريدُ»
اگر عدهای بر اساس بحث و جدلِ بدون علم درباره خدا دیگران را گمراه میکنند، و عدهای هم در پیروی از اینها گمراه میشوند، و عدهای هم خداپرستیشان روی حرف است و در واقع دنبال چیزهایی میروند که ضررش بیش از نفعش است و راه گمراهی را میپیمایند؛ در مقابل، کسانی هستند که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام میدهند، که اینها را حتما خدا در بهشتهایی دلگشا وارد میکند. (المیزان، ج14،ص341) اگر آن معبودهای دروغین کاری از دستشان برنمیآمد؛ در مقابل، خدایی اینها را به بهشت وارد میسازد که هر کاری بخواهد میکند و هیچکس نمیتواند مانع او گردد.
2) «إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُريدُ»
اینکه «خدا هر کاری بخواهد میکند» معنایش این نیست که کارهای خدا بیضابطه و اصطلاحا دلبخواهی است و اگر بخواهد نیکوکار را به جهنم و کافر را به بهشت میبرد؛ بلکه معنایش این است که خداوند قادر مطلق است و کاری که اراده کند که انجام دهد، هیچ مانعی نمیتواند از انجام آن جلوگیری کند؛ لذا ابتدا در آیه10 تاکید کرد که جهنمی شدن جهنمیان محصول عمل خودشان است و خدا به کسی ظلم نمیکند؛ و در ابتدای این آیه هم فرمود که خداوند حتما مومنانِ نیکوکار را به بهشت میبرد، (یعنی در این دو آیه، ضابطه بهشت و جهنمی شدن را نشان داد)، آنگاه فرمود خدا هر کاری بخواهد میکند.
3) «إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ»
در این آیه دو چیز به این انسانها نسبت داد: ایمان و عمل صالح؛ و میدانیم ایمان حقیقت بالاروندهای است که عمل صالح در آن قرار میگیرد و به بالا رفتن بیشترش کمک میکند. (إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه؛ فاطر/10) وضعیت اخروی آنها هم دارای دو مولفه است: جنات است که در آن نهرها روان است.
با توجه به اینکه آخرت باطن دنیاست، چهبسا این جنات، باطنِ آن ایمان باشد؛ و این نهرهای جاری در آن، باطنِ آن اعمال صالح. چیزی که چهبسا موید این برداشت باشد، آن روایت نبوی است که فرمود: بهشت زمین صافی است که با اعمالتان نهر و درخت و ... در آن ایجاد کنید (در واقع اگر کسی مومن شد بهشتش مهیاست، اما باید با اعمال صالح رودها و ... در آن جاری کند.۱