1) «اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظيمٌ»:
توجه به جدی بودن و عظمت آخرت است که باعث جدی گرفتن خدا در زندگی میشود. بویژه توجه شود که نفرمود: «اتقوا الله»؛ بلکه فرمود «اتقوا ربکم» یعنی پروردگار خودتان را جدی بگیرید که در آن عرصه مهیب تنها او که رب و پرورگار شماست به داد شما میرسد.
ثمره سلوکی:
بسیاری میگویند چکار کنیم که حضور خدا را در زندگیمان پررنگ شود و کمتر دچار غفلت شویم. این آیه یکی از راههای آن را نشان میدهد. کسی که به یاد آخرت باشد، نمیتواند خدا را جدی نگیرد و صرفا بر اساس دلخواه (= هوا و هوس)ش زندگی کند؛ و آخرت و مرگ هم واقعیتی است که قابل انکار نیست.
2) «... الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ... إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظيمٌ»
طبق روایات متعدد، بسم الله الرحمن الرحیم هر سوره، جزیی از آن سوره است؛ و غیر از سوره حمد، همواره جزیی از آیه اول آن سوره محسوب میشود. پس در این آیه، هم از رحمت خدا سخن گفته و هم از عظمت و دشواری زلزله قیامت. پس قیامت و عذابها و دشواریهایش هیچ منافاتی با رحمت خدا ندارد. قبلا هم اشاره شد که اگر اقتضای رحمت خدا این است که اولا انسان اختیار داشته باشد (جلسه164، تدبر1)، و ثانیا انسان به حال خود رها نشود (قیامت/36) و زندگیش سرانجامی داشته باشد، نمیشود که آخرت و قیامت و دیدن نتایج اعمال و تفاوت نهادن بین خوبان و بدان در کار نباشد.
3) «زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ»: به کار بردن تعبیر «زلزله» برای لحظه وقوع قیامت (الساعة) شاید بدین جهت است که آن لحظه همه چیز را از جای خود تکان میدهد و زیر و رو میکند؛ هم در عرصه عالم خارج، و هم در عرصه باورها و شناختهای ما از عالم: همه عوامل و روابطی که در دنیا به آنها اعتماد میکردیم هیچکاره خواهند شد، نه خورشید نور میدهد، نه کوهها استوارند و نه ... (جلسه 178، تدبر2).
4) «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظيمٌ»:
در قرآن کریم وقتی جامعه دینی را مورد خطاب قرار میدهد تعبیر «یا ایها الذین آمنوا» را به کار میبرد و وقتی عموم انسانها را، از تعبیر «یا ایها الناس» استفاده میکند. به کار بردن این تعبیر در این آیه، نشان میدهد که باور به توحید و آخرت لزوما مبتنی بر باور به نبوت و دینداری نیست و مقدم بر آنهاست. در نتیجه میتوان قبل از اینکه انسانها مسلمان و متدین به یک دین الهی شوند با آنها، نهتنها درباره خدا و آخرت سخن گفت، بلکه آنها را نسبت به این واقعیات انذار داد.
شاید بر همین اساس بوده که علمای دین، نهتنها توحید، بلکه معاد را هم مستقلا و در کنار نبوت به عنوان یکی از اصول دین (که تعبدی و تقلیدی نیست) قرار دادهاند.
5) «إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظيمٌ»
در این آیه انواع تاکیدات ادبی برای نشان دادن عظمت و دشواری قیامت به کار رفته است: «إنّ» + جمله اسمیه + تعبیر «الساعة به جای قیامت، که دلالت بر وقوع یکدفعهای آن میکند («ساعة» در لغت به معنای «لحظه» است) + تعبیر «شیء» (= چیزی، که کاملا ابهام و ناشناخته بودن آن را نشان میدهد و هر چیز ناشناختهای برای انسان ترسناک و عظیم است) + نکره بودن «شیءٌ» که بر این ابهام و عظمت میافزاید + خود وصف «عظیمٌ»
اینها همه برای این است که ما مساله قیامت را باید خیلی جدی بگیریم. کسی که زلزله آن لحظه را جدی بگیرد، میداند که این سختیها مال گناهکاران است و به طور جدی، برای آن لحظه حسنهای همراه خود میبرد تا از فزع آن لحظه ایمن شود (نمل/89)
آیا اگر انسانها قیامت را جدی بگیرند، زندگی دنیایشان هم کاملا آرام و شاد و امن و مطلوب نخواهد شد؟