1) «لـ + قد + ارسلنا» خدا حتما رسول میفرستد. انسانها نیاز به راهنمایی دارند و خدا این نیاز را بیپاسخ رها نمیکند.
2) «بالبینات»: اگر کسی از طرف خدا پیام بیاورد، حتما با دلیل کاملا روشن میآید. پس اگر کسی هم بخواهد عهدهدار رسالات الهی (مبلغ دین) شود حتما باید با دلیل کاملا روشن حرکت کند. مسیر خدا مسیر حدس و گمان و احتمال و «فکر کنم که» و ... نیست.
3) «أرْسَلْنا ... وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ» کسی که فرستاده خداست (یا میخواهد عهدهدار رسالت الهی شود) حتما دو همراه دارد: محتوای معتبر (کتاب) و معیار برای تشخیص محتواهای دیگر (میزان). با این دو است که دلیل او کاملا آشکار میشود (بینات). پس اولا کتابی دارد که میداند چه باید بکند و ثانیا معیار و میزان هم دستش است و در قضاوت و تشخیص کارهای دیگران هم خطا نمیکند.
4) «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» هدف فرستادگان الهی این است که مردم بپاخیزند: پس اولا به کار مردم کار دارند؛ ثانیا کار داشتنشان به این صورت نیست که خودشان همه کارها را بکنند بلکه باید کاری بکنند که خود مردم برای برقراری عدل و قسط قیام کنند.
5) «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»: پیامبران (به عنوان حاکم جامعه دینی) باید اهل عدل و عدالتگستر باشند؛ اما تا خود مردم اهل قیام به قسط نشوند، هدف آنها محقق نشده است.
پس: اگر عدالت حاکم در حد امیرالمومنین ع هم باشد، تا مردم همراهی نکنند، معاویهها همچنان جولان خواهند داد.
6) « أَرْسَلْنا ... أَنْزَلْنا ... لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ » بعد از اتمام حجّت از طرف خداوند، مسئوليّت با مردم است كه براى عمل و اجرا بپاخيزند. (قرائتی، تفسیر نور 9/ 487)
7) «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ»: وقتی خدا برای برپایی عدالت پیامبر میفرستد، آهن را هم نازل میکند که بتوان از آن سلاح ساخت؛ برقراری عدالت فقط با نصیحت، شدنی نیست.
8) «فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ» آنچه خدا آفریده و نازل کرده، هم کارکرد خشن دارد و هم کارکرد منفعتآمیز؛ آهن هم به درد ساخت وسایل جنگی میخورد و هم به درد رفع نیازهای متداول فناورانه؛ بستگی به خود ما دارد که در کجا از آن استفاده کنیم.
9) «مَنافِعُ لِلنَّاسِ»: آنچه خدا آفریده برای همه مردم (صرف نظر از دستهبندیهای کافر و مسلمان، خوب و بد، و ...) قابلیت استفاده دارد: پس توان استفاده بیشتر و ساخت تکنولوژی های برتر، فقط نشاندهنده «بهرهگیری بیشتر از این ظرفیت عمومی» است، ربطی به «حقانیت» یا «بهتر و عزیزتر بودن نزد خدا» ندارد؛ نه دلیل بر آن است و نه دلیل بر عدم آن.
10) «وَ» لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ ... : هر چیزی یک قابلیت استفاده به خودی خود دارد - که از آن میتوان خوب یا بد (بأس یا منافع) استفاده کرد - و یک قابلیتی برای اینکه با کمک آن بین انسانهای خوب وبد تمییز دهیم؛ اما این تمایز، بر اساس کمیت استفاده نیست (که گمان شود هرکس بیشتر استفاده کرد خدا عنایت بیشتری به او دارد!)، بلکه بر اساس کیفیت استفاده است (که چه کسی اینها را در مسیر خدایی استفاده میکند).
11) «وَ» لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ: فرستادن انبیا یک هدف خاص دارد (قیام مردم به قسط)، خلقت (فرو فرستادن) اشیای طبیعی هم هدفی به خودی خود دارد (فیه ...)؛ اما این امور ظاهرا بیربط، یک هدف مشترک هم دارند: هدف مشترک از این دو فرو فرستادن این است که آیا ما این فرستادههای مادی (مخلوقات) را در راستای آن فرستادههای معنوی (پیامبران) به کار میگیریم یا نه؟ آیا نظام تکوین و تشریع را به هم مرتبط میبینیم که اولی را در راستای دومی به کار بگیریم یا خیر؟
12) بِالْغَيْبِ: یاری کردن خدا نیاز به جار و جنجال ندارد: اگر برای خدا کار میکنیم، خودش خبردار شود کافی است. اگر اصرار بر خبردار کردن بقیه داریم، معلوم نیست که هدف واقعیمان یاری خدا باشد.
13) بِالْغَيْبِ: یاری کردن دین خدا نیاز به حضور فیزیکی پیامبر ص و امام ع ندارد. اگر در مقابل چشمت نبود و یاری کردی، ایمانت برتر است. (حدیث دوم)
14) مَنْ يَنْصُرُهُ ... إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز. اینکه خدا از ما یاری خواسته، به معنای نیاز او نیست. او هیچگاه شکست نمیخورد.
15) مَنْ يَنْصُرُهُ ... إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز. یاری کردن کسی که قوی است و هیچگاه شکست نمیخورد، یعنی همیشه پیروز بودن. کسی که برنامه زندگیاش را بر اساس «یاری کردن خدا و رسول» ببندد، هیچگاه دچار ضعف نمیشود و شکست نمیخورد.
16) «أَنْزَلْنَا الْحَديدَ ... إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز» اگر آهن مظهر بأس و شدت است، مخلوق خدایی است که قوی و شکستناپذیر است.
17) «أَنْزَلْنَا الْحَديدَ ... إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز» کسی که خدا را یاری کند، شدت و صلابت آهن و توپ و تانک در نظرش ناچیز میشود: «رهبر ما آن طفل دوازده سالهای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.» امام خمینی(ره) (صحیفه امام، ج14، ص73) http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=14&page=73